بررسی عنصر رنگ در دیوان خاقانی

چکیده

  رنگ به عنوان یک عنصر مؤثّر در احساسات و روابط میان موجودات از دیرباز تاکنون مورد توجّه بوده است.از نظر روان‌شناسان رنگ‌ها در حالات روحی- روانی افراد مؤثر هستند و می‌توان از طریق گرایش افراد به رنگ‌ها تا حدودی به‌ شخصیّت درونی آن‌ها پی برد.شاعران نیز از گروه افرادی هستند که از عنصر «رنگ»در آفرینش واژه‌ها،تصاویر شاعرانه،بیان مفاهیم و هم‌چنین زیبا کردن اثر خود استفاده‌های زیادی می‌کنند.خاقانی یکی از شعرایی است که به کثرت از این‌ پدیده استفاده کرده است.خاقانی علاوه بر تصویرسازی،در کاربرد واژه‌ها، اصطلاحات و انتقال مفاهیم از رنگ استفاده کرده است.درا ین مقاله سعی بر آن‌ است تا رنگ،چگونگی استفاده از آن و هم‌چنین کاربردهای آن در هنر شاعری او بررسی شود.

 کلیدواژه:

 خاقانی،رنگ،شخصیّت،شعر


مقدّمه

 

 از زمان آفرینش هستی،آن‌چه همیشه همراه یک پدیده به چشم می‌رسد، رنگ آن است.رنگ،پدیده‌ای است که با آفرینش آغاز شده است.تصور این که‌ روزگاری انسان،جهان را بدون رنگ دیده باشد یا ببیند بسیار دشوار و شاید غیرممکن‌ باشد.هم‌چنین رنگ در ایجاد ارتباط،القای مفاهیم گوناگون،تغییر وضعیّت در محیط و نشان دادن حالات روحی افراد تأثیرگذار است.در جوامع گذشته علاوه بر کاربرد معمولی رنگ،آن را برای آرایش و زیبایی جسم در آیین‌ها و مراسم و تغییر (*)دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد،عهده‌دار مکاتبات‌ safari_706@yahoo.com

 

 (**)کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شهرکرد تاریخ وصول:88/01/22-پذیرش نهایی:98/01/22

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 82)

 

 

قیافه انسان‌ها و زینت و زیور اشیا استفاده می‌کردند.«نخستین قومی که به اصول‌ علمی رنگ‌شناسی پی بردند ایرانیان بودند و نام‌های«لحضر»و«ابن هیثم»در رأس این دانش قرار دارد.جامی نقره‌ای از عهد ساسانیان موجود است که خسرو انوشیروان را در درون آن(ته جام)نشان می‌دهد و جدارهای جام با رنگ‌های‌ «سبز»،«سرخابی»و«سفید»نگین نشانی شدهاست.این سندی است که نشان‌ می‌دهد ایرانیان حتّی پیش از اسلام هم به اصول علمی رنگ‌شناسی آگاه بودند.» (مبانی رنگ و کاربرد آن731/).«الحضر»و«ابن هیثم»نخستین کسانی بودند که در قرن چهارم نور را تجزیه کردند.»(همان041/).پس باید گفت بحث‌ درباره رنگ،تأثیرات و مفاهیم آن مبحث جدیدی محسوب نمی‌شود.با بررسی‌های‌ انجام شده در زمینه‌ی روان‌شناسی رنگ‌ها،این نتیجه به دست آمده است که‌ رنگ‌ها می‌توانند در روحیّه‌ی افراد تأثیرات مختلفی داشته باشند.از سویی دیگر باید گفت:«انتخاب رنگ با روان‌شناسی شخصیّت مرتبط است.»(روان‌شناسی رنگ‌ در مجموعه اشعار نیما94/).«رنگ‌های آبی،زرد،قرمز و سبز رنگ‌های اصلی‌ هستند.این چهار رنگ ارجحّیت‌های روانی هستند و چهار رنگ اصلی نام دارند.چهار رنگ فرعی عبارتند از:بنفش که مخلوطی از قرمز و آبی است.قهوه‌ای که مخلوطی‌ از زرد،قرمز و سیاه است.خاکستری که هیچ رنگی ندارد و بنابر این دور از هر نوع‌ نفوذ است.در حالی که تندی آن به نحوی است که این رنگ را در میان روشن و تاریک قرار می‌دهد.در واقع این رنگ از لحاظ روان‌شناسی و فیزیولوژی،رنگی‌ خنثی است و بالاخره رنگ سیاه که کلا نفی هر رنگ است.»(روانشناسی‌ رنگ‌ها03/).

 

 در مورد تأثیر رنگ بر روان فرد،هر چند به نظر می‌رسد که هر فردی فراخور پسند و علاقه‌ی خود رنگی را برمی‌گزیند یا از رنگی دیگری دوری می‌جوید یا نسبت به‌ رنگی واکنش خاصی نشان می‌دهد؛اما باید پذیرفت که«درک حکایت رنگ‌ها و نقش نمادین آن‌ها متعلق به ضمیر ناخودآگاه جمعی است.»(روانشناسی رنگ در مجموعه اشعار نیما15/).هر رنگی به تنهایی و گاهی در کناررنگی دیگر بر جسم، روح و روان شخصیّت افراد تأثیر مستقیم دارد.روان‌شناسان با بررسی‌های انجام شده‌ به نتایجی دست یافته‌اند،از جمله این‌که هر رنگی دارای قدرت تأثیرگذاری ویژه‌ای‌است.برای نمونه رنگ سرخ،رنگ زندگی است؛این رنگ با تحریک سیستم عصبی‌ به نوعی هشدار دهنده است و باعث هیجان در فرد می‌شود.رنگ سرخ از رنگ‌هایی‌ است که به سرعت توجّه فرد را به خود جلب می‌کند.«ویژگی برجسته‌ی‌ طرفداران واقعی قرمز این است که دست‌خوش فرازونشیب‌های هیجانی هستند و دیگران یا دنیا را مسؤول ناراحتی‌های خود می‌دانند.کسی که عمدا قرمز را انتخاب می‌کند،انسانی ترسو و فروتن است؛دلیل او برای انتخاب این رنگ این‌ است که قرمز نشانه‌ی کیفیّات شجاعانه‌ای است که او فاقد آن‌ها است.»(رنگ، نوآوری،بهره‌وری86/-76).در مورد رنگ زرد،باید گفت این رنگ در فرهنگ‌ عامّه‌ی مردم به معنی تنفّر و بی‌علاقگی است.امّا در روان‌شناسی نظریه‌ای خلاف‌ آن آمده است.«رنگ زردغ بر پیشرفت،نوگرایی،تحول و ترقّی تأکید می‌کند.جایی که‌ رنگ زرد قویا مورد تأکید است نه تنها میل شدیدی برای فرار از مشکلات‌ موجود،از طریق یافتن راهی برای گریز و رهایی وجود دارد،هم‌چنین احتمال‌ می‌رود که این میل سطحی جست‌وجوی وافر برای تجربه دیگری باشد.» (روانشناسی رنگ‌ها92/).رنگ آبی از جمله رنگ‌هایی است که جزء انتخاب بیش‌تر افراد است.این رنگ القاکننده‌ی صفا و پاکی است و باعث آرامش روح می‌شود. ویژگی‌های شخصیّتی فردی که این رنگ را انتخاب می‌کند عبارتند از:«طالب‌ آرامش،خواستار ضایت و خشنودی،عشق و محبّت.»(رنگ،نوآوری،بهره‌وری83/). «آبی مشخصه‌ی افراد است که با تلاش و کوشش به موفقیّت می‌رسند.» (همان27/-17).

