منظومه های عاشقانه

 داستان «حب و دلدادگی» داستان زندگی بشر است .دوست داشتن و در راه دوستی پایداری کردن برای یک انسان مایۀ افتخار است و آدمی که فاقد موهبت «دوست داشتن »است فردی کامل نیست یعنی بخش اعظم وجود عاطفی را فاقداست .

تاریخ بشر سراسر بیان همین دوستی هاست دوستی و علاقه به مال و جاه و علم و قدرت و زن و فرزند و میهن و.....ازمیان این گونه دوستی ها گرایش به جنس مخالف از فطریات است که در زندگی هرکسی به نحوی بروز می کند .این تمایل که ابتدا هوس است مخصوصاً در ایام جوانی و بعد تبدیل به« عشق» می شود. همراه با حالات متنوع و گسترده ای است که منجر به تولد واقع های گوناگون می شود ، این بخش از زندگی هرکسی توأم با لحظه های به یاد ماندنی و مؤثری در زندگی اوست .بعضی از این «عشق» هابا ناملایمات و فراز نشیب های فراوانی همراه است تا در نهایت به وصال منتهی می شود وبعضی نیز با شکست و حرمان وعدم توفیق.

 


انواع و اقسام این ماجراها در حوزه های کوچک و بزرگی منتشر شده و بر زبان هاجاری شده و بعضی نقل محافل می شود.در میان هر قوم و ملتی ما مواجه با «عشق» هایی هستیم که برای آن ملت سمبل و نمونه از اقوام بدوی تا ملت های اصیل و با تمدن،ازمیان طبقه اشراف وشاهزادگان تا طبقۀپایین و مردم عامی.  بعضی از این ماجراها به صورت مکتوب در می آید و در تاریخ یک ملت باقی می ماند و حکم شناسنامه  فرهنگی را برای آن قوم پیدا می کندبسیاری از قطعه های ادبی در هر زبانی با بیان مسائل عاشقانه اختصاص دارد.

در ادب فارسی  سخن از عشق و بیان سختی ها ولغزندگی آن وبیان شورها و اشتیاق های آن وبیان وصل ها و حرمان ها آن بیشتر در شعر منتشر شده است واز قدیم ترین زمان ها آثاری برجای مانده است که سخن از دوستی،محبت وکشش درونی عشاق دارد.اغلب قریب به اتفاق منظومه های زبان فارسی خالی از داستان های عشقی نیستند حتی منظومه های حماسی وعرفانی به مناسبت،گریزی به یک ماجرای عشقی دارند.

 در منظومه های عرفانی حکایت های متعددی را شاهد هستیم که در این زمینه سخنی دارند و شاعر البته از این حکایت ها به دنبال هدف خاصّ است و نتیجه ای متناسب با موضوع بحث ازآن می گیردودرمنظومه های حماسی معمولاًبیان تاریخ است اما به هرحال گزارش یک ماجرای عشقی در هردو گونه آثار خمیرمایه مناسبی برای شاعر است تادیدگاه های خودرابیان کند وسخنش را چاشنی بخشد. منظومه های عاشقانه از نظر وزن تقریباً در تمامی اوزان معروف سروده شده اند لیکن بیشتر آن ها در وزن« خسرو وشیرین»و «لیلی ومجنون» است.اولین کسی که منظومه ای کامل درتوصیف یک ماجرای عشقی سرودهمانا عنصری است که داستان عشق میان وامق و عذرا را به صورت  منظومه ای در بحر متقارب در آوردوپس از آن فخرالدین اسعد گرگانی با «ویس ورامین»کار عنصری را دنبال نمود .

 اما اولین کسی که سخن را در بیان عشق و دوستی وجذابیت های آن میان عاشق و معشوق به بلند ترین مرتبه رسانید نظامی گنجوی بود.اودر این امرچنان توفیق یافت که پس از او همۀشاعران از او تبعیت کردند و به اقتفای او رفتند وبعضی از شاعران هرچند تلاش فراوان کردند اما نتوانستند به پای او برسند.متابعین نظامی درقرن هشت و نه شاعر بزرگی مثل «امیرخسرو»،«جامی»و«کاتبی»بودند.وبعداز این ها در سراسر دورۀصفوی مواجه با گروه شاعران هستیم که درهمه ویا بخشی ازمنظومه های داستانی خود اول به نظامی وبعدبه امیرخسرو وجامی نظر دارند.

داستان های عشقی درادب فارسی یا مربوط به عاشقان ایرانی است مثل«خسرووشیرین»یاعاشقان مشهوردرمیان اقوام دیگر که عمدتاًازجهت تنوع هندی است مثل«هیرورانجها»،«نل ودمن»،«کامروپ و کاملتا»،«مدهومالت ومنوهر»و... وازجهت قدمت عشاق معروف عرب«لیلی ومجنون» است وپس ازآن«یوسف وزلیخا»که ریشه عبری داردو«وامق و عذرا»که چند اصل برای آن قائل شده اند.برخی از منظومه های عاشقانه رمزی یا تمثیلی است مهم تر از همه  آن ها حکایت«سلامان وابسال» است .

 داستان پردازی ومنظومه های عاشقانه

رواج منظومه های عاشقانه درادب فارسی تا آنجا بود که بیش از صدها منظومه بزمی عاشقانه توسط شعرای مبتکر و مقلّد  در شکل ها و صورت های گوناگون ساخته و سروده شد.داستان سرایی و داستان گزاری از قدیم به علّت نقش مهمی که در زندگی مردم داشته، همواره مورد توجه ملل بوده است.القاب و مشاغلی چون سحرگری،نقّالی،سخنور،قصه خوانها ،دفتر نویس،قصّه گو دردربارها نشان از اهمیّت این شغل و حرفه دارد.«نام داستان گویانی چون «بهروز»دردستگاه خسروپرویز، «آزاد سرو سیستانی»در شاهنامه و«مخ پیرخراسان»در مقدمه شاهنامه ابومنصوری دلیلی براین مدعا است نه تنها داستان پردازی دردربار شاه رواج و رونق داشته بلکه عموم مردم نیز اوقات فراغت خودرا باشنیدن افسانه ها وداستان های قصّه گویان و نقالان کُهان دوره گرد سپری می کردند وچه بسا که خود باافزودن آلام و آرزوها وتلخی ها وشیرینی های زندگی شخصی آن رابه نسل آینده منتقل می ساختند».(ذوالفقاری،5،1382)

     اگرچه قبل از اسلام ادبیات تعلیمی درقالب پند نامه ها و اندرزنامه ها به علّت توجّه به اخلاق علمی رونق و رواجی داشته اما متون تاریخی و خصوصاً متونی که با چاشنی عشق توأم و همراه باشد کم نبوده،شاهنامه فردوسی وشاهنامه های پس از آن در واقع میراث ادبی ایران باستان است ؛برای مثال «مزدک نامه» و«داستان ورهرام چوبین نامک» باپایانی اندوهناک ویاداستان «زال ورودابه»و«بیژن ومنیژه»که فردوسی آن هارابه نظم آورده بازمانده آن چیزی است که قبل ازوی وجودداشته است.«ازجمله متون قبل ازاسلام که تأثیر به سزایی دررونق داستان سرایی داشت یکی قصّه «هزارافسان»است که بعدها به «الف لیله»و«هزاریک شب»درعصراسلامی ترجمه و نقل گردید».(ستاری124،1382)

 «درایران باستان مانویان به قصّه و تمثیل توجهی ویژه داشتند چنانکه در میان قطعات تورفان، داستان هایی بدست آمده که متضمن دستورهای اخلاقی و تعلیمات زندگی روزمره است .»(صفا131،1371/1)«درعصر داریوش نیز به داستان عشق پانیتا(زن)وآبرادت(مرد)نیز اشاراتی شده   است ».(مدی،33،1371)دردوره های اسلامی داستان هایی باقی مانده ازمیراث گذشته اعم از مکتوب یاشفایی با محتویات افکار آن دوره وخصوصاً فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی گره خورد ومنظومه های جدیدی رابه وجود آورد.یکی از دلایلی که این روند را تشدید می کرد احساس هنری و طبیعت ایرانی و علاقه وافرش به شعروادب وهنر توأم با پذیرش واستقبال جامعه بود.زیرا یکی از راه های مقاومت دربرابر عرب را حفظ فرهنگ قبل از اسلام می دانستند.این بود که افسانه ها و اسمار وداستان های کهن جمع آوری و ترجیحاً درقالب نظم صورت منظوم و مکتوب و مدون یافت.البته پیدایش گروهی از داستان های عاشقانه مرهون نهضت ترجمه درقرن دوم بود.

سیرتاریخی منظومه های عاشقانه

بارواج شعرغنایی در قرن پنجم به زمینه های موجود ورونق داستان سرایی ومنظومه پردازی،منظومه های عاشقانه نیز کم کم شکل می گیرد که ازبرخی نشانی باقی است،چون مثنوی های رودکی ویابخشی ازآن دردست است چون وامق و عذرای عنصری ویاتمام آن موجوداست چون ورقه وگلشای عیوقی.«شایدبتوان داستان های عشقی شاهنامه فردوسی رادرکنارجریان های پهلوانی و حماسی شکل می گیرد،سرمنشأیی برای نظم های دوران بعددانست،داستان هایی چون زال ورودابه،بیژن و منیژه،سودابه و سیاوش واشاراتی به عشق شیرین و خسرو وبزم های بهرام گور،نطفۀ داستان های عشقی تکوین یافته است». (اته،68،1337) درهمین دوران است که مثنوی به عنوان قالبی برای منظومه های عاشقانه تثبیت می‌گردد.

 درپایان همین قرن است یکی ازبزرگترین داستان های عاشقانه بابافت داستانی قوی و زبانی فصیح توسط فخرالدین اسعد گرگانی بانام«ویس ورامین»خلق می گردد واین منظومه که ترجمه و بازآفرینی روایت پهلوی داستان است ونقطه شروعی برای داستان ها ومنظومه های بعدی گشت.اما این داستان به دلایلی چند مورد توجه وتقلید مستقیم قرار نمی گیردالبته باتغییرمحتوی و موضوع متناسب بامحیط اسلامی،غیرمستقیم پیروان زیادی پیدامی کندازجمله نظامی درنظم خسرووشیرین .

«بایدگفت باداستان ویس و رامین تفاوت بین حماسۀ تاریخی وداستان رمانتیک ازلحاظ اسلوب ظاهری هم شروع می شود،زیرا اولی دربحرمتقارب است که اوج لطف آن را شاهنامۀ فردوسی نمودارساخته،دومی یعنی داستان رمانتیک دربحر هزج است که فخرالدین آن را به کاربرده،این اختلاف وزن بین دونوع موضوع تاکنون به جا مانده».(اته،71،1337)

ازیک اثردیگر دراین قرن باید نام برد که بعدها بااستقبال مواجه شد وآن نظم یوسف و زلیخا ازقصص قرآنی درعصرطغانشاه سلجوقی بود.نظامی درقرن ششم ودرادامه این خط سیر باهنروبیان و اعجازخاص خودقله نشین نظم منظومه های عاشقانه گشت چنان که ازداستان های ایران قدیم رسامی نظمی نوین ودرخورهزارآفرین پدیدآوردکه بعدها مقلّدان بیشماری رابه دنبال داشت.درواقع مکتب نظامی درداستان سرایی جدای ازآن که خود تحولّی شگرف درشعر وادب بود،شاعران بزرگ دیگری رانیز به تشویق واداشت تاخمسه ها وسبعه ها بیافرینند.آنچه که درقرون هفتم وهشتم ازمنظومه های عاشقانه به وجود آمد،دنباله کارنظامی و تقلید ازاوبود وبس.آنچه در ساخت مکتب نظامی مؤثربود شیوه توصیف ولطافت بیان واحساسات اوبود.

 کسانی چون خواجوی کرمانی وسلمان ساوجی وعطّارنیشابوری قطعاً ازمقلّدان موفق نظامی اند وبرخی چون امیرخسرودهلوی ابتکاراتی رادرکار خود راه داد چنانکه خسرو داستان «دولرانی وخضرخان»رابه تأثیرازداستان های هندی ساخت وبعدها همین روش اوبود که مورد استقبال شعرای شبه قاره هند چون فیض دکنی درنظم «نل ودمن» گشت.

عطاردرقرن هفتم منظومه های زیادی راسرود.«خسرونامه»یا «گل وخسرو» که ماجرای دودلداده و داستان زندگانی دو شاهزاده است را به سلک نظم کشید.تعداد ابیات خسرونامه به اختلاف نسخ 7600تا8364 بیت  است.

اولین و مستعدترین گویندگانی که پیروی از نظامی پرداخت همانا یمین الدین ابوالحسن امیرخسرو بود که نیروی تخیل و قوت بیان و سبک کامل فنی او مسلم است.خمسۀ اومرکب است از سه داستان رمانتیک«شیرین وخسرو»و«مجنون و لیلی»و«خضرخانی»است.

بهترین این نوع داستان که جنبۀ خاص رمانتیک دارد همانا کتاب «دولرانی وخضرخان» است.وآن سرگذشت غم انگیز عشق شاهزاده خضرخان پسرعلاءالدین خلجی با دختر رای کرن گجراتی است.امیرخسرو این مثنوی را،دراثرخواهش شاهزاده نابینا خضرخان،در چهار ماه سروده ودر 7ذوالقعده 715به پایان برده است.تعداد ابیات آن چهارهزار وپانصدونوزده بیت است.این منظومه را«عشقیه»نیز نامیده اند.

امیرخسرو دهلوی شیرین و خسرو و مجنون و لیلی را بر وزن و به تقلید نظامی سرود اما هیچ گاه به پای همتای خود نرسید.

یکی دیگر از منظومه های عاشقانه ای که در قرن هفتم سروده شد همانا مثنوی «عشق نامه» اثر خواجه حسن دهلوی سجزی یا سنجری است.خواجه حسن دهلوی این مثنوی را در 606بیت سرود .اواین داستان که در بین مردم رواج داشت به نظم کشید. داستان سرگذشت عاشقی است از هندوان که پس از آن که معشوقش را ازدست می دهد،درمراسم سوزاندن معشوق، خودرا به درون آتش می اندازد و جان خودرا از دست می دهد.

دراین عصر داستان ها درویژگی ها وبافت آن ها در واقع صورت های مختلف ازنظم گذشتگاه و تأثیر ازادب عرب وروایات عامیانه است.میان شمارۀ زیادی از داستان های رمانتیک گویندگان فارسی یا داستان هایی که صبغۀ رمانتیک دارد باید به سه یا چهارنوع رااز هم تفکیک کرد: 

«نوع اوّل داستان هایی که به طورغیر مستقیم تقلیدازسه موضوع داستانی نظامی است که درجریان اصلی وقایع حفظ شده ولی خود قصّه واشخاص آن تبدیل وتغییریافته اند؛ازاین نوع داستان هایکی«جمشیدو خورشید»که با پیروی ازخسرووشیرین،درحکایت عشق شاهزاده جمشید پسرخاقان چین با شاهزاده خورشید دختر قیصرروم است.که آن را سلمان ساوجی در سال736ه.ق به نظم کشیده است.هم چنین از نظیره های خسرووشیرین منظومۀ «مهرونگار» اثرجمالی است که درسال 805 ه.ق تنظیم یافته است.وایشان درتتبع نظامی مثنوی«محزون ومحبوب»رادر سال 814 ه.ق به نظم کشید واین دو باهفت اورنگ اجزای خمسۀ اورا تشکیل می دهند.

   نوع دوم داستان های متأثر از ایران قدیم که تأثیر قوۀخیال درآن ها باعث دشواری تشخیص عناصرقدیمی در آن ها می گردد چون« همای وهمایون» که عبارت است از حکایت  ماجرای عشق شاهزاده همای زمین خاوری پسر شاه هوشنگ با شاهزاده همایون دختر فغفرچین،که خواجوی کرمانی آن را به نظم کشید.وی اولین شاعر ایرانی الاصل است که بعداز نظامی به نظم خمسه پرداخت،منظومۀمذکور مهم ترین قسم خمسه اوست. جزء دیگرازهمان خمسه که باز از حیث موضوع،ایران باستان رابه خاطر می آوردمنظومه رمانتیک «گل ونوروز»است وآن سرگذشت عشق شاهزاده نوروز پسر شاه فیروز خراسانی به گل دختر قیصر روم و شرح سفرها و نبرد های اوست،دراین داستان هم مانند داستان سابق دوعاشق بعداز دشواری ها به وصال هم می رسند،ولی طالع نامیمون در عقب آن ها است وبه حکم مواضعه ای که علیه آنان به عمل می آید تخت فرمانروایی و جان خودرا از دست می دهند.می توان گفت:داستان«سلیمان و ملکه سبا»که از افسانه های تورات سرچشمه می گیرد نیزازهمان نوع یعنی نوع داستان های رمانتیک مربوط به قبل از اسلام است.

نوع سوم داستان عشق سلطان محمود به غلام و ندیم خود ایاز است.که مربوط به دورۀاسلامی است.قدیم ترین طرح این موضوع که به اطلاع ما رسیده است مثنوی«محمود و ایاز»منسوب به فخرالدین علی صافی است که آن را به سبک وزن و لیلی و مجنون نظامی به نظم کشیده است.دومی که در بحر خسرووشیرین نظامی است از آن انیسی است که در سال 1014 ه.ق وفات یافته است.سومی از زلالی است ،اوتقریباً 23 سال(1001 تا1024 ه.ق)از عمرخودرا صرف نظم این اثرکه مورد تعلق خاطرش بود کرد؛چهارمی اثر طبع میرزا محمد علی صایب اصفهانی است که درسال 1088ه.ق وفات یافت.

نوع چهارم داستان های متأثرازروایات قرآنی وافسانه های دوره اسلامی،نیزدراین موقع قابل ذکراست و آن عبارت است ازمنظومۀ«دستورالعفاف»که شرح پیروزی  نهایی یک زن با تقواست در مقابل اغوای گمراه کنندۀ برادر شوهرش که قاضی خدانشناسی بود،ناظم آن تراب نام دارد که در زمان سلطان حسین صفوی(1126ه.ق) زندگی می کرد،وموضوع راازخبری از«اصول کافی» شیخ کلینی – کتاب معروف در جمع احادیث امامیه- اقتباس کرده است.دیگر«درّمکنون» است که درآن خبری درباب دختر قیصرروم و حضرت امام حسن عسکری (ع)موضوع را تشکیل می دهد،گویندۀ آن میر شمس الدین فقیر مؤلف دوداستان دینی است واین منظومه را در سال 1168ه.ق به نظم کشیده،این شاعر گاه خودرا مفتون می نامیده است.دیگر منظومۀ«شاهد ومشهود»تألیف میرزا عظیمای اکسیراست که موضوع راازیک افسانۀمعروف مصری گرفته وآن را ازبرادرخودابوالحسن شنیده،وی در زمان محمد شاه ازاصفهان به دهلی آمد ودرشهر مرشد آباد وفات یافت.

    نوع پنجم منظومه هایی که موضوع آن ها مربوط است به شبه قاره هند که به فارسی ترجمه شده و مورد تقلید قرار گرفته اند وموضوع های آنان نیز هندی است یعنی قصه های عاشقانه ای است که ازهند سرچشمه گرفته ودرابتدا به یکی از زبان های معاصر آن دیار مانند هندی وسندی نوشته شده و بعداًبه فارسی در آمده است.پنج موضوع متداول و مطلوب در هند ازاین نوع عبارت است از: «کامروپ و کاملَتا»،«مَدهومالَت ومَنُهَر»،«پَدماوَت»،«پَنون و سیسی»،«هیرورانجه (یارانجها یا رانجهن)».که منظومه های متعدد و بی شمار به تقلید ازیکی از موضوعات پنجگانه فوق بوده است.»(اته،1337 ، 92-85)

 در قرن نهم نظم داستان های عاشقانه روبه افزایش می گذارد.یک تحول و تازگی که در منظومه های این عصر دیده می شود آن است که برخی از شاعران چون فتاحی نیشابوری در«حسن ودل» وجامی در«سلامان و ابسال» وخواجه مسعود قمی در«شمس وقمر»ودیگران،شکلی رمزی وبیانی استعاری به داستان می دهد.ازنظیره پردازان موفق نظامی و امیرخسرو می توان به جامی،هاتفی عبدالله کاتبی،مکتبی شیرازی اشاره کرد.قرون دهم تاسیزدهم به لحاظ کمی وازنظر شماره منظومه های قرون گذشته ،به طوری که منظومه سرایی دراین سه قرن به صورت یک سنت درآمد یعنی هر شاعری رسالت خود را بانظم یک داستان عاشقانه پایان یافته می دیدو معلوم است که به چنین گسترش چشمگیر ،زبان منظومه ها بسیار نازلتر ازدوران قبل خواهد بود.درواقع در تمامی منظومه های این دوران بلا استثنا تمامی خصوصیّات داستان های گذشته را می توان یافت وزبان آن ها عموماً ساده و متمایل به زبان عامه مردم است چنانچه دربیشتر موارد رنگ داستان های عامیانه به خود می گیرد وازاین جهت شاید دشوارباشد برخی ازآن ها رادرکنار منظومه های عاشقانه دوران گذشته چون آثارنظامی و امیرخسروقراردارد.البته منظومه های این دوران خالی از ابتکار هم نیست،چنانکه برخی از تحرک بیشتری برخوردارند مثل« کامروپ وکاملتا» و«نل ودمن» و«سسی وپنون »که اصلیتی هندی دارند.منظومه های عاشقانه ازعصربازگشت کم کم روبه افول می نهند چنانکه دردوران مشروطه وبعد ازآن و تازمان ما به کمترین تعداد خود می رسد شاید یک دلیلش تحولی بود که در بینش قوم ایرانی به وجود آمد.

منابع:

1-  اته،هرمان،1337،تاریخ ادبیات فارسی،ترجمه رضازاده شفق،انتشارات نشرکتاب،تهران

2-       ذوالفقاری ،حسن،1382،منظومه های عاشقانه ادب فارسی،انتشارات نیما

3-       صفا،ذبیح الله،1371،تاریخ و ادبیات ایران،تهران ،جلد1

4-       ـــــــــــ ،1371،تاریخ و ادبیات ایران،تهران ،جلد2

5-       ـــــــــــ ،1371،تاریخ و ادبیات ایران،تهران ،جلد3،بخش اول

6-       ـــــــــــ ،1371،تاریخ و ادبیات ایران،تهران ،جلد3،بخش دوم

7-       ـــــــــــ ،1371،تاریخ و ادبیات ایران،تهران ،جلد3،بخش دوم

8-       مدی،ارژنگ،1371،عشق درادب فارسی،مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی،تهران

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢۱ | ٤:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : عبدالرضاآریاپور | نظرات ()
  • وبلاگ شخصی | بن تن