البته شعر و ادبیات صوفیه در فارسی و عربی غیر از جنبه تعلیمی که نظم و نثر آنها اکثر به نوعی متضمن آن است، شامل مضامین تغزلی ، رمزی و تمثیلی هم هست که گه گاه از آنها رایحه ادبیات غیر صوفیانه هم به مشام می‌رسد و در بعضی از آنها الفاظ عاشقانه و تعبیرات معمول در غزل به صورت رمزی به کار رفته است، هرچند این حکم در همه موارد آن سخنان قابل تطبیق نیست .

   تصوف و عرفان به طور کلی ، ادبیات وسیع قابل ملاحظه ای در انواع تعلیمی ، تمثیلی و تغزلی در تمام السنه مهم اقوام اسلامی به وجود آورده است که قدیم ترین آنها البته عربی و فارسی است . ترکی و اردو و سایر السنه اسلامی هم از حیث اهمیت در مرتبه بعد قرار دارند...


در مجموع این میراث ادبی آنچه جنبه تعلیمی دارد ، کتابهایی چون الرساله القشیریه تصنیف ابوالقاسم قشیری ، کتاب اللمع فی التصوف تألیف ابونصر سراج طوسی، منازل السایرین شیخ الاسلام خواجه عبداللـه انصاری هروی ، عوارف المعارف شهاب الدین عمر سهروردی به عربی ، و آثاری چون کشف المحجوب هجویری‌، شرح تعرف ابوبکر مستملی بخاری ، کیمیای سعادت ابوحامد محمد غزالی ، مرصاد العباد نجم الدین رازی و مصباح الهدایه عزالدین کاشانی را به فارسی می توان بر سبیل نمونه یاد کرد. آنچه در مقامات مشایخ قوم نوشته شده است و شامل اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابوسعید ، فردوس المرشدیه در مقامات شیخ ابوالحسن کازرونی ، سیرت شیخ الکبیر ابوعبدالله ابن الخفیف الشیرازی ، مقامات شیخ احمد جام ، مقامات اوحدالدین کرمانی ، رساله سپهسالار و مناقب العارفین در احوال مولانا جلال الدین بلخی رومی است ، نیز به اینگونه آثار ملحق می شود و شامل مواعظ و مقالات اکابر صوفیه و عارفان گذشته نیز هست .

   در زمینه تحقیق که شامل مقالات و رسالات شوق انگیز در الزام به زهد و توبه ، و دعوت به اعراض از حیات دنیا و تشویق به عشق الهی است ، رسائل منسوب به خواجه عبداللـه انصاری ، آثار شیخ احمد جام ، سوانح شیخ احمد غزالی ، تمهیدات و نیز زبده الحقایق عین القضات همدانی ، و رسائل عزیز نسفی نمونه های برجسته ادبیات صوفیانه محسوبند .

  در زمینه شعر صوفیه در عربی دیوان ابن فارض مصری ( د 633 ق ) مخصوصاً قصیده خمریه میمیه او ، و دو قصیده تائیه اش معروف به کبری و صغری از غرر اشعار قوم محسوب است . در آنچه به زبان فارسی مربوط است ، آثار تعلیمی و تحقیقی سنایی ، عطار ، و مولانا جلال الدین رومی عالی ترین تعبیرات از تجارب و تعالیم صوفیانه را عرضه می کند

  ابن فارض در قصیده خمریه اش ، مسأله عشق الهی ، و در هر دو تائیه خویش علاوه بر آن مسأله ، اجمالی از تجارب شخصی را در مراتب سلوک به تقریر می آورد و هرچند در بعضی اشعار او جنبه تعلیمی نیز آشکار است و به قولی حتی نشانه هایی از تأثیر اعتقاد به وحدت وجود پیداست ، جنبه تمثیلی و تغزلی بر اکثر ابیات آن غالب است و در بین صوفیه از او به عنوان سلطان العاشقین یاد کرده اند که اشاراتی به غلبه جنبه ادبی بر مجموع آثار اوست. تائیه کبرای او مخصوصاً به عنوان یک تغزل صوفیانه شخصی بیشتر قابل درک است تا یک منظومه تعلیمی مربوط به تصوف ؛ و همین نکته است که آن را قطع نظر از اشتمال بر تجارب صوفیانه از خصوص جنبه ادبی بیشتر قابل ملاحظه می سازد . شرحهایی هم که بر قصیده خمریه او نوشته شده است ، اهمیت ادبی اشعار او را کمتر از اهمیت تجارب صوفیانه اش نشان نمی دهد .