 

 در مورد رنگ سبز باید گفت:تأثیری که طبیعت سبز بر روح انسان می‌گذارد کاملا بیان کننده‌ی مفهوم این رنگ در روان‌شناسی شخصیّت است.«این رنگ‌ نشانه‌ی طبیعت،تعادل و بهنجاری است.افرادی که این رنگ را دوست دارند تقریبا بدون استثناء سازگار با اجتماع،فرهنگ و سنّت‌گرا هستند.کسانی که به رنگ سبز علاقه‌ای ندارند،معمولا ناراحتی‌های روانی جزئی دارند.این افراد از درگیر شدن با جامعه اجتناب می‌کنند.»(همان17/-07).

 

 در هر صورت با بررسی رنگ در آثار هنری از جمله در شعر،علاوه بر شناخت‌ علاقه‌مندی و حالات فردی و روحی هنرمند می‌توان به برخی از آداب و رسوم‌اوضاع و احوال اجتماعی زمان هنرمند نیز پی برد.هم‌چنین بررسی رنگ در شعر شاعران می‌تواند برخی زیبایی‌آفرینی‌های بلاغی و ادبی شعر شاعران را نیز که با دست‌مایه‌هایی از رنگ آفریده شده‌اند،بهتر نشان دهد.

 

 هم‌چنین این نکته را نباید فراموش کرد که رنگ در شعر شاعر تنها برای زیبا کردن تصویر ذهنی او نیست؛بلکه می‌توان با بررسی این عنصر به شخصیّت،حالات‌ و روحیّات اونیز پی برد.رنگ در ادبیات از دیرباز مورد توجّه شاعران قرار داشته است. گاهی شاعر به صورت آگاهانه و گاه بدون توجّه برای بیان مقصود خود از آن استفاده‌ کرده است.رنگ در امور طبیعی بسیار پرکاربرد بوده است و هم‌چنین«از اواخر قرن‌ پنجم در شعر فارسی بسیاری از امور معنوی و انتزاعی را به رنگ کشیده‌اند چنان‌که‌ در شعر ازرقی هروی سخن از بنفش شدن روح می‌رود.

 

جان ما،جانا!بنفش از داغ تو چندان بود کز بنفشه عارض تو داغ دارد بر سمن»

 

 (صور خیال در شعر فارس112/)

 

 به دلیل اهمیت کاربرد رنگ در آثار ادبی،پژوهش‌گران برخی از اشعار شاعران‌ را ازاین جهت مورد بررسی قرار داده‌اند.بعضی از مهم‌ترین این پژوهش‌ها عبارتند از: «تحلیل رنگ در شعر نو»و«کاربرد رنگ در شاهنامه‌ی فردوسی با تکیه بر سیاه و سفید»از کاووس حسن‌لی،«روان‌شناسی رنگ در مجموعه اشعار نیما»از مهین‌ پناهی،«بررسی رنگ در حکایت‌های هفت‌پیکر نظامی»از رزین‌تاج واردی و امثال‌ آن.

 

 در این تحقیق کاربرد رنگ و جلوه‌ها و جنبه‌های گوناگون آن در دیوان خاقانی‌ شروانی،شاعر برجسته و پرآوازه‌ی قرن ششم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

رنگ در شعر خاقانی

 

 خاقانی از جمله قصیده‌سرایان نامی ایران زمین است که دیوان اشعار او از معدود دیوان‌هایی است که در آن تنوّع مضمون و اندیشه به کثرت دیده می‌شود. هم‌چنین او از همه‌ی پدیده‌ها وویژگی‌های آن‌ها در سرودن اشعار خود استفاده کرده‌ است.یکی از این ویژگی‌ها،عنصر«رنگ»است که از آن بهره بردهاست و شعرخویش را با آن منقّش ساخته است.«حسّان العجم افضل الدین خاقانی شروانی‌ یکی از بزرگ‌ترین شاعران ایران است.پدر او مردی درودگر و مادرش،جاریه‌ای‌ طبّاخ از رومیان بوده که اسلام آورد.تا بیست‌وپنج سالگی در کنف حمایت عمّش، کافی عمر بن عثمان،مردی طبیب و فیلسوف بود.مدتی در خدمت خاقان اکبر فخر الدین منوچهر شروان شاه بود.سپس از آن‌جا رخت بربست و بعد از آن‌که به‌ شروان بازگشت میان او و شروان شاه به علّت نامعلومی نقار و کدورتی رخ داد و کار به‌ حبس شاعر انجامید.و حبسیّه‌های زیبایی در آن وقت سرود.»(ر.ک:تاریخ ادبیات‌ ایران013/-903).

 

رنگ و کاربردهای آن در شعر خاقانی

 

 خاقانی در شعر خود از عنصر«رنگ»فراوان استفاده کرده است.او حدود 449 بار نام رنگ‌های مختلف را در شعر خود به کار برده است.رنگ‌های مورد استفاده‌او در دیوان،به ترتیب بسامد کاربرد،عبارتند از:«سیاه،زرد،سرخ،سفید و نقره‌ای،سبز،کبود،بنفش و...»در این قسمت به بررسی پرکاربردترین رنگ‌ها در دیوان او می‌پردازیم و شخصیّت او را در خلال آن واکاوی می‌کنیم.

 

کاربرد رنگ سیاه

 

 رنگ سیاه«نمایان‌گر مرز مطلقی است که در فراسوی آن زندگی متوقف‌ می‌شود،سیاه بیان‌گر پوچی و نابودی است،سیاه به معنی نه است در مقابل رنگ‌ سفید،سیاه نقطه‌ی پایانی است،نشانه‌ی ترک علاقه و تسلیم یا انصراف نهایی‌ است.»(روانشناسی رنگ در مجموعه اشعار نیما65/).

 

 واژه‌ی سیاه یا سیه،بالاترین بسامد را در دیوان خاقانی دارد،یعنی 022 بار این مطلب در شناخت روحیّه و شخصیّت درونی خاقانی کمک زیادی می‌کند.کاربرد این رنگ با این بسامد بالا به عنوان اولین رنگ در دیوان خاقانی به نوعی نشان‌گر اعتراض به وضع موجود است،اعتراض به اوضاعی که در آن،قدر شاعر را نمی‌داند و جامعه انتظارات او را برآورده نکرده است.یکی از مواردی که می‌توان در مورد کاربردرنگ«سیاه»به آن اشاره کرد،این است که خاقانی برداشت دوگانه‌ای از این رنگ‌ دارد.

 

رنگ سیاه با بار معنایی منفی

 

 خاقانی بعضی مواقع ازاین رنگ برای بیان بدبختی و شومی اقبال استفاده‌ می‌کند و نسبت به آن نگرشی کاملا منفی دارد،مانند:

 

در سیه‌کاری چو شب روی سپید آرم به صبح‌ پس آید سیه خانه به شب مأوای من

 

 (دیوان اشعار123/)

 

با بخت بد سیه عتاب کردم‌ کز بس سیهیت دل فگارم

 

 (دیوان اشعار109/)

 

رنگ سیاه با بار معنایی مثبت

 

 او در جایی دیگر،سیاه بودن را از محاسن پدیده‌ای به شمار می‌آورد.

 

در سیاهی سنگ کعبه روشنایی بین چنانک‌ نور معنی در سیاهی حرف قرآن آمده

 

 (دیوان اشعار0731/)

 

مصطفی کعبه است و مهر کتف او سنگ سیاه‌ هر کف از بهر کف او زمزم احسان آمده

 

 (دیوان اشعار273/)

 

 علاوه بر کاربرد دوگانه‌ی فوق،به برخی از موارد دیگر کاربرد رنگ سیاه اشاره‌ می‌شود.

 

رنگ سیاه برای بیان رنگ اشیا

 

 در بعضی موارد خاقانی رنگ«سیاه»را به معنی خاصّ خود یعنی فقط برای‌ بیان رنگ شی‌ء یا پدیده به کار می‌برد.

 

 

هست او سیاه چرده و هستم سپید سر با یار من موافقه زین باب می‌کنم

 

 (دیوان اشعار119/)

 

کاربرد رنگ سیاه با رنگ سفید برای تصویرآفرینی

 

 از موارد قابل بررسی در مورد رنگ سیاه،کاربرد فراوان آن با«رنگ سپید» است.خاقانی در بیش‌تر ابیاتی که در آن از رنگ«سیاه»استفاده می‌کند.رنگ‌ «سپید»را به نوعی هنرمندانه در تضاد با آن به کار می‌برد.او با این شیوه، سیاهی رنگ«سیاه»را در ذهن خواننده برجسته‌تر نشان می‌دهد و در انتقال‌ مطلب موفّق‌تر عمل می‌کند.

 

آری به نای جادوی فرعونی از جهان‌ ثعبان اسود و ید بیضا برافکند

 

 (دیوان اشعار931/)

 

احمقی بود سیاهی در دل‌ ظالمی گشت سپیدی در دست

 

 (دیوان اشعار738/)

 

گرچه سپید کاری است از همه روی کار تو لیک قیامت است هم چشم تو در سیه‌گری

 

 (دیوان اشعار296/)

 

 در مبحث رنگ و روان‌شناسی آمده است که:«معمولا افرادی که ناراحتی‌ روانی دارند،شیفته‌ی رنگ سیاه هستند.افراد معدودی نیز ممکن است به خاطر این‌ که این رنگ نشانه‌ی دانش و آگاهی است به آن علاقه نشان دهند.»(رنگ،نوآوری، بهره‌وری47/).خاقانی مصداق این سخن نیز شاید باشد؛زیرا زندگی او سراسر رنج و آشفتگی است.در وجود او سرخوردگی و نارضایتی عمومی موج می‌زند و از میان‌ سخنانش این ویژگی مشهود است.خاقانی در اشعار خود از روزگار شکایت می‌کند که‌ البته«بیش‌تر جنبه‌ی عمومی دارد.قیافه‌ی یک مرد بدبین و ناراضی از اوضاع‌ اجتماع را نشان می‌دهد.او زودرنج است،روحی متموّج دارد؛به اندک مهری به‌

 

 

هیجان آمده و از مختصر ناملایمی برافروخته می‌شود».(خاقانی شاعری دیرآشنا/ 251-051).

 

 او هم از شاعران دوره‌ی خود و هم از مردم زمانه رنجیده‌خاطر است.شاید شغل پدر و کنیزکی مادر از اوّلین عوامل مؤثّر در سرخوردگی او بوده است.در این‌ میان از عواملی که شاعر شروان را به شهرت رساند،وجود عمویش کافی الدّین عمر بود.طبیبی که خلأ شخصیّتی شاعر جوان را که به واسطه‌ی پایین بودن طبقه‌ی‌ اجتماعی خانواده به وجود آمده بود،پر می‌کند.در مورد او و خانواده‌اش آمده است که: «خانواده‌ی او نه ثروت داشتند نه افتخار کهن و کودک تا مدّتی از ریزش ریسمان‌ مادر روزی می‌یافت.»(با کاروان حله191/-881).

 

کاربرد رنگ برای بیان ماتم و عزا

 

 خاقانی به پیروی از فرهنگ و محیطی که در آن زندگی می‌کردهاست،رنگ‌ سیاه را نشانه‌ی سوگواری و ماتم می‌داند.

 

خاقانیا به سوک خراسان سیاه‌پوش‌ کاصحاب فتنه گرد سوادش سیاه بود

 

 (دیوان اشعار178/)

 

 رنگ سیاه،رنگ غم،اندوه و ماتم است.این رنگ همواره هم‌نشین کلماتی‌ است که بیان‌گر بدبختی،شومی،اندوه و دردند.مرگ فرزند رشید الدّین، مرگ دختر،فوت همسر،مرگ حامی بزرگش کافی الدّین از عواملی بوده‌اند که موجب‌ غم و رنج او شده‌اند.در شرح احوال او آمده است:

 

 «خاقانی می‌بایست در هیجده سالگی خسته‌دل و آزرده از پدر به نزد عمویش رفته باشد،کافی الدّین هفت سال سرپرست او بوده و در بیست و پنج سالگی‌ خاقانی درگذشت.»(رخسار صبح71/).

 

 هم‌چنین آمده است:«مرگ رشید الدّین چون کوبه‌ای سنگین بر روان‌ خاقانی او را درهم می‌شکند.»(همان22/).شاید بتوان عوامل مذکور را علت کاربرد بسامد بالای رنگ سیاه در دیوان خاقانی دانست.

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 89)

 

 

کاربرد رنگ زرد

 

 بعد از رنگ«سیاه»بیش‌ترین بسامد به رنگ«زرد»تعلّق دارد.خاقانی در دیوان خود 802 بار این رنگ را به کار برده است.او در اشعار خود از طلوع و غروب‌ خورشید و پرتوافشانی آن بسیار سخن می‌گوید.«دمیدن آفتا او را به وجد و ستایش برمی‌انگیزد و به انواع گوناگون،سر زدن خورشید را توصیف می‌کند.» (خاقانی شاعری دیرآشنا541/).و به همین منظور برای توصیف انوار خورشید از این رنگ،فراوان استفاده کرده است.در مورد تأثیر روان‌شناسی این رنگ باید گفت:«رنگ زرد بیش‌تر با روح و روان سروکار دارد.این رنگ با فلسفه‌های شرقی‌ نیز مرتبط است.تیپ زرد به نوآوری و خلاّقیت علاقه‌مند است.این تیپ معمولا درون‌گرا،باریک‌بین و در برابر دنیا و افراد با استعداد آن معتقد به اصول است.» (رنگ،نوآوری،بهره‌وری07/-96).در مورد خاقانی این خلاقیّت و باریک‌بینی در اشعارش دیده می‌شود:

 

و گر چون عیسی از خورشید سازم خوانچه زرّین‌ پر طاوس فردوسی کند بر خوان مگس رانی

 

 (دیوان اشعار214/)

 

عریان ز حوض ماهی سوی بره روان شد هم‌چون بره برآمد پوشیده صوف اصفر

 

 (دیوان اشعار291/)

 

خورشید رخشانست می،ز آن زرد و لرزان است می‌ جوجو همه جانست می،فعلش به خروار آمده

 

 (دیوان اشعار983/)

 

 یکی دیگر از موارد کاربرد رنگ زرد در دیوان خاقانی استفاده از این رنگ برای‌ توصیف شراب است.او مثل بسیاری از شعرای دیگر رنگ زرد شراب را نشانه‌ی‌ مرغوب بودن آن می‌داند.

 

می عاشق‌آسا زرد به،هم‌رنگ اهل درد به‌ زرد صفا پرورد به،تلخ شکربار آمده

 

 (دیوان اشعار983/)

 

هم‌چنین از کاربرد رنگ«زرد»در دیوان خاقانی به این مطلب پی می‌بریم‌ که در زمان او در سوگواری برای تابوت از پارچه‌ای زرداندود استفاده می‌شده است. شاهد این مدّعا این بیت است:

 

چون نسیج سر تابوت،زراندود رخید؟ چون حلّ بن تابوت،دو تایید همه

 

 (دیوان اشعار904/)

 

 ظاهرا زراندود کردن نسیج سر تابوت در مراسم سوگواری برای تجمل و تشریفات بوده است.هم‌چنین رنگ زرد در بعضی از فرهنگ‌ها دارای مفهومی منفی‌ بوده است.برای مثال در مصر این رنگ در مراسم سوگواری استفاده می‌شده است.

 

کاربرد رنگ آبی

 

 آبی از دیگر رنگ‌هایی است که با رنگ‌های هم‌طیف خود بسامد چشم‌گیری‌ در دیوان خاقانی دارد.بسامد لفظ آبی در دیوان کم است.(حدود 01 بار).اما با بررسی‌ در دیوان این نتیجه به دست می‌آید که خاقانی همانند بسیاری از شعرای کهن، رنگ‌های لاجوردی،نیلی،کحلی،پیروزه‌ای و کبود را نیز در کلام خود جانشین این‌ رنگ قرار می‌دهد که بیش‌ترین کاربرد این الفاظ برای بیان رنگ آسمان است.در مورد رنگ فیروزه‌ای باید گفت:«فیروزه‌ای رنگی است که از ترکیب نور رنگی آبی‌ سیر(لاجوردی یا آبی دریایی)و نور رنگی روشن‌تری به دست می‌آید که در اصطلاح‌ عامّه،فیروزه‌ای گفته می‌شود.(مبانی رنگ و کاربرد آن31/).

 

 خاقانی جایی آسمان را فیروزه‌ای و لاجوردی توصیف می‌کند،مانند:

 

قدرش مرّوقی بر این سقف لاجورد فرّش رفوگری‌ست بر این فرش باستان

 

 (دیوان اشعار113/)

 

زهر است مرا غذای هر روزه‌ زین کاسه‌ی سرنگون پیروزه

 

 (دیوان اشعار997/)

 

کاربرد رنگ کبود برای بیان غم و اندوه

 

 شاعر در توصیف نابسامانی‌های زندگی،هنگامی که می‌خواهد مفاهیمی چون‌ غم و اندوه را بیان کند،از آبی و رنگ‌های هم‌طیف آن استفاده می‌کند.در بیت زیر رنگ کبود نشانه‌ی غم و اندوه و ماتم است:

 

گیتی سیاه‌خانه شد از ظلمت وجود گردون کبود جامه شد از ماتم وفا

 

 (دیوان اشعار61/)

 

کاربرد رنگ کبود برای تصویرسازی

 

 خاقانی در شعر خود به ظاهر از رنگ استفاده می‌کند امّا در حقیقت اهداف‌ دیگری را نیز از به کار بردن آن واژه دنبال می‌کند.برای مثال در بیت زیر با آوردن‌ لفظ کبود برای آسمان علاوه بر بیان رنگ آن،با کلماتی چون«اشک»و «جامه»تناسبی در کلام ایجاد می‌کند که بر زیبایی آن می‌افزاید.در این جا هدف او فقط بیان رنگ نیست بلکه با این لفظ تصویر خودرا کامل‌تر می‌کند:

 

چرخ کبود جامه بین ریخته اشک‌ها ز رخ‌ تا تو ز جرعه بر زمین جامه‌ی عید گستری

 

 (دیوان اشعار724/)

 

 هم‌چنین در بیت زیر خاقانی در توصیف آسمان نامطلوب خویش از رنگ‌ کبود استفاده می‌کند:

 

گر راه بردمی سوی این خیمه‌ی کبود آن‌گه نشستمی که طنابش‌ گسستمی

 

 (دیوان108/)

 

 در این بیت رنگ آسمان به جای آبی با رنگ کبود توصیف شده است.

 

نگرش منفی خاقانی به رنگ کبود

 

 همان‌طور که قبلا اشاره شد،نگاه و نگرش خاقانی نسبت به زندگی تقریبا منفی است.او به دلیل سختی‌ها و ناکامی‌هایی که در زندگی با آن مواجه بوده است، ناخودآگاه در اشعارش از رنگ‌های ویژه‌ای استفاده کرده است.برای نمونه او از رنگ‌ آبی که از نظر روان‌شناسان جزء رنگ‌های آرامش‌بخش است و هم‌چنین از طیف‌های‌ نزدیک به این رنگ در بیان بدبختی‌ها و امور منفی استفاده می‌کند.آسمان اغلب از دید او کبودرنگ است:

 

رخ کبود را ز حسام بنفش او تهدید می‌رسد که رها کن ستمگری

 

 (دیوان اشعار129/)

 

این ز گردون مبین که گردون نیز با لباس کبود غم‌خور اوست

 

 (دیوان اشعار835/)

 

فلک موافقت من،کبود درپوشید چو دید کز توبه هر لحظه شیونی است مرا

 

 (دیوان اشعار055/)

 

 «افرادی که به آبی علاقه دارند،خواستار آرامش و یک محیط امن به دور از اضطراب و مزاحمت‌ها می‌باشند.محیطی که ارتباط افراد با یکدیگر آرام و ملایم‌ است و فاقد مشاجره و نزاع می‌باشد.»(روان‌شناسی رنگ‌ها08/-97).

 

 طبق سخنان ذکر شده استفاده‌ی خاقانی از این رنگ یا شاخه‌های آن یعنی‌ لاجوردی و فیروزه‌ای بی‌دلیل نیست.درگیری خاقانی با بعضی از شعرای هم‌عصر خود،مانند:ابو العلاء گنجوی و هم‌چنین وجود آوازه‌ی شاعرانی چون رودکی، عنصری و فرّخی و محدودیّت‌های ایجاد شده از طرف شاهان وقت،او را از هرگونه‌ تنش خسته کرده است؛از این‌رو با استفاده از رنگ به نوعی به دنبال تسلّی خاطری‌ است.

 

 از آن‌جا که«آبی رنگ مریم مقدّس،مادر،محافظ و فرد سرشار از عشق و صبر است.»(رنگ،نوآوری،بهره‌وری27/-17)؛شاید او در استفاده از این رنگ‌ نظری به دین مادر نیز داشته است.از دیگر مواردی که خاقانی به آن توجّه دارد رنگ در تصوّف است.پوشش صوفیان کبود است و او در استعاره‌های به کار گرفته‌ی خود به این مطلب اشاره دارد.هم‌چنین شاید به این نکته نیز اشاره‌ داشته باشد که انتخاب رنگ کبود،انتخاب افرادی است که تلاش می‌کنند در روابط خود با دیگران صلح و دوستی و به دور بودن از ستیز را پیشه‌ی خود سازند.نمونه‌ای‌ از این توجّه را در بیت زیر می‌بینیم:

 

چون تو برآری حسام،پیش تو آرد سجود گنبد صوفی لباس بر قدم اعتذار

 

 (دیوان اشعار181/)

 

 

هنر او در بیت بالا زمانی آشکارتر می‌شود که بین الفاظ بیت مانند«سجود» و«صوفی»تناسب ایجاد می‌کند.خاقانی رنگ«ازرق»(کبود)را به معنی آبی تیره‌ به کار می‌برد:

 

چون وحش پای‌بست سپهر و زمین مباش‌ منگر وطای ازرق و مگزین غطای خاک

 

 (دیوان اشعار832/)

 

از جور هفت‌پرده‌ی ازرق ز اشک لعل‌ طوفان به هفت رقعه‌ی ادکن درآورم

 

 (دیوان اشعار042/)

 

 آسمان خاقانی با رنگ نیلی هم توصیف شده است.

 

نظاره می‌کنم ویحک در این هنگامه طفلان‌ که مشکین حقّه آسوده است و نیلی حقّه گردانش

 

 (دیوان اشعار012/)

 

کاربرد رنگ سرخ

 

 رنگ سرخ نیز از رنگ‌هایی است که با بسامد بالا یعنی در حدود171 مورد در دیوان خاقانی به کار می‌رود.سرخ،رنگ شادی و خشم است.در جایی از آن به عنوان‌ رنگ شادی یاد می‌کند و در جایی از خون و خشم سخن می‌گوید،می سرخ‌رنگ‌ از اسباب شادی خاقانی است.

 

جوقی از این زردگوش گاه غضب،سرخ چشم‌ هر یکی طاغی و دیو رهبر طغیان او

 

 (دیوان اشعار663/)

 

از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد این زال سپید ابرو وین مام سیه پستان

 

 (دیوان اشعار063/)

 

 رنگ قرمز سیستم عصبی را تحریک می‌کند،یعنی فشار خون را بالا می‌برد و تنفّس و ضربان را سریع‌تر می‌کند.»(روان‌شناسی رنگ‌ها22/).رنگ سرخ در دیوان‌ خاقانی با کربردهای مختلفی استفاده شده است.گاهی از دید او این رنگ نشانه‌ی‌ شادی و نشاط است و گاهی نشانه‌ی خشم و عصبانیت.رنگ سرخ نشانه‌ی«خشم،

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 94)

 

 

عصبیّت و انتقام‌جویی است.سرخ به مثابه‌ی خودخواهی،خودمرکزی،غرور و فریفتگی است.»(مبانی رنگ و کاربرد آن911/-811).خاقانی فردی خودستا و مغرور است.او«قصاید و قطعانی درباره‌ی فضل و کمال خود سروده است که بیشاز اغلب‌ شاعران بزرگ است و غالب این خودستایی‌ها در مقام دفاع و جواب به منافسان و حسدورزان گفته شده.»(خاقانی شاعری دیرآشنا262/).او متناسب با شخصیّتش از رنگ سرخ بعد از دو رنگ«سیاه و زرد»،بیش‌تر استفاده کرده است.

 

رنگ سرخ رنگ شادی

 

 خاقانی گاه به جای رنگ سرخ از واژه‌ی رنگ عید و«رنگ نوروز»استفاده‌ می‌کند که خود دلیلی بر این مطلب است که یکی از مفاهیم رنگ سرخ ازنگاه‌ خاقانی رنگ شادی و تازگی است.

 

بر دست آن تذرو،چو پای کبوتران‌ می بین که رنگ عید چه زیبا برافکند

 

 (دیوان اشعار531/)

 

رخ را که سرخ‌رویی از آتش دمیدنست‌ فرداش نام چیست سیه‌روی آن جهان

 

 (دیوان اشعار213/)

 

رنگ سرخ رنگ سلامت

 

 تندرستی و سلامت از معانی دیگر رنگ سرخ در دیوان خاقانی است:

 

سنگ زردم شده معلول به وقت‌ لعل رخشان شوم ان شاء اللّه

 

 (دیوان اشعار604/)

 

دور ماندید ز من هم‌چو خزان از نوروز که خزان رنگم و نوروز لقایید هم

 

 (دیوان اشعار604/)

 

وز حنای دست‌بخت اوست صبح‌ ز آن نقاب از ارغوان بست آسمان

 

 (دیوان اشعار615/)

 

 در این بیت از«حنا»سرخی آن اراده شده است.«رنگ سرخ نشان خون و شراب و آتش است و بر همه‌ی آداب و مراسم رازآموزی اشراف دارد.»(رمزپردازی‌ آتش331/)که خاقانی از هر سه نشان در بیان رنگ سرخ استفاده کرده است.

 

 

 

خون نشانه‌ی رنگ سرخ

 

 سرخی رنگ صبح به رنگ خون است:

 

در وداع شب همانا خون گریست‌ خون‌آلود از آن بنمود صبح

 

 (دیوان274/)

 

فصّاد بود صبح که قیفال شب گشاد خورشید طشت خون و مه عید،نشترش

 

 (دیوان اشعار122/)

 

آتش نشانه‌ی سرخی

 

چون شمع ریزم از مژه زرد آب آتشین‌ ز آن لب که آتش است و عسل می‌دهد برت

 

 (دیوان اشعار465/)

 

می نشانه‌ی رنگ سرخ

 

شمع دلی هر شب مرا،از لرز زلفت تب مرا عمری به میگون لب مرا سرمست و شیدا داشته

 

 (دیوان اشعار483/)

 

کاربرد رنگ سفید و نقره‌ای

 

 از دیگر رنگ‌های پرکاربرد در دیوان خاقانی رنگ سفید است.این رنگ و طیف هم‌رنگ آن نقره‌ای،751 بار در دیوان او تکرار شده است.سفید رنگ پاکی و صفاست.این رنگ در دیوان او با دو نوع نگرش متفاوت کاربرد دارد.گاه در قالب‌ کنایه به کار می‌رود و معنی منفی آن در نظر گرفته می‌شود؛مانند:

 

روزم سیاه کردی و روزی ز روی حرمت‌ در روی تو سپید نکردم که تو چه کردی

 

 (دیوان اشعار476/)

 

 و گاهی از این رنگ معنی مثبت برداشت می‌شود و از آن فلاح و رستگاری و پایان غم‌ها فهمیده می‌شود؛مانند:

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 96)

 

او به قیامت سپیدروی نخیزد ز آن که سیه بست بر قفای صفاهان

 

 (دیوان اشعار653/)

 

آمد از او به برقع حرمت سپیدروی‌ شیطان از او به سیلی حرمان سیه‌قفا

 

 (دیوان اشعار5/)

 

 همان‌طور که در مبحث رنگ سیاه گفته شد،این رنگ در تضاد با رنگ سیاه‌ به کار می‌رود:

 

ورنه رسوا شوی به سنگ سیاه‌ از سپیدی رسد سیه‌رویی

 

 (دیوان اشعار976/)

 

 در مورد رنگ سفید آمده است:«جنبه‌ی مثبت آن روشنایی،پاکی،معصومیّت‌ و بی‌زمانی است و جنبه‌ی منفی‌اش نمایان‌گر مرگ،وحشت،عناصر فوق طبیعی و نفوذناپذیری گیتی.»(اسطوره بیان نمادین22/).

 

 در بعضی از فرهنگ‌ها سفید،لباس عزا و ماتم است.نمونه‌ی آن در عصر غزنویان دیده می‌شود.چنان‌چه بیهقی در کتاب خود در مورد مراسم سوگواری‌ خلیفه‌ی عباسی گفته است:«امیر ماتم داشتن ببسجید و دیگر روز که بار داد با دستار و قبا بود سپید و همه اولیا و حشم و حاجبان با سپید آمدند.»(تاریخ بیهقی/ 144).

 

 از دیگر موارد کاربرد این رنگ مفهوم رمزگونه‌ی آن است.در عرفان،رنگ‌ سفید گاهی مفاهیم نمادین خاصّی دارد.به همین جهت نیز اهل تصوّف زمانی که‌ خرقه‌ی سفید می‌پوشند بیان‌گر این است که پوشنده خرقه‌ی سفید دلی پاک و روشن و به دور از حقد و کینه دارد.خاقانی معنی نزدیک به این مطلب را در اشعار خود مطرح می‌کند:

 

چون نقش بصر در سیهی نور سپیدی‌ چون زلف بتان در ظلمات اصل ضیایی

 

 (دیوان اشعار734/)

 

کاربرد رنگ سبز

 

 رنگ سبز با بسامد 28 بار در دیوان خاقانی تکرار شده است.سبز محبوب‌ترین‌ رنگ است.«نماد رشد،احساسات،امید و باروری است.»(اسطوره بیان نمادین22/).

 

 

آخرین رنگی که از میان رنگ‌ها درصد زیادی از ابیات را به خود اختصاص داده است‌ رنگ سبز است.آن‌چه در این جا ذکر آن لازم است این که خاقانی همانند بسیاری از شعرای کلاسیک در تشخیص این رنگ با رنگ«آبی»تفاوتی قایل نمی‌شود.او در بسیاری از موارد آسمان را به جای آبی،سبز می‌بیند و در اشعار خود به این مطلب‌ اشاره دارد.

 

میانه کف بحر کفش چو موج زدی‌ حباب‌وار بدی هفت گنبد خضرا

 

 (دیوان اشعار41/)

 

کیمخت سبز آسمان دارد ادیم بی‌کران‌ خون شب است آن بی‌گمان بر طاق خضرا ریخته

 

 (دیوان اشعار773/)

 

 این مطلب در اشعار بسیاری از شاعران قدیم بازتاب دارد زیرا در قدیم بین‌ سبز و آبی تفاوت زیادی قایل نمی‌شده‌اند.گفته شده است:«رنگ سبز در اسلام‌ رنگ ولایت الهی است که رنگ رسول اکرم و اهل بیت است.»(مبانی رنگ و کاربرد آن711/).باید گفت قبل ازاسلام نیز در ایران مورد توجّه بوده است.خاقانی نیز در توصیف پرده‌ی کعبه از این رنگ استفاده می‌کند.گویا رنگ پرده‌ی کعبه در زمان او سبز رنگ بوده است.

 

رود کعبه در جامه‌ی سبز عیدی‌ مگر بزم خاقان ایران نماید

 

 (دیوان اشعار921/)

 

رنگ و زیباشناختی آن در دیوان خاقانی

 

 واژه‌هایی که در دیوان خاقانی بر رنگ دلالت دارند در نگاه او فقط یک واژه‌ نیستند بلکه دست‌مایه‌ای برای شاعری و هنرمندی او محسوب می‌شوند.«رنگ یکی‌ از مؤثّرترین عوامل آفرینش‌[هنری‌]است هم از نظر مجازی‌های زبان شعر و هم از نظر اهمیتی که در خلق تشبیهات و استعاره‌های متحرّک و حسّی دارد.»(صور خیال‌ در شعر فارسی902/).خاقانی به این مطلب کاملا توجه داشته است.او بر خلاف‌ بعضی از شعرا که دقّت چندانی به پدیده‌ی رنگ نداشتند،رنگ‌ها را به خوبی می-شناسد.گزینش واژه‌های به کار رفته برای رنگ‌ها نیز برای او اهمیّت خاصیّ دارد؛ برای مثال در جایی رنگ آسمان را لاجوردی و جایی کبود می‌داند که این انتخاب‌ الفاظ نمی‌تواند بدون تأمّل انجام شده باشد.مانند:

 

از جنبر کبود فلک چون رسن مپیچ‌ مردی کن و چو طفل برون جه ز جنبرش

 

 (دیوان اشعار022/)

 

زنگار غم فشاندی بر جانم و ندیدی‌ کز چرخ لاجورد دلم هست لاجوردی

 

 (دیوان اشعار476/)

 

 شاید بتوان گفت خاقانی از شاعرانی است که بیش‌ترین استفاده را در دیوان‌ خود از رنگ کرده است و بازی با رنگ‌ها،هنر اصلی او در این زمینه است.به جز تصویرسازی به کمک رنگ‌ها،باید به واژه‌سازی او با رنگ،کاربرد اصطلاحاتی که‌ رنگ یکی از پایه‌های اصلی آن‌هاست و هم‌چنین استفاده از رنگ در بحث‌ زیباشناختی شعر او اشاره کرد.برای تحلیل بهتر می‌توان چگونگی استفاده‌ی او از رنگ‌ها را در شاخه‌های مختلفی جای داد.

 

1-کاربرد رنگ‌های اصلی

 

 همان‌طور که گفته شد خاقانی از اکثر رنگ‌هالای اصلی مانند سبز،زرد،سرخ، استفاده کرده و به کمک آن‌ها تصویرهای شعری خود را کامل کرده است.

 

نیزه کشید آفتاب حلقه‌ی مه در ربود نیزه این زرّ سرخ حلقه آن سیم ناب

 

 (دیوان اشعار14/)

 

کو خیک دل‌اندوده به قیر و ز درونش‌ عودی و مشکی شده،دل ناری و مائی

 

 (دیوان اشعار534/)

 

 که در این بیت«مائی،صفت نسبی،منسوب به ماء،آبی»است.(فرهنگ‌ لغات و تعبیرات دیوان خاقانی5731/).

 

هر آفتاب زردم عیدی بود تمام‌ چون بینمش که نیم هلال است قند او

 

 (دیوان اشعار763/)

 

 که به کار بردن آفتاب،رنگ زرد و عید همگی نشانه‌ی امید و شادی است.

 

 

خیز در این سبز کوشک،نقب زن از دود دل‌ در شکن از آه صبح سقف شبستان او

 

 (دیوان اشعار563/)

 

2)کاربرد رنگ واژه‌های دیگر

 

 خاقانی علاوه بر رنگ‌های ذکر شده(آبی،سبز،زرد،سرخ)از رنگ‌های‌ دیگری نیز استفاده کرده است.رنگ‌هایی که زیرمجموعه‌ی رنگ‌های اصلی‌ هستند.رنگ‌هایی مانند نقره‌ای و طلایی که با لفظ«زرّین»و«سیمین»از آن‌ها یاد شده است.

 

خاقانی اسیر یار زرگر نسب است‌ دل کوره و تن شوشه‌ی زرّین سلب است

 

 (دیوان اشعار807/)

 

آن آهوی زرّین بین در سیر وطن‌گاهش‌ کو را سروی سیمین هر بار پدید آید

 

 (دیوان اشعار994/)

 

 یا رنگ«ابلق»که منظور از آن اسب و ترکیبی از رنگ سیاه و سفید است:

 

سگ ابلق روزوشب جان‌گزای است‌ از این ابلق جان‌گزا می‌گریزم

 

 (دیوان اشعار982/)

 

 هم‌چنین کاربرد رنگ«بنفش»که در چرخه‌ی رنگ،جزء رنگ‌های فرعی‌ به شمار می‌آید.

 

ز آن گل دل او بنفشه رنگ افتاده است‌ چون قافیه‌ی بنفشه تنگ افتاده است

 

 (دیوان اشعار907/)

 

 یا رنگ نیلی برای نمونه در این بیت:

 

چون صوفیان صورت در نیلگون وطایی‌ لیک از صفت چو ایشان دور از صفت صفایی

 

 (دیوان اشعار608/)

 

3)اغراض خاقانی در کاربرد رنگ در صنایع ادبی

 

 خاقانی برای زیبا کردن شعر خود از صنایع مختلف ادبی بهره گرفته است. در همین حوزه او رنگ‌ها را وسیله‌ای برای زیباتر کردن این صنایع قرار می‌دهد.او

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 100)

 

 

در بحث استعاره،تشبیه و کنایه مکرّر به این کار دستمی زند؛یعنی رنگ یکی از ارکان اصلی تشبیه و استعاره‌های اوست و یا در ساختن کنایات فراوان،به کار برده‌ است.علاوه بر این در بیش‌تر موارد رنگ را به گونه‌ای می‌آورد که با کلمات دیگر بیت‌ تناسب خاصّی برقرار می‌کند.

 

3-1-رنگ در استعاره‌ها

 

 در این‌جا به چند نمونه از استعارات او اشاره می‌کنیم:

 

این سبز طشت سرنگون طاس زر آورده برون‌ بر یاد طاس زر کنون ما طاس صهبا ریخته

 

 (دیوان اشعار283/)

 

 که«سبز طشت»استعاره از آسمان و«طاس زر»استاره از خورشید می‌باشد. (گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی845/).

