ادبیات در اسلام
    در طول تاریخ اسلام، فصاحت و بلاغت و توجه به جنبه های ادبی، جلوه ای خاص داشته است و بلا استثنا همه سخنوران، شاعران و نویسندگان که اثر جاودانه ای خلق کرده اند، رعایت اصول ادبی را سرلوحه کار خود قرار داده اند.
    حتی متن قرآن کریم نیز از لحاظ ادبی یک معجزه به شمار می رود و قوت و غنای آن در زیبایی و رسایی، هر انسانی را که تا حدی با هنرهای ادبی سر و کار داشته باشد به وجد می آورد. البته کمال قرآن تنها به زیبایی صورت و ظاهر کلام نیست، که سخن، سخن خداوند است و خداوند عین زیبایی، بلکه در معنا نیز چنان عمیق و جان نشین است که هرگز مانندی در ادبیات عرب نداشته و ندارد.


   در سخن رسول اکرم (ص) و دیگر پیشوایان و ائمه هدی نیز هیچ گونه ضعف و سستی در فرم ادبی یا فصاحت و بلاغت مشاهده نمی شود. ایشان نیک می دانستند که در ارشاد و هدایت مردم، باید اصل جاذبه را در نظر گرفت. از این روست که حتی به راویان سخن خود نیز تاکید می کردند که کلامشان را درست و فصیح نقل کنند.
امام صادق می فرمایند:
   سخن ما را به صورت درست نقل کنید، واژه های آن را صحیح تلفظ کنید و بر طبق دستور زبان، زیرا ما خود فصیحیم و درست سخن می گوییم.(ادبیات و تعهد، صفحه 4 بند اول)
شخص رسول الله الاعظم، با این که خود نبودند، اما شعر و شاعران و ادیبان را دوست می داشتند. در حدیثی معتبر از ایشان نقل است که: الشعراء امراء الکلام. یعنی شاعران، امیران و پادشاهان سخنند. و در حدیثی دیگر فرموده اند: خدا را در زیر آسمان گنجهایی است که زبان شاعران کلیدهای آن گنجهایند. چنان که مولانا جلال الدین رومی می گوید:
هم امارت هم زبان دارم کلید گنج عرش
وین دو دعوی را دلیل است از حدیث مصطفی (ص)
    در تاریخ صدر اسلام نیز آمده است که کعب بن زهیر، شاعر معروف جاهلی در هنگام اسلام آوردن قصیده زیبایی در نعت و ستایش وجود مبارک حضرت رسول سرود و ایشان ضمن تحسین وی عبای مبارک خود را برای تشویق به دوش او انداختند و این قصیده به اعتبار این هدیه، قصیده بردیه (برد به معنی عبا) نامیده شد.

تاثیر ادبیات در جاودانگی روح دین
   به واقع نیز لفظ زیبا عنصر نفوذ و بقاست و معنا بدون لفظ مناسب هرگز نمی تواند رسالت انتقال پیام را به درستی به انجام، با بهتر بگوییم، سرانجام، برساند. زیبا پسندی نفحه ای از خداوند است که در ضمیر انسان نهاده شده و بنابراین بنابر فطرت، هر انسانی اگر سخنی زیبا بشنود یا بخواند، در او تاثیر عمیقی خواهد داشت.
   از سده های اول پس از هجرت تا کنون، آثاری ماندگار و نامیرا شده اند که غنای ادبی بیشتری نسبت دیگر متون دینی و مذهبی داشته اند. توجه به زیبایی کلام و فن سخن گفتن و نوشتن به شیوه ای جذاب، در عصر حاضر نیز کاربرد خود را از دست نداده است. در میان متفکران و روشنگران امروز هم گونه های مختلف ادبی جایگاه خود را دارند و تاثیرشان را با وجود گسترش تمام رسانه ها (همچون رادیو، تلویزیون، سینما و اینترنت) حفظ کرده اند. زیرا پایه و اساس این رسانه ها نیز ادبیات است و نیاز به فصاحت و بلاغت همیشه و در همه جا احساس می شود. اگر نیز بپذیریم که به گفته مارشال مک لوهان: رسانه همان پیام است، ارزش رعایت اصول و فنون ادبی توسط گوینده یا نویسنده در ادبیات یک رسانه، بیشتر و بهتر آشکار می گردد.
اکثر متفکران عصر حاضر، اهمیت ادبیات را دریافته اند، به نحوی که به گفته استاد محمد رضا حکیمی: یک عرضه ادبی استادانه، صورت یک مکتب فلسفی یافته است و بسیار تاثیر نموده و طرفدار پیدا کرده است... متفکران و داعیه داران این قرن نیز از اهمیت ادبیات و کیفیت سخن و بهره برداری از آن غفلت نکرده اند. پیروان مکاتب جدید، همواره کوشیده اند تا افکار خویش را از طریق خلق آثار ادبی (شعر، داستان و نمایشنامه و...) نشر دهند. علت عمده نفوذ این مکاتب ، ادبیات آن مکاتب است، نه ابتکار، اصالت یا عمق تفکر آنها.
(ادبیات و تعهد در اسلام، محمدرضا حکیمی، انتشارات دلیل ما، چاپ سیزدهم، تابستان 84، صفحه 7 بند آخر.(
تحمیدیه و ستایش در ادبیات فارسی
  از زمان عرضه دین اسلام به ایران و ایرانیان، زبان فارسی که خود طبعی لطیف و شاعرانه داشت، با وارد ساختن علقه ها و مراتب ستایش و احترام خود نسبت به رسول اکرم (ص) و دیگر امامان معصوم، غنای ادبی خود را بیشتر کرد و گونه ای ادبی به نام ادبیات مذهبی بنیان نهاد که بعدها شاکله اصلی ادبیات فارسی شد. در این میان حمد و سپاس آفریدگار در آغاز کلام و نوشته ی همه بزرگان، به تاسی از آغاز قرآن، سوره فاتحه الکتاب که در آن حمد و ستایش خداوند آمده است، جایگاهی ویژه یافت.
تحمیدیه در لغت به معنی مبالغه کردن در حمد و نیک ستودن و پی در پی ستایش کردن است و در اصطلاح علوم ادبی به معنی بسیار حمد گفتن برای خدا و ذکر نام و ادای احترام نسبت به پیامبر اسلام و بزرگان دین، در صدر خطبه ها و دیباچه ی کتب است.
تحمیدیه ها در زبان فارسی هم منثورند و هم منظوم. در میان آنها البته سخن عارفان رنگ و بوی دیگری دارد و نشان از شور و عشق نسبت به رسول رحمتی که سرور کائنات است و کاملترین انسان. ستایش پیامبر در ادب فارسی، تاثیر اخلاقی و تربیتی عمیقی بر مخاطب داشته و دارد. چرا که در آن ها ذکر فضایل اخلاقی، آداب و سنن، فداکاری ها و مجاهدتها و محبت ایشان به امت خود آمده است.