   بعد از ابن فارض ، اشعار ابن عربی عالی ترین نمونه های شعر صوفیانه در ادبیات عربی است . در بین آثار ابن عربی اشارتی به کتاب المعراج او خالی از فایده نیست که ظاهراً در طرح کتاب کمدی الهی دانته تأثیر داشته است و این نکته ای است که نخست آسین پالاسیوس در این باره شواهدی آورده است و تحقیقات جدیدتر تردیدهایی را که در آن باب اظهار شده ، قابل رفع نشان داده است.

   سیمای بزرگ دیگر در تصوف عربی ـ بعد از ابن عربی و تا حدی تحت تأثیر تعلیم او ـ عبدالکریم جیلی ( د 832 ق ) ، مصنف کتاب مهم الانسان الکامل است که غیر از تعلیم ابن عربی ، تأثیر اثولوجیا نیز در کتاب او مشهود است. جیلی در شعر صوفیانه ، نماینده بزرگ شعر ابداعی در ادبیات صوفیانه عرب محسوب است و گفته شده که او شاید در زبان عربی آخرین شاعر بسیار بزرگ در بین شاعران صوفی باشد.

     شعر تغزلی صوفیانه و حتی شعر تعلیمی آن ـ که خود غالباً از صبغه مضمون تغزلی خالی نیست ـ در ادبیات فارسی البته سابقه طولانی دارد . قدیم ترین نمونه ها به ابوزرعه بوزجانی ، رابعه بنت کعب ، و کسانی که اشعار آنها در مجالس شیخ ابوسعید آمده ، منسوب است . به خود ابوسعید هم مجموعه رباعیات نسبت داده شده است که صحت انتساب آن مشکوک می نماید. با این حال ، در بحثی کوتاه از شعر تغزلی صوفیه نمی‌توان در این اجمال از اشارت به آثار سنایی ، عطار و مولوی خودداری کرد ، هرچند بعد از آنها آثار مغربی تبریزی و عبدالرحمان جامی هم جالب است ، چنانکه درباره حافظ هم با وجود اشتمال بعضی اشعارش به اشارات عرفانی ، تلقی او به عنوان یک شاعر صوفی، سوء تفاهم گمراه کننده ای است .

   سنایی عزنوی نه فقط شعر تغزلی صوفیانه را در ادبیات فارسی آغاز کرد ، بلکه مثنویات تعلیمی او از جمله حدیقه الحقیقه ، اولین و جالب ترین تجربه در زمینه ابداع شعر تعلیمی آمیخته با مضامین تمثیلی و تغزلی است. در مثنوی کوتاه سیر العباد الی المعاد هم او را بعضی محققان به عنوان پیشرو دانته تلقی کرده اند ، هرچند سیر علوی او در این منظومه با تخلصی که در مدح یک مقام عصر دارد ، از رفعت و عظمت می افتد.

   فریدالدین عطار که بعد از سنایی شعر خود را وقف مباحث و تجارب مربوط به تصوف کرد ، ظاهراً بیش از وی حیات دینی واقعی صوفیانه داشت . با اینهمه ، شعر تغزلی او در زمینه تصوف به قدر مثنویاتش که از مقوله تعلیمی است ، شهرت و قبول عام نیافت . البته از شمار بسیار مثنویات منسوب به عطار که بعضی منتقدان به سبب کثرت آنها ، او را فاقد « لگام هنر » خوانده اند، جز معدودی ـ ظاهراً فقط 4 مثنوی ـ به او قابل انتساب نیست، اما شعر او برخلاف آنچه بعضی منتقدان عصر ما پنداشته اند، فاقد لطف و جمال شاعرانه نیست . به علاوه ، وی در طی این اشعار در تقریر لطایف و اسرار تصوف شیوه‌ای تازه ، ساده و تقلید ناپذیر ارائه کرده که خاص اوست .

   از مثنویهای چهارگانه او مثنوی اسرارنامه تاحدی یادآور حدیقه سنایی است ؛ ابواب آن با خطابات موعظه آمیز آغاز می شود و طی آنها حکایات جالب بر سبیل تمثیل به میان می آید که بعضی از آنها شامل احوال شوریدگان ( = مجانین عقلا ) و برخی شامل حکایات کوتاه عبرت آمیز است. مثنوی دیگرش الهی نامه است که صورت یک گفت و شنود طولانی بین یک خلیفه با 6 پسر وی را دارد و شاعر طی نقل این گفت و شنود حکایات مناسب هم به تقریر می آورد و داستان که بالتمام بر عنصر گفتار ، تکیه دارد ، صورت قصه در قصه می یابد و شاعر به مناسبت در طی روایت نکات تعلیمی جالب در سراسر کتاب مطرح می کند . در این منظومه خلیفه طی گفت و شنود با پسران ، نظر آنها را در باب آنچه نزد آنها محبوب ترین چیزهاست ، می پرسد و آنگاه چیزهای محبوب آنها را که عبارت از دختر شاه پریان ، جادویی ، جام جم ، آب حیات ، انگشتری سلیمان ، و علم کیمیاست ، در نظر آنها اموری که شایسته دلبستگی نیست ، فرا می نماید و مظاهر آنها را به حقایق تأویل می کند و به این نتیجه می رسد که آنچه می تواند محبوب و مطلوب واقعی انسان قرار گیرد ، حبّ الهی است و آن با اعراض از متاع دنیا و التزام زهد حاصل می آید و بدین گونه ، مثنوی تعلیمی با حکایاتی تمثیلی که جای جای در آن هست، تأثیر ادبی جالبی در ذهن خواننده می گذارد و وی را به تأمل در معانی رمزی و تمثیلی قصه دعوت می کند .

   مثنوی دیگر عطار که نیز از مقوله قصه در قصه است و در چارچوب حکایت اصلی به مناسبت حکایات دیگر به میان می آید ، مصیبت نامه نام دارد که سیر و جست و جوی سالک فکرت را در سلوک راه حقیقت تقریر می کند و او را در تمام اطوار کاینات به سیر و پویه وامی دارد و حتی بر یک یک انبیا و بر عرش و فرش و تمام عوالم گذر می دهد .

   سالک فکرت در طی این جست و جو از هیچ جا نشان حقیقت را نمی یابد و سرانجام ، هدایت و ارشاد رسول خدا ، مشکل او را حل می کند و خود او و پیر او را که عقل یا قلب است ، از حاصل این جست و جو راضی و قانع می یابد . داستان مشحون از حکایات تمثیلی و اشارات تحقیقی است ، اما منبع آن محل بحث است . بعضی محققان گفته اند : عطار آن داستان را از روی یک حدیث نبوی ـ حدیث شفاعت ـ ساخته است و به گمان ما چنان می نماید که آشنایی وی با قصه های تمثیلی و رمزی منسوب به ابن سینا و غزالی و شیخ اشراق در ایجاد قالب آن بی تأثیر نباشد .

   مثنوی دیگر عطار ، منطق الطیر که از همه مشهورتر نیز هست ، از یک قصه تمثیلی و رمزی غزالی به نام « رساله الطیر »‌ مأخوذ می نماید که گویند برادرش شیخ احمد آن را از عربی به فارسی نقل کرده بود و به احتمال قوی همین نقل فارسی مأخذ عطار در نظم آن بوده است . در آنجا نیز سیر اهل طریقت در مراحل سلوک به صورت پرواز مرغان در جست و جوی سیمرغ مطرح می شود که هدهد راهنمای آنهاست و بعد از وصول به نهایات سیر، سی مرغ که از مخاطر آن سیر طولانی و پر مشقت جان به دربرده اند ، خود را با حیرت در پیشگاه سیمرغ می یابند ، اینجا مرغان در پایان طی کردن 7 وادی سلوک خویشتن را در پیشگاه جلال سیمرغ با استغنای آن حضرت مواجه می یابند ، اما لطف حق آنها را از آن حیرت و نیستی بیرون می آورد و به مقام قرب مجال وصول می دهد ؛ با این حال ، ورطه ای عبورناپذیر که بین حق و خلق است ، باقی می ماند و به آنچه در سیر الی اللـه مقام فنا و وحدت می خوانند ـ و تأمل در آن نزد بعضی عارفان توهم وحدت وجود را پیش می آورد ـ منتهی نمی شود . آنچه در این سیر برای آنها حاصل می گردد ، مرتبه بقاء بعد الفناست که عطار آن را ورای شرح و بیان می یابد و ادارک قصه را موقوف به سوز و درد می داند که در گرو تجربه شخصی است و به وصف و بیان راست نمی آید .

   بعضی قصه های فرعی نیز در این مثنویها هست که رمزی یا تعلیمی است و خود صورت یک منظومه مستقل دارد ، از آن جمله است داستان شیخ صنعان در منطق الطیر که در باب مأخذ آن ، اختلاف است ؛ داستان زن پاکدامن در الهی نامه که یادآور قصه کنستانس در منظومه « حکایات کنتربری » تصنیف جفری چاسر و مأخذ اوست ، از قصه‌های نادر جالب در تمام ادبیات ایران محسوب است ؛ چنانکه شمار بسیاری حکایات و اقوال نکته آمیز عبرت آموز که از قول مجانین عقلا در سراسر مثنویهای وی هست و بالغ بر 115 حکایت می شود، نیز هم از جهت نگاه تصوف بر این طایفه و هم از لحاظ «‌اندیشه‌های ثابت» که بر احوال آنها قاهر است ، در تاریخ ادبی ایران اهمیت خاص دارد‌.

   مثنوی معنوی اثر عظیم بی همتای مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی ( د 672 ق ) عظیم ترین حادثه ادبی در عرفان اسلامی و بزرگ ترین اثر تعلیمی تصوف در ادبیات ایران است که به اعتقاد بعضی محققان تقریباً در تمام السنه و قرون عالم بی همانند است . مجموع اشعار تغزلی صوفیانه مولانا هم که به نام مرشد روحانی او شمس الدین محمد تبریزی به دیوان شمس معروف شده است ، به نظر می رسد که در شعر تغزلی صوفیانه همین مرتبه را داشته باشد . ملاقات شمس تبریزی با مولانا در قونیه تختگاه روم (642 ق) که منجر به ارادت و عشق مولانا در حق شمس شد ، در تاریخ تصوف و عرفان حادثه‌ای بی همتا و تقریباً تفسیرناپذیر است . اما تأثیر عظیم آن این شد که از وجود مولانای واعظ ، زاهد و مدرس و محقق و مفتی قونیه یک صوفی عارف شاعر پدید آمد که بعد از آن تا پایان عمر ، اکثر اوقاتش در شعر و سماع و تأمل و تفکر صوفیانه مصروف شد. شرح این تبدل حال که که نوعی ولادت ثانی را برای مولوی پیش آورد، و حتی ذکر سایر آثار وی و نام اصحاب و مریدان و خلفای او که سالها بعد از وی منجر به ایجاد یک طریقه پایدار ـ سلسله مولویه ـ گشت، نیز شرح جداگانه لازم دارد .

  آن چه محققان ایرانی و غیر ایرانی در این زمینه ها انجام داده اند ، فقط تصویری محدود از ارزش معنوی این کتاب عظیم را به بیان می آورد ؛ چنانکه شروح متعدد هم از همان دوران نزدیک به عهد حیات مولانا تا امروزه به السنه فارسی ، ترکی و عربی در باب مثنوی تصنیف شده است که هنوز تمام لطایف و اسرار آن را شامل نیست ؛ همچنین دیوان شمس مولانا ، معروف به دیوان کبیر را در مجموع ادبیات اسلامی به نحو بی همانندی می توان شامل تجارب صوفیانه یافت . این دو اثر عظیم که از حیث وسعت تأثیر، همانند آثار ادبی ، و از حیث مضمون تعلیم به کلی با آن آثار مغایرند ، در عین حال همانند آثار ابن عربی علاوه بر تصوف زنده و تجربه شده تقریباً تمام معارف صوفیه و آثار و احوال مشایخ بزرگ قوم را در پرتو قرآن و حدیث ، و در عین حال تحت جاذبه ادراکات و مواجید شخصی مولانا تقریر می کنند و در جای خود و حتی به مراتب بیش از آثار ابن عربی صورت یک دائره المعارف تصوف را عرضه می دارند و البته مثل آنها و بیش از آنها تأمل در لطایف و اسرار کلام را از خواننده مطالبه می کنند .

   منظومه تعلیمی کوتاه تقریباً هزار واندبیتی گلشن راز هم که به وسیله شیخ محمود شبستری از محققان صوفیه در جواب سؤالات امیر حسینی هروی به نظم آمده است ، بنایی فوق العاده ، اما کوچک به نظر می رسد که متضمن دقایق بسیار است که مخصوصاً در عهد صفویه ، چنانکه از قول بعضی جهانگردان آن عصر نقل است ، یک مجموعه کامل در زمینه تصوف به شمار می آمده ، و مثل فصوص الحکم ابن عربی و تا حدی در همان میزان موضوع درس و بحث و شرح و تفسیر واقع بوده است . کثرت شروح متعدد که برای این کتاب کوچک نوشته اند ، از وسعت دایره شهرت آن حاکی است.

   در دوران کلاسیک ادبیات فارسی شعر به قدری تحت تأثیر تعلیم اهل تصوف واقع بوده است که تقریباً هر شاعر بزرگ آن ادوار صوفی بود ، یا هر صوفی آن ایام یک شاعر بزرگ عصر محسوب می شد.

منبع:

زرین کوب،عبد الحسین. ”مدخل اسلام“ . دایره المعارف بزرگ اسلامی . زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی . تهران : مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی ، 1367- ، جلد 8 ، ص 483 ـ 481

 

 



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٥ | ٥:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : عبدالرضاآریاپور | نظرات ()
  • وبلاگ شخصی | بن تن