 

خاقان اکبر کز دها بگشاد نیلی پرده‌ها دید آتشین هفت اژدها در پرده مأوا داشته

 

 (دیوان اشعار483/)

 

 که«نیلی پرده‌ها»استعاره از هفت آسمان است.(رخسار صبح155/).

 

آهوی شیرافکن ما گاو سیمین زیردست‌ از لب گاوش لعاب لعل‌سان انگیخته

 

 (دیوان اشعار393/)

 

 که«گاو سیمین»استعاره از صراحی نقره‌ای رنگ است.

 

بر سر تازیانه‌ی زریّن‌ شاه گردون گرفت عالم صبح

 

 (دیوان اشعار564/)

 

 که«تازیانه‌ی زرّین»استعاره از پرتو نور خورشید است.(گزارش‌ دشواری‌های دیوان خاقانی286/).

 

3-2-رنگ در تشبیه‌ها

 

 در تشبیهاتی که او به کار می‌برد رنگ وجه شبه آن قرار می‌گیرد و «مشبّه»و«مشبّه به»به وسیله‌ی آن مقیّد می‌شود:

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 101)

 

گویی ترا به رشته زرّین آسمان‌ نساج کارگاه فلک بافت پودوتار

 

 که در این‌جا«زرّین بودن»صفت مشبّه به است.

 

اطلس به رنگ آتش واصل عمامه از نی‌ ابرش چو باد نیسان تندی بسان تندر

 

 در این‌جا جامه‌ی اطلس را از نظر سرخی به آتش تشبیه می‌کند و سرخی‌ وجه شبه جمله قرار می‌گیرد.

 

دل کنم مجمر سوزان و جگر عود سیاه‌ دم آن مجمر سوزان به خراسان یابم

 

 (دیوان اشعار492/)

 

 که در این‌جا«جگر»را به«عود»که صفت آن سیاهی است،تشبیه می‌کند.

 

می چون زر و جام او را چون کفه‌ی معیار است‌ از سرخی رنگ زر معیار همی پوشد

 

 (دیوان اشعار005/)

 

 که می‌از نظر زردی به زر تشبیه شده است.

 

3-3-رنگ در عبارات کنایی

 

 با بررسی‌های انجام شده می‌توان گفت رنگ در کنایات خاقانی بسامد چشم‌گیری را به خود اختصاص داده است‌1.او زیباترین کنایات خود را با رنگ‌های‌ متفاوت مزیّن کرده است.

 

نرّاد طرب به مهره‌بازی‌ از دست،بنفش کرده ران را

 

 (دیوان اشعار13/)

 

 «بنفش کردن ران»:در این‌جا،کنایه از پایداری و پشت کاری در بازی. (گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی08/).

 

گیرم چون گل نه‌ای ساخته خونین‌لباس‌ کم ز بنفشه مباش دوخته نیلی وطا

 

 (دیوان اشعار53/)

 

 که در این‌جا«نیلی وطا»علاوه بر این‌که استعاره از گلبرگ‌های تیره‌ی‌ بنفشه است،می‌تواند کنایه از سوگوار بودن نیز باشد.(گزارش دشواری‌های دیوان‌ خاقانی78/).

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 102)

 

زین سیه کاسه دست کفچه کنیم‌ طعمه‌ای بی‌بهانه بستانیم

 

 (دیوان اشعار484/)

 

 «سیه‌کاسه»کنایه از تنگ‌چشم.(گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی457/).

 

تا خوانچه زر دیدن بر چرخ سیه‌کاسه‌ بی‌خوانچه سپید آید می‌خوار به صبح اندر

 

 (دیوان اشعار794/)

 

 که«سیه‌کاسه»در این‌جا کنایه از فرومایه است و«سپید آمدن می‌خوار» کنایه از گستاخ و بی‌باک بودن اوست.(گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی196/).

 

چو در سبزپوشان بالا رسیدم‌ دگر جامه‌ی حرص،معلّم ندارد

 

 (دیوان اشعار482/)

 

 «سبزپوشان»کنایه از فرشتگان است.(فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان‌ خاقانی577/).

 

خط سیه کرده،تظلّم به در چرخ برید که شما در خط از این سبز وطایید همه

 

 (دیوان اشعار904/)

 

 که«خط سیاه کردن»کنایه از نوشتن است.(گزارش دشواری‌های دیوان‌ خاقانی385/).

 

جوقی از این زردگوش گاه غضب،سرخ‌چشم‌ هر یک طاغی و دیو رهبر طغیان او

 

 (دیوان اشعار663/)

 

 که«زردگوش»کنایه از منافق است.(فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان خاقانی/ 517).

 

4-جانشین کردن واژه‌ها برای بیان رنگ

 

 گاهی شاعران به جای آوردن واژه‌های رنگین از واژه‌هایی استفاده می‌کنند که‌ خود نام رنگ خاصی نیستند اما تداعی‌گر رنگ خاصی هستند.هنرمندی دیگر خاقانی‌ در زمینه‌ی استفاده از رنگ‌ها آن است که در بعضی موارد لفظ رنگی را به کار نمی‌برد؛امّا چیزی را در سخن می‌آورد که رنگ آن مورد نظر است؛یعنی به جای‌ واژه‌ی رنگ،واژه‌ای به کار می‌برد و رنگ آن را در نظر می‌گیرد:

 

 

بر شکرّت،ازپرّ مگس پرده چه سازی‌ ای من مگس آن شکرستان که تو داری

 

 (دیوان اشعار976/)

 

 که در این‌جا از«پرّ مگس»سبزی آن مورد نظر است و«پرده»استعاره از موی رسته بر روی لب است.(گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی848/).

 

زال ار چه موی چون پر زاغ آرزو کند بر زاغ کی محنت عنقا برافکند

 

 (دیوان اشعار041/)

 

 که از«پر زاغ»سیاهی آن را اراده کرده است.

 

هم زحل رنگم چو آهن هم ز آتش حامله‌ وز حریصی چون نمایم آتشین آهن خورم

 

 (دیوان اشعار052/)

 

 که از«زحل رنگ»تیرگی رنگ آن مورد نظر است.(فرهنگ لغات و تعبیرات‌ دیوان خاقانی607/).

 

مغز سران کدوی خشک اشک یلان زرشک تر زین دو تیغ چون نمک پخته ابای معرکه

 

 (دیوان اشعار364/) که از«زرشک تر»سرخی آن مورد نظر است.

 

هست روی هوا کبوتر فام‌ ز آتش ارزون فشان کنید امروز

 

 (دیوان اشعار384/)

 

 که از«کبوتر»سپیدی آن اراده شده است.

 

سیمرغ را خلیفه‌ی مرغان نهاده‌اند هر چند هم لباس خلیفه،غراب شد

 

 (دیوان اشعار751/)

 

 که اشاره به سیاه‌پوشی خلفای بغداد دارد و رنگ زاغ را هم‌رنگ لباس خلیفه‌ می‌داند.(گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی471/).

 

 و یا:

 

کیسه‌های زر به برگ گندنا سر بسته‌اند بر سپهر گندناگون دست از آن افشاده‌اند

 

 (دیوان اشعار601/) که از«گندناگون»سبزی فلک مورد نظر شاعر است.

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 104)

 

سر آزاده را جهان دو رنگ‌ رنگ«مدها متان»نخواهد داد

 

 (دیوان اشعار761/) که«مدهامتان»به معنی باغ سبز است که از غایت سبزی به سیاهی می‌زند و در این‌جا رنگ آن‌ها یعنی سبزیشان مورد نظر است.(گزارش دشواری‌های دیوان‌ خاقانی361/).

 

نکات ویژه در خصوص رنگ

 

 از موارد دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد،تضاد میان رنگ به کار رفته در سخن و معنی مورد نظر است.خاقانی در کنایات خود رنگی را بیان می‌کند امّا مفهومی‌ که از آن رنگ می‌گیرد برخلاف مفهوم خود رنگ است.برای نمونه«سپیددست» ترکیبی است با بار منفی به معنی ستم‌گر(ر.ک:گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی‌ 113/).در حالی که سپید از گروه رنگ‌هایی است که نماد پاکی و نیکی است.

 

شاهان عصر جز تو هستند ظلم‌پیشه‌ این‌جا سپیددستند،آن‌جا سیاه‌دفتر

 

 (دیوان اشعار091/) یا در جایی دیگر به معنی منافق به کار می‌برد.(فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان‌ خاقانی587/).مانند:

 

در دهر سیه سپیدم افکند بخت سیه سپیدکارم

 

 (دیوان اشعار109/)

 

 یا ترکیب«سپیدکار»در این بیت:

 

بیش ز تاراج‌باز عمر سیه‌سر زین رصدان سپیدکار چه خیزد

 

 (دیوان اشعار277/)

 

 که در این‌جا«سپیدکاری»به معنی ریشخند و تمسخر است.(گزارش‌ دشواری‌های دیوان خاقانی497/)؛اگرچه گاه ترکیب«سپیدکار»را کنایه از مردم نیکو کار و صالح می‌داند.(ر.ک:فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان خاقانی587/).

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 105)

 

 

نکته‌ی دیگر که در مبحث رنگ در دیوان خاقانی قابل توجّه است استفاده او از چند رنگ است با به کار بردن دو رنگ در کنار هم و یا با استفاده از چیزی که‌ ترکیبی از آن چند رنگ باشد؛مانند این بیت:

 

فقر سیاه‌پوش چو دندان فرو برد جاه سپید کار کند خاک در دهان

 

 (دیوان اشعار313/) برای نمونه خاک را عودی رنگ نام برده است و«رنگ عود،رنگی سیاه مایل‌ به اندک سفیدی و سرخی است.»(گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی69/).

 

 و یا مانند این بیت:

 

کحلی چرخ از سحاب گشت مسلسل به شکل‌ عودی خاک از نبات گشت مهلهل بتاب

 

 (دیوان اشعار24/)

 

 یا:

 

برنامده سپیده صبح ازل هنوز کو بر سیه سپید ازل بوده پیشوا

 

 (دیوان اشعار5/)

 

 که منظور از«سیه سپید»تضادهای عالم وجود و هر آن‌چه هست.(ر.ک: گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی21/).در دیوان خاقانی رنگ‌های دیگری نیز به‌ کار رفته‌اند.از جمله رنگ«نیلوفری»،«زعفرانی»و«زیتونی»که تنها یک بار به کار رفته است.

 

گنبد نیلوفری گنبده گل شود پیش سنانت کز اوست قصر ممالک متین

 

 (دیوان اشعار533/)

 

جان فشانند بر آن خال و بر آن حلقه‌ی زلف‌ عاشقان کان رخ زیتونی زیبا بینند

 

 (دیوان اشعار89/)

 

زعفران در شب شود رنگین و باز شب به رنگ زعفران پوشیده‌اند

 

 (دیوان اشعار394/)

 

 خاقانی در دیوان خود به طور غیرمستقیم از رنگ نارنجی نیز استفاده می‌کند.

 

گویی که پرد از خان عنکبوت‌ بر پرّ سبز رنگ غبیرا برافکند

 

 (دیوان اشعار431/)

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 106)

 

 

در این بیت«غبیرا به معنی سنجد است و کنایه از رنگ نارنجی است.» (گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی432/).

 

نمودار بسامد رنگ‌ها در دیوان خاقانی

 

نتیجه‌گیری

 

 با بررسی انجام شده در دیوان خاقانی به روش او در به کارگیری عنصر«رنگ» پی می‌بریم.او در زیبا کردن شعر خود از این پدیده بسیار استفاده کرده است. هم‌چنین وجود رنگ در ساختار کنایات،تشبیهات و استعارات او به کثرت دیده‌ می‌شود.بیش‌ترین رنگی که در دیوان او به کار رفته است،رنگ«سیاه»و«کبود» است که نشان‌دهنده‌ی فکر ناامیدانه،سختی‌ها و نگرش منفی او به زندگی است. هم‌چنین بیان‌گر رنج‌ها و آشفتگی‌های شاعر در طول زندگی اوست.از ابتکارات دیگر خاقانی باید به استفاده‌ی او از رنگ در ساختمان کلمات و ترکیبات اشاره کرد.او با این خلاقیّت توانسته است در دیوان خود گنجینه‌ای از اصطلاحات،کنایات و واژه‌های‌ جدید با دست‌مایه قرار دادن واژه‌های رنگی،فراهم کند.

 

 

 

منابع

 

 1-اسماعیل‌پور،ابو القاسم،اسطوره بیان نمادین،ج 1،تهران،سروش،7731.

 

 2-آیت‌اللّهی،حبیب اللّه،مبانی رنگ و کاربرد آن،ج 1،تهران،انتشارات سمت،1831.

 

 3-بیهقی،ابو الفضل،تاریخ بیهقی،به کوشش خطیب رهبر،خلیل،ج 1،انتشارات سعدی،8631.

 

 4-پناهی،مهین،روان‌شناسی رنگ در مجموعه اشعار نیما،فصل‌نامه‌ی پژوهش‌های‌ ادبی،سال سوم،شماره‌ی دوازدهم و سیزدهم،5831.

 

 5-پیر بایار،ژان،رمزپردازی آتش،ترجمه‌ی ستاری،جلال،ج 1،تهران،مرکز،6731.

 

 6-خاقانی شروانی،افضل الدین،دیوان،به کوشش سجّادی،سیّد ضیاء الدین،ج 6،تهران،انتشارات‌ زوّار،8731.

 

 7-دشتی،علی،خاقانی شاعری دیرآشنا،ج 4،تهران،اساطیر،4631.

 

 8-زرّین‌کوب،عبد الحسین،با کاروان حلّه،ج 31،تهران،انتشارات علمی،2831.

 

 9-سجادی،سیدّ ضیاء الدین،فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان خاقانی شروانی،ج 2،تهران، زوّار،2831.

 

 01-شفیعی کدکنی،محمد رضا،صور خیال در شعر فارسی،ج 1،انتشارات نیل،0531.

 

 11-صفا،ذبیح اللّه،تاریخ ادبیات ایران،(خلاصه‌ی جلد اوّل و دوّم)،ج 41،تهران،انتشارات‌ ققنوس،4731.

 

 21-کارکیا،فرزانه،رنگ نوآوری،بهره‌وری،ج 1،تهران،انتشارات دانشگاه تهران،5731.

 

 31-کزّازی،میرجلال الدین،رخسار صبح،ج 1،تهران،نشر مرکز،8631.

 

 41-گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی،ج 1،تهران،مرکز،5831.

 

 51-لوشر،ماکس،روان‌شناسی رنگ‌ها،ترجمه‌ی مهرداد پی‌لیلا،ج 4،درسا،4731.

 

 61-فالنامه و روان‌شناسی رنگ،ترجمه‌ی برهمندپور،امیر حسین،ج 2، اخوان،1831.

 

مطالعات زبانی بلاغی » شماره 2 (صفحه 108)

 

: مجله مطالعات زبانی بلاغی » پاییز و زمستان 1389 - شماره 2

نویسنده : صفری،جهانگیر

نویسنده : زارعی،فخری



تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۳ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : عبدالرضاآریاپور | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.