ستایش پیامبر در شاهکارهای ادبیات فارسی
   اکثر قریب به اتفاق شعرا و نویسندگان فارسی زبان در نعت رسول اکرم و ستایش ایشان سخن گفته و نوشته اند. اوج توصیف ها و مدایح نبوی، درآثار منظوم و منثور قرن پنجم و ششم هجری قمری به چشم می خورد. در شعر، شاعرانی
چون جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی، سنایی غزنوی و خاقانی شروانی، و در نثر، قابوسنامه ی عنصر المعالی کیکاووس،کیمیای سعادت غزالی و ترجمه کلیله و دمنه ی ابوالمعالی نصرالله منشی از نمونه های این دو قرن هستند.
در این اشعار و نوشته ها، ستایش رسول منحصر به ظاهر ایشان نیست، بلکه زندگی فردی و اجتماعی، محبوبیت او در درگاه پروردگار عالم و نظرگاه عالمیان، رفتار و کردار و منش مهرورزانه ایشان نیز مورد تاکید و اشاره قرار گرفته است.
ادبا نیز به تبعیت از قرآن کریم که می فرماید: ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان کسی که برای تمام جهانیان مظهر مهر و رافت باشی، مهربانی ایشان را در آثار خود بیش از سایر صفات جلوه گر ساخته اند.

تاثیر فرهنگ اخلاقی و تربیتی رسول الله بر ادبیات فارسی
   گذشته از ستایش پیامبر، روش ها و توصیه های اخلاقی و تربیتی ایشان نیز سرلوحه ی محتوایی آثار ادبی فارسی زبان قرار گرفته است. به نحوی که حتی در امثال و حکم و ضرب المثل های منظوم و منثور فراوانی هم جلوه یافته است. اندکی مطالعه در این زمینه به واقع این امر را می نمایاند. ذکردو نمونه در این جا خالی از لطف نیست:
رسول خدا (ص): دروغ باعث روسیاهی و رسوایی می شود.

هر آن کس که باشد دروغ آزمای نکوهیده باشد به نزد خدای
کند روی هردم دروغش سیاه سوی قعر دوزخ نمایدش راه
رخ مرد را تیره دارد دروغ
فردوسی

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
حافظ

رسول خدا (ص): بلا و گرفتاری آدمی از زبان است.

مرد خاموش در امان خداست آدمی از زبان خود به بلاست
بلای آدمی باشد زبانش که در وی بسته شد سود و زیانش
در فتنه بستن دهان بستن است.
ناصرخسرو

سخن بلاست و خاموشی طلاست.
سعدی

زبان بسیار سر بر باد داده است.
وحشی بافقی

بسا سر کز زبان زیر زمین رفت.
نظامی

بس سر که بریده ی زبان است با یک نقطه زبان زیان است
ایرج میرزا

تا بماند سر زبان در بسته به.
خاقانی

فتنه ها در عالم از تیغ زبان پیدا شود.
حافظ

نخستین سیره رسول الله به زبان فارسی
   در قرن هفتم نیز گذشته از اشعار و متون منثور شاعرانی چون عطار نیشابوری، سعدی، مولوی و نظامی گنجوی، سیره رسول خدا برای نخستین بار از سیره عربی ابن هشام به فارسی ترجمه شد. مترجم این سیره که آن را به تقلید از ابن هشام سیرت رسول الله نامید، به احتمال قریب به یقین، یکی از بزرگان فارس، به نام رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی است. در این سیره فارسی سی باب وجود دارد که هر باب در مورد یکی از عناوین مربوط به پیامبر است. به طور مثال، باب اول از نسب پیغمبر از حضرت اسماعیل تا عبدالله و نقل وقایع پیش از تولد حضرت گفته است و باب سی ام، در وفات پیامبر و زنان آن حضرت و خلافت ابوبکر است.

پیامبر رحمت در شعر و نثر معاصر

 


پس از قرن هفتم که دوره فترت زبان و ادبیات فارسی شروع شد، به ناگاه در قرن یازدهم و با به قدرت رسیدن صفویه که دوباره عارفان بزرگ شیعی مجالی برای ظهور و بروز یافتند، کتاب های متعددی در باب زندگی و سیره پیامبر اکرم رواج یافت. زیرا فضا برای بروز تعلقات مذهبی مردم آماده و فراهم شد که این امر تاثیری مستقیم بر ادبیات آن دوره گذاشت.
در نثر به مرور کسانی چون شیخ عباس قمی، نویسنده کتاب بزرگ منتهی الآمال، به نگارش سیره حضرت رسول و پیشوایان معصوم همت گماشتند و آثار متعددی در این باب به منصه ظهور رسید.
در شعر نیز فارسی زبانان غیر ایرانی هم طبع خود را در این زمینه آزمودند که از آن میان می توان به علاقه اقبال لاهوری اشاره کرد که در قرن 13 و 14 می زیست و آثارش تاثیری شگرف بر ملت خود و ملل فارسی زبان نهاد. همچنین می توان از شاعران یکی دو سده ی اخیر نام برد که در وصف پیامبر اکرم آثار در خور اعتنا و زیبایی ارائه کرده اند. کسانی چون عمان سامانی، ادیب الممالک فراهانی، نعمت آزرم خراسانی و از نزدیک تران، امیری فیروزکوهی و مهرداد اوستا.
البته نامهای ذکر شده تنها شامل بخش اندکی از نویسندگان و شاعران ادب پارسی است. اکثر ایشان حداقل یک شعر زیبا یا مقاله و مطلبی در خور حضرتش سروده و نوشته اند که مجالی برای نام بردن از تمامی آنها نیست.

پیامبر اعظم در آثار شاعران و نویسندگان جوان معاصر، یک ضرورت
متاسفانه در ادبیات متعهد معاصر، و به ویژه سروده ها و نوشته های جوانان، چنان که باید و شاید، اثری در خور حضرت رسول خلق نشده است. علت این امر شاید به تبلیغ مکتب تشیع بر می گردد که عمده آثار مذهبی جوانان سمت و سویی شیعی یافته که اصالتا مطلوب است، اما غفلت از رسول رحمت آثار و تبعاتی در پی دارد که این غفلت بزرگ بعد از اهانت های مکرر غرب در دهه اخیر، با دست یازیدن به قالبهای ادبی مانند سیاهنامه سلمان رشدی و روزنامه های دانمارکی و حتی سرایت این توهین به قالبهای هنری مانند کاریکاتور بیشتر رخ نمود.
البته به واسطه جنبش دفاعی و عاطفی جوانان پس از این حوادث ناگوار و درک موقعیت جدید، و همچنین تدبیر تحسین برانگیز مقام معظم رهبری در نامگزاری سال جاری به نام سال پیامبر اعظم (ص)، امید است این غفلت، با خلق آثار ادبی درخور (و نه سست و ضعیف و احساسی) جبران شود.

نمونه هایی از نظم و نثر گذشته و معاصر
در ستایش رسول اکرم (ص)

و آخر ایشان در نبوت و اول در مرتبت آسمان حق و آفتاب صدق، سید المرسلین و امام المتقین و خاتم النبیین... برای عز نبوت و خاتمت رسالت برگزید و به معجزات ظاهر و دلایل واضح مخصوص گردانید... درود و سلام و تحیات و صلوات ایزدی بر ذات معظم و روح مقدس مصطفی و اهل بیت و اصحاب و اتباع و یاران و اشیاع او باد، درودی که امداد آن بر امتداد روزگار متصل باشد و نسیم آن گرد از کلبه عطا برآرد. ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلو علیه و سلمو تسلیما...
دیباچه کلیله و دمنه، ترجمه ابوالمعالی نصر الله منشی
... پس چون از روی خرد بنگری، بر مردمان واجب است که حق راهنمای خویش را بشناسند و سپاسگزار روزی دهنده خویش باشند و مقام فرشتگان را بشناسند و همه پیامبران را راستگو بدانند، از آدم تا پیامبر ما (ص)، و در دین فرمانبردار باشند و ...
قابوسنامه، باب اول در آفرینش و ستایش پیامبر (ص)، عنصر المعالی کیکاووس

ای نام تو دستگیر آدم وی خلق تو پایمرد عالم
فراش درت کلیم عمران چاووش رهت مسیح مریم
از نام محمدیت میمