پوشیده نیست که حیات و شادابی یک جامعه به زبان و فرهنگ آن جامعه است. این زبان است که وسیله‌ی پیوند و ارتباط بین اقشار مختلف جامعه می شود. انسانها بدین‌سان می‌توانند احساسات ذهنی و اندیشه‌های درونی شان را به همنوعانشان منتقل نمایند، حال آن اندیشه چه خوب و پسندیده باشد یا بد و ناخوشایند، در مدح و فضیلت کسی باشد یا در هجو و مذمّت او. از دیر باز شعر و شاعری در بین اقوام مختلف جهان رواج داشته است. افرادی که اشعار حماسی  می سروده‌اند، از مقام و منزلت خاصی در بین جامعه‌ی خود برخوردار بوده‌اند  و مردم به شاعرانشان که می‌توانستند شجاعت و عظمت قبیله‌‌شان را به بهترین وجه در قالب شعر به تصویر بکشند، فخر می‌ورزیدند و به آنان مباهات می کردند. بیشترین اشعاری را که  این موارد توسط شاعران خوانده می‌شد، در قالب قصیده بود. در واقع بهترین قالبی .......


که می‌توانستند در آن مدح مقصود و معشوق خود را بیان کنند و یا در میادین جنگ و زور‌آزمایی با اشعار حماسی افتخارات ملّی و نژادی خودشان را بیان نمایند، قصیده بود. هرچند که قصیده ابتدا در بین فارسی زبانان رواج نداشت و به نوعی آنرا از زبان عربی وام گرفتند، ولی رفته رفته و به مرور زمان قصیده به شکوه و عظمت خاصی در زبان فارسی رسید.

 شاعران فارسی گوی در قالب شعری قصیده  ممدوح خود را توصیف می‌کردند و بسیاری از آنان در قبال سرودن قصائدی در مدح پادشاهان، صله‌هایی را دریافت می‌نمودند. چرا که قالبهای دیگر شعری تا آن زمان در جامعه پدید نیامده و یا حداقل شکوه و عظمتی چندانی نداشت.  هرچند که قالب قصیده بحثهای بسیار پُردامنه و وسیعی را می‌طلبد اما ما در این نوشتار صرفا نگاهی به تاریخچه و انواع قصاید در زبان فارسی می‌اندازیم.

   مفهوم قصیده:

قصیده یکی از قالبهای رایج و معروف شعر فارسی و عربی است که تعداد ابیاتش زیاد است که بطور متوسط در زبان فارسی به 50 تا60 بیت می‌رسد.(البته در عربی ابیات طولانی تراست). قصاید همواره در یک وزن و قافیه‌ی ثابت سروده می‌شوند. هر دو مصّرع اول به عنوان مطلع و همه‌ی مصراع‌های دوم آن دارای قافیه‌ی متحدند.  از حیث میزان ابیات، حداکثری برای ابیات قصیده نمی‌توان پیش بینی کرد.1

 

موضوع اصلی قصیده 

 معمولا لحن و موضوع اصلی قصیده اشعار حماسی است اما در مورد حمد و ستایش، مدح، هجو، مفاخره، مدح شاهان، وزیران، بزرگان دین و فرهنگ، تهنیت جشن، در وصف بهار، ستایش لشکر کشی، توصیف طبیعت، موعظه‌های اخلاقی، آئین حکمی فلسفی و پند و اندرز نیز به کار می‌رود که جنبه‌ی فرعی دارد. همان گونه که گفتیم  قصیده دارای لحن حماسی است  که تعداد بیتهای آن در موضوعات مختلف متفاوت است. در موضوعات حماسی و توصیفی از  15 تا300 بیت هم سروده شده است، امّا به ندرت از 70 بیت تجاوز می‌کند. 

                          تاریخچه قصیده‌سرایی

قصیده تا قرن ششم یعنی روزگار سنایی غزنوی و آغاز ورود جدّی عرفان در سروده‌های فارسی، قالب اصلی و برتر شعر فارسی بود. از قصیده سرایان برجسته‌ی این روزگار سنایی غزنوی، خاقانی و انوری است. مخصوصاً رانوری قصیده را به حدکمال رساند. در زمان او قصیده دوران اوج و طلائی خود را می‌گذراند. پس از این دوره به ویژه پس از هجوم مغولان و انزوای ناخواسته اهل قلم و روی کرد نیمه آگاهانه‌شان به تصوف و عرفان، شعر فارسی در قالب غزل

برای قرنها به عنوان قالب برتر در بین جامعه پذیر فته شد. زیرا غزل بر خلاف قصیده مویه‌های درون شاعران را بهتر و دقیق‌تر نشان می‌داد. در عین حال مثنوی نیز قالبی مطلوب برای قصه‌ها و تمثیل‌های عارفانه بود.

 بدین ترتیب طبع شاعران خود‌آگاه یا ناخود‌آگاه قصیده را پس از غزل و مثنوی در جایگاه سوم قرار داد. بی‌توجهی به قصیده در دوران صفویه فراگیر شده بود و دیگر از صله‌های کذایی که در دوران سامانیان و غزنویان به شاعران می‌پرداختند، خبری نبود و شاعران هم از قصیده سرایی دلسرد شده بودند. البته در این دوران معدود شاعران قصیده‌سرا سعی می‌کردند به سبک هندی شعر بگویند.( اشعاری اغلب سست و بی‌محتوی). اما در دوره‌ی بازگشت، شاعران با نگاه مقلدانه به شعرهای رسمی روزگار پیشین، قصیده را باز یافتند.

 شاعران در دوره بازگشت سعی کردند قصاید سبک خراسانی را که شکوه و عظمت خاصی در گذشته داشت را باز سازی کنند، امّا موفقیتی چندانی بدست نیاوردند. در دوران پیش از مشروطیت قصیده حیات خود را با مفاهیم تازه بازیافت. در ایران شاعران مخالف سلطنت قاجار، قصیده را که پیش از آن مفاهیم دینی، فلسفی و اندیشه‌گرایی را بازگو می‌کرد، محمل آرمان‌ها و اندیشه‌های اجتماعی و سیاسی قرار دادند و این بهره‌گیری در بیان مضمونهای اجتماعی ـ سیاسی تا دهه‌ی نخستین سده 14ش، ادامه داشت.

 در این میان ادیب الممالک بهار و پروین اعتصامی از چهره‌های برتر این قالب بودند و قصایدشان سرشار از اندیشه‌ها و انتقادات اجتماعی و سیاسی بود.3

  انواع قصیده 

1- مدحیه

که موضوع آن مدح پادشاهان، ستایش قدرتمندان، حاکمان و بزرگان دین یا اشخاص مورد ارادت شاعر است که برای جلب رضایت و تسخیر قلوب آنان سرودن شعرش را آغاز می‌کند. قصاید مدحیه بخش اعظم قصائد زبان فارسی را تشکیل می دهد. 

قصاید مدحی از ابتدای شکل گیری تا دوره  مشروطیت را در بر می‌گیرد.

 قصیده های عنصری، فرخی، انوری ، ظهیری از نمونه‌های برجسته‌ی این نوع قصاید به شمار می‌آید

 مثل این قطعه از قصیده ناصر خسرو در مدح «مستنصر بالله» هشتمین خلیفه فاطمی مصر :

رفتم به دربانش و بگفتم سخن خویش       

  فـتا مبر اندوه که شد کانت به گوهـر

دستم به کفی دست نبی داد به بیـعت     

      یـر شـجر عـالی پــر ســایه مثـمـر

از رشک همی نام نگویمش درین شعر      

   گویم که خلیلست کش افلاطون چاکر

استاد و طبیب است و مؤید ز خداو ند     

    بل کز حکم و عـلم مثالست و مصّور4  

 2- حبسیّه

 

به اشعاری گفته می‌شود که شاعران وقتی در بند و زندان بودند آنها را می‌سرودند که از وضع و حال خویش و چگونگی زندان سخن به میان می‌آوردند که موضوع آن طبعاً و غالباً گلایه از حسودان و شکایت از دست روزگار بود که آزادی وی را نتوانسته تحمل کند، لذا وی را به بند کشیده است. همچنین در این نوع از قصاید طلب آمرزش و بخشش از خداوند و نیز حاکمان  ـ که به ظن وی او را حسودان از چشم بزرگان انداخته اند ـ ، نیز دیده می‌شود. بی شک یکی از بهترین حبسیّه سرایان مسعود سعد سلمان است.

  هرچند از نظامی گنجوی نیز حبسیاتی بجای مانده است که البته سوز و حال حبسیات مسعود سعدرا ندارد.

حبسیات مسعود سعد چنان دردناک است که در دل سنگدلان نیز اثر می‌گذارد. یکی از مشهورترین قصیده‌های مسعود سعد، قصیده «نای» است که این قصیده را در زندان «نای» سروده است. مرحوم عبدالحی حبیبی سالها پیش در مقاله‌ای بنام محابس مسعود سعد

در شماره 21 مجله یغما، و پس از آن در کتاب «پنجاه مقاله» در سال 1361 اثبات کرد که زندان «نای» در غزنین افغانستان واقع است. در این منطقه  دژی ّاست بنام «نی قلعه» که به زعم

 آقای حبیبی همان نای مسعود سعد است و امروزه به «نای قلعه» معروف است. 

نالم به دل چو نای من اندر فراق نای        

  پستی گرفت همت من زین بلند جای

آرد هـوای نـای مـرا نالـه هــای زار        

  جز ناله‌های زار چـه آرد هــوای نای

من چون ملوک سر ز فلـک بر گذاشته       

   زی زهره برده دست و به مه بر نهاده پای

امـروز پـسـت گشـت مـرا همت بلند   

  زنگار غـم گرفت  مـرا طبـع غمـزدای

ای بی هـنر زمانه مـرا پاک در نــورد         

     وی کور دل سپهـر مـرا نیک بر گرای

ای اژدهای چــرخ، دلـــم بیـشـتر بخـور   

      وی آسـیای نحس، تـنم نیـک تر بسای

از بهر زخم گاه چو سیمم همی گــداز    

   وز بهر حبس گاه چو مارم همی فسای

مسعود سعد، دشمن فضل است روزگار    

  این روزگارِ شیفـته را فضل کم نمای6

 

       3-  قصائد اخلاقی

 

موضوع قصائد اخلاقی پند و اندرز است، که می خواهد خواننده یا شنونده را متنبه و آگاه کند که کار خوب و عمل صالح چه نتایجی نیکویی را دنبال خواهد داشت و کار زشت و اعمال ناشایست چه پیامد بدی را به دنبال خواهدآورد، یا اینکه باید از عملکرد و تجربه‌ی دیگران پند و اندرز گرفت و به خلق خدا ستم ننمود، بلکه باید به آنان کمک و از آنان دست گیری نمود و با همت بلند و اندیشه ی عالی سر نوشت خود و دیگران را بسوی بهترین‌ها ورق زد. سعدی شیرازی که از مشهورترین شاعران  اندرزگوی زبان شعر فارسی است، می‌‌سراید:

   تن آدمی شریف است  به جان آدمیت   

    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

 اگرآدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی 

   چه میان نقش دیوار و میان آدمیّت

 

 4- مدح و مراثی

 

 معمولاً بیشتر این نوع قصائد در حمد و ستایش خداوند(تبارک و تعالی)  سروده می شود . شاعران عصر صفویه  مشهورترین قصائد دینی مذهبی تاریخ تشیع را سروده‌اند که از جمله‌ی آنها قصیده‌ی کلیم کاشانی در مدح امیرالمؤمنین(ع) است:

                    صبح پیری را شفق اندود کردی از حنا   

                                                     قامت خم راه می‌آرد برون از انحنا

5-  قصاید حکمی و فلسفی

اساس قصاید حکمی و فلسی بر فکر و اندیشه استوار است که از بهترین قصیده پردازان این فن ناصرخسرو قبادیانی بلخی  را می‌توان بر شمرد. حکیم ابومٌعین ناصر فرزند خسرو قبادیانی از شاعران بلند پایه و فزون مایه و از مفاخر خراسان کهن به شمار می‌رود. شاید کم ترین شاعری یافت شود که مانند او جنبه‌های مختلف را دارا باشد او شاعر و نویسنده، متکلّم ، فیلسوف، جهانگرد، واعظ، و مبلّغ مذهب بود. او آنچه را می‌گفت و می‌نوشت همان چیزی بود که به آن ایمان کامل داشت.

 

این قصیده شاهد خوبی بر این ادعاست:

        نکوهش مکن چرخ نیلو فری را          

          برون کن ز سر باد خیره سری را

       هم امروز از پشت بارت بیفکن        

              میفکن به فردا مر این داوری را

 

6- قصاید اجتماعی و سیاسی

این نوع قصاید معمولاً موضوع اصلی شان مسائل روز و انتقاد از اوضاع سیاسی اجتماعی مردم است که بیشترین و مهمترین این نوع در دوره‌ی مشروطیت(در ایران)  و بعد از آن به چشم می‌خورد، که قصیده دماوندیه‌ی «ملک‌الشعرای بهار» از این نوع است:

          ای دیو سپید پای دربند           

             ای گنبد گیتی ای دماوند

          از سیم به سر یکی کله خود      

            ز آهن به میان یکی کمربند

 

نخستین قصیده سرای زبان فارسی

 اولین قصیده سرایانی را که «عوفی» در لباب‌الالباب از آن نامبرده، قصیده‌هایی است که چندان قابل فهم نیست. امّا کهن ترین قصیده‌ی کامل که اکنون ما در اختیار داریم، قصیده‌ای است که از رودکی باقی مانده که با این مطلع آغاز می‌شود :

 مـادر مــی را بکرد باید قربان         

                  بـچه‌ی او را گرفت و کـرد به زندان

منابع:

1- حاکمی ، اسماعیل ،برگزیده اشعار رو دکی و منوچهری، نشر اساطیر، چاپ اول، 1371ش، ص17

   2-  رزمجو ، حسین ، انواع ادبی ، ج1، انتشارات سما ،چ سوم، 1374 ش، ص22

3 - حاکمی، اسماعیل ،همان، ص83

 4- محقق، مهدی، شرح سی قصیده‌ی ناصر خسرو قبادیانی) ،چاپ 12 سال 1383، انتشارات توس ، ص 13 

5 - سبحانی، توفیق ، گزیده‌ی اشعار مسعود سعد سلمان، ویرایش دوم، نشر قطره،  چاپ هفتم، 1379 ش، ص2

6- بانک رایگان مقالات www.magshop.org



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٤ | ٥:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : عبدالرضاآریاپور | نظرات ()
  • وبلاگ شخصی | بن تن