زندگی نامه  امیرخسرودهلوی

   خوش بختانه راه و روش وشیوۀزندگی امیرخسرو ،ازسال های آغازین تاپایان عمر کاملاً روشن است ،به طوری که صاحبان تراجم اورااز شاعران وعارفان نام آورپارسی گوی هند شمرده اند.(صفا،771،1371/3) جالب است که روی آوردن به عرفان و هدایت و دستگیری امیر خسرو رابه دست نظام الدین اولیا عارف بزرگ قرن هفتم و هشتم ،به سال های کودکی او نسبت داده اند.

«بنابرمآخذی که مستند برغره الکمال ،اثرامیرخسرواست،پدرش سیف الدین محمود ،دوبرادر او عزالدین علی شاه ونصیرالدین محمود و وخودامیرخسرو را(که هنوزخردسال بود)به شرف دست بوس سلطان المشایخ ،شیخ نظام الدین محمربن احمددهلوی،معروف به نظام اولیا(متوفی725)از کبار مشایخ چشتیه برد وازآن پس خسروتا پایان حیات،ارادت خودرا نسبت به آن پیرحفظ کرد و خودرا در شمار بزرگان سلسله عرفانی چشتیه درآمد.(صفا،774،1371/3)

     این عهدی که گویا درکودکی امیرخسرو با نظام اولیا بست،تاپایان عمر امیرخسرو ادامه داشت،او آن چنان ازخود خلوص ارادت نشان داد که نظام اولیا اورا از همه کس و همه چیز دوست تر داشت و گویی رابطۀمرید و مرادی به عاشق و معشوقی تغییریافت. امیرخسرو گفته است :«یک بار سلطان المشایخ این بنده را فرمود که من از همه به تنگ آیم ،تاحدی که از خودم هم به تنگ آیم و از توبه تنگ نیایم ....»(صفا،777،1371/3)

 امیرخسروبه مرتبۀمحرمیت اسرار سلطان المشایخ نایل شد ،ازدست او خرقه پوشید و از سوی او لقب«ترک الله»دریافت کرده است و شیخ چنان شیفتۀخلوص و پاکی او بود که خداوند را به حق سوز سینۀاوسوگندمی داد.«سلطان المشایخ رادر امیرخسرو عنایت مفرط بود و بارها می گفت که در قیامت هرکس به چیزی فخرکند سوز سینۀاین ترک است،یعنی خسرو قدس سرّه وی را ترک الله می گفت ، چنان که امیرخسرو گوید:

بر زبانت  چون خطاب بنده ترک الله رفـت      

 

دست ترک الله گیر و هم به اللهش رسان»

                    (صفا780،1371/3)

پاکی و سوز درون امیرخسرو تاحدّی بود که عارف بزرگی چون نظام الدین اولیا درباره اش گفته است :«اگرقیامت سؤال شود،نظام الدین چه آورده ای؟خسرورا تقدیم خواهم نمود،وقتی که دعا می کرد به طرف خسرو اشاره کرده و می گفت :الهی به سوز سینه این ترک مرا ببخش!»(شبلی نعمان ،93،1363/2)

خواجه نظام الدین اولیا وصیت کرده بود که خسرو را پهلوی قبر او دفن کنندواین راهم می گفت که اگردریک قبرروابوددوجسددفن کنند،هرآینه می گفتم که جسداوراهم درقبرمن بگذارید.(همان،94)  ازارادت امیرخسرو به نظام الدین اولیا همین بس که وقتی خبرمرگ را شنید،تمام کارشغل دیوانی رارها کرد،هرچه داشت به فقرا بخشید وبرسر قبرش مقیم شد چند ماهی بیش طول نکشید که فراق به پایان رسیدودرکنار قبرنظام به خاک سپرده شد. امّا شیوۀزندگی امیرخسرو دراین خصوص یک استثناءویک پارادوکس است ،به طوری که شاید درمیان تمامی شاعران،هیچ کس به اندازۀاو عمرش رادر دربارها و با عهده داری شغل های درباری سپری نکرده باشد.هنوز نوجوان بود که به خدمت غیاث الدین بَلبَن درآمد وپس از او نیز در دربارهشت شاه و امیر دیگر با نام های زیر حضور داشت انواع مسؤولیت راعهده دار بود :

ملک محمد قاآن،معزالدین کیقباد ،جلال الدین فیروز شاه خلجی، رکن الدین ابراهیم علاءالدین محمد،شهاب الدین عمر،قطب الدین مبارکشاه و غیاث الدین تُغلق شاه.

او از جلال الدین فیروز شاه خلجی (695-689)لقب «امیر» گرفت تا آخرسال هم چنان درخدمت غیاث الدین تُغلُق شاه بود که خبرمرگ مراد خویش،نظام الدین اولیا را شنید.وپس از آن ترک خدمت کرد .او درتمام این دوران طولانی به مبانی اعتقادی و اخلاقی خویش پای بند باقی ماند وهیچ گاه خدمت به خلق باعث فراموشی خدا و وظایف انسانی اش نشد به هرحال این شیوۀزندگی ،تقریباًتوجه تمام تذکره نویسان را برانگیخته است .شبلی نعمان نوشته است :«امیرخسرو گرچه ازاثرخاندان ،دلبستگی به دربار شاهی داشته، سروکارش همیشه با سلاطین وقت بوده ودر ظاهر سازی های درباروخوشامدوشخص پرستی ،طبعاًنفرت داشت واین خیالات اززبانش جابه جابی اختیار خارج گردیده است.اومجنون ولیلی  رادر سال 698هجری نوشته که دردربار سلطان علاءالدین خلجی مشغول خدمت بود.وباین حال در خاتمۀ آن چنین می گوید:

شب تـا سحـر و ز صبح  تا شام

بـاشم ز  برای  نفس خـود  رای

 

در گوشـۀ  غـم  نگیـرم  آرام

پیش چـوخودی ستاده برپای»

  (شبلی نعمانی 98،1363/2)

دکترصفا نوشته است :«اودر آخرعمرش (725)هم چنان درخدمت غیاث الدین تغلق شاه بود ،امّا همچنان به مبانی اعتقادی و اخلاقی خویش پای بند ماند...»(صفا،776،1371/3)

امیرخسروخود در هشت بهشت باتوجه لقب خسروی خویش از خداوند خواسته که غرورخسروی رااز او دور کند ودر عین حال نیازمند کسی نباشد.

دورکن بـادخسروی زسرم

بی نیازم کن ازدرهمه کس

 

پرکن ازخاک بندگی  بصرم

جـزدرگاه  بی نیازی و بس

  (دهلوی،15،1363)

شبلی نعمانی همچنین نوشته است:«اوباداشتن همۀمشاغل گوناگون،وقتی که به فقر و تصوف می رسد به قدری وابسته است که گویی ازتمام مادی و مادیات قطع علاقه نموده به کلی مستغرق در عالم قدس می باشد». (شبلی نعمانی 97،1363/2)

وی علاوه براطلاعات وسیع از زبان های فارسی و ترکی و عربی و ادبیات هرسه زبان ،به زبان هندی و ادب آن آشنایی داشته ،درنظم و نثر هردو استاد ودر موسیقی هندی و ایرانی ماهر و توانا بود.به او آوازی خوش نسبت داده و گفته اند که پرده ها و نغماتی که شمارۀآن ها به سیزده بالغ می شده است ابداع کرد.

 

قدر شناسی امیرخسرو

    یکی ازویژگی های مثبت امیر خسرو،قدرشناسی ازکسانی است که ازدانستن آنها برخوردارشده است .اگرشهاب الدین نامی آثارش رامی خوانده واصلاح می کرده ،ازاو به نیکی یاد می کند.واز یاری اش سپاسگزاری نموده است.از سعدی وخاقانی وانوری در غزل وقصیده شعرشان را پیش چشم داشته یاد کرده وپیروی از شعر آنها را خاطر نشان ساخته است واز همه مهم تر،حکیم نظامی که خمسه اش را پاسخ گفته در هر پنج اثر خویش از او یاد کرده وهنر او را ستوده است.اودر شیرین وخسرو به این افتخار کرده که شاگرد شایستۀنظامی باشد:

فرو گویم  به  شیرین  تـر بیانی 

که  تـا گوید مـرا عقل  گرامـی

 

بـه عرض داستـانی داستانی

زهی  شیرین شاگرد نظامـی

  (دهلوی 402،1363)

در هشت بهشت تصریح کرده است که سخنان دقیق نظامی را خوانده است آن ها را در دستور کار خویش قرار داده واز آنها شکر چینی وچاشنی گیری کرده است.

ز طـریق سخن سـرای کهن
دل  پاک  منـش  بـه  دستوری

حقـه بگشـادم و شکـر چیـدم

 

هر چـه دیدم دقیقه های  سخن

ساخت دستور خود به  دستوری

چاشنـی  را  نمـونه  بـر چیـدم

      (دهلوی ،588،1363)

امیرخسرو درمجنون و لیلی که عالی ترین اثر اوست ،دربارۀ هنر سخن سرایی نظامی گفته است:

زنـده است  به معنـی اوستـادم

مـی داد چـونظـم نـامه راپیـچ

بحری که برآب اوخسی نیست

 

و رنیست منـش  حیـات  دادم

باقـی نگذاشت بهـر مـا  هیـچ

محتـاج سـتایش کسی  نیست          

    (دهلوی،440،1363)

گویا گروهی از شاعران هم عصر امیرخسروبراوعیب می گرفته اند که چرا از نظامی تقلید کردوچرا شعراودر حد اشعار نظامی نیست؟امیرخسرو درمجنون ولیلی تصریح کرده است که نظامی از میان فنون شاعری فقط به مثنوی پرداخته وازاین مهم تر هیچ شغل و مسئولیتی نداشته مگرسرودن این اشعار،درحالی که در انواع قالب ها شعر سروده و از صبح تا شب مشغول خدمت گزاری دردربار است :

نـو کـرد بـه یکی  فنی  نشانـه

وانـگه ز جهـان  فـراغ   جسته

باری نه  به دل مگر همیـن بـار

...مسکین من مستمند بـی توش

شب تـا  سحر وز صبح تـا شام

تـا  خون  نرود ز پای  تـا  سـر

 

 

چـون یک فنـه بود شـدیگـانه

وز شغـل زمـانه  دست شستـه

کـاری نـه دگر مگر همین  کار

ازسوختگی چودیگ در جوش

در  گـوشـۀ  غـم   نگیرم  آرام

دستـم نشـود ز آب کس تـر...

     (دهلوی،241،1363)

درذکرواقعۀفوت امیرخسرودرتاریخ ادبیات صفا به نقل از «سیراولیاء» چنین آمده است:«آخرالامر امیرخسرو برابر سلطان غیاث الدین تغلق در لکهنوتی رفت،درغیبت او سلطان المشایخ بصدر جنّت خرامید،چون ازآن سفر باز آمد روی خودرا سیاه کرد و پیراهن پاره در میان خاک غلطان پیش دَرِحظیرۀسلطان المشایخ آمد...بعدَه شش ماه بزیست وبرحمت حق پیوست ودر پایان روضۀسلطان المشایخ مدفن یافت».(صفا،778،1371/3)

 

آثار دهلوی

امیرخسرو یکی از پرکارترین  شاعران پارسی گوی ودر این باب حقّاً کم نظیراست.درباب اشعاراوتا چهارصدهزار نوشته اند که البته مبالغه ای است که دربارة کثرت اشعاررودکی شده است.مجموعۀ آثار امیرخسرو ازنظم و نثر به شرح زیر تقسیم می گردند:

 

دیوان امیرخسرو

شامل انواع مختلف شعر غیر از مثنوی های اواست که شاعرخود آن را در پنج دفتر(پنج گنج)مرتب ساخته وبرهریک از آن ها نامی نهاده است.اقسام پنجگانۀ مذکورچنین است:

الف :تحفة الصغر،شامل اشعار امیرخسرو از ازشانزده سالگی تا نوزده سالگی.

ب :وسط الحیات،متضمن آثار شاعرازحدود بیست سالگی تا سی و چهار سالگی.

ج : غرّه الکمال ،دیوان ایام کمال و شامل اشعاری است تا چهل وسه سالگی.

د: بقیّه نقیّه، در مورد دوران پیری شاعر است .

ه: نهایه الکمال: از سال های اخیر حیات امیرخسرو است.

 

 

مثنوی های هشت گانه که معروف به «ثمانیّه خسرویّه»است. وسایر آثار او به شرح زیراست :

الف :منظومۀدُوَل رانی و خضرخان،به بحر هزج مسدس مقصور  یا محذوف که موضوع آن داستان عشق خضرخان پسر علاءالدین محمّد شاه خلجی با «دیول دی»دختر راجۀگجرات که مشتمل بر 4519 بیت است.

ب : تاج الفتوح ،منظومه ای است مربوط به سال اول جلوس سلطان جلال الدین فیروز شاه ،این منظومه  به بحر هزج مثمن مقصور یا محذوف است.

ج :نه سپهر،منظومه ای است مشتمل بر نه باب وهرباب بحری است مستقل به سال 718 آن را به نام قطب الدین مبارکشاه خلجی سروده است .

د:تغلق نامه،در ذکر احوال غیاث الدین تغلق شاه (720-725 ه)سردودمان پادشاهان تغلقیۀدهلی.

ه :مطلع الانوار،منظومه ای است  به بحر سریع در جواب مخزن الاسرار نظامی در3310بیت که در سال 698 به مدت دو هفته سروده شد.

و:شیرین و خسرو،به بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف که امیر خسروآن را به تقلید از خسرو و شیرین نظامی ودر موضوع همان منظومه و مشتمل بر 4124 بیت درسال 698 به اتمام رسانید.

ز: مجنون و لیلی،به تقلید از لیلی و مجنون نظامی ومشتمل بر 2660 بیت که آن را نیز در سال 698سرود.

ح : آیینه اسکندری،منظومه ای است به بحر متقارب مثمن مقصور یا محذوف که در4450 بیت ودر سال 699 به پایان رسانیده است.

ط: هشت بهشت،درجواب هفت پیکر نظامی در موضوع عشق بهرام گوربا دلارام و سپس خشم گرفتن براووساختن هفت گنبد به هفت رنگ و رفتن در هریک از ایام هفته به یکی از آن ها که محل یکی از معشوقه های بهرام بود و شنیدن قصه ای ازاو ، و سرانجام به گورافتادن بهرام در طلب گور.این منظومه را امیرخسرو در 3352 بیت به سال 701 سرود.

ی:قران السعدین،مثنوی است به بحر سریع در موضوع مناسبات و مراسلات معزالدین کیقباد پسر بغراخان با پدر خود که امیرخسرو آن رادرسی و شش سالگی خود ودر مدتی کوتاه به نظم در آورد ولی مهارت و قدرت اودر شاعری دراین منظومه مشهود است .

امیرخسروگذشته از دیوان و مثنوی های یادشده مجموعۀشعری به نام «جواهرخسروی»دارد مشتمل برموضوع های مختلف که بیشتر تفننی است و شرح آن چنین است :

نصاب بدایع العجایب؛گهریال امیرخسرو که منظومۀکوتاهیست در حساب انگشتان ؛مثنوی شهرآشوب مرکّب ازشصت و هفت رباعی؛خالق باری که نصابی است برای زبان هندی و چون اولین بیت آن به «خالق باری» شروع می شود به این نام مشهوراست واین منظومه به چندین بحراست ؛چیستان مرکب از قطعاتی به هندی.

کتاب های نثرامیرخسرو عبارت است :

«خزاین الفتوح»معروف به تاریخ علائی درتاریخ سلطان علاءالدّین محمّد خلجی.

«افضل الفواید»متضمّن ملفوظات نظام الدین اولیاءمرادِامیرخسرو دهلوی.

«رسائل الاعجاز»یا اعجاز خسروی در ذکر قواعد انشا فارسی.این کتاب را در سه مجلد ودر سال 719 ه به پایان رسانده است .

1-        دهلوی امیرخسرو،مسکو1964،مجنون و لیلی(اوغلو محرم اف ،طاهر احمد)، انتشارات دانش تهران

2-        صفا،ذبیح الله،1371،تاریخ و ادبیات ایران،تهران ،جلد3،بخش دوم

3-        صفا،ذبیح الله،1352،چاپ سوم،حماسه سرایی درایران،انتشارات امیرکبیر،تهران

4-      نعمانی،شبلی،1363،شعرالعجم،ترجمه محمدتقی فخرداعی،دنیای کتاب،تهران

 



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ | ٤:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : عبدالرضاآریاپور | نظرات ()
  • وبلاگ شخصی | بن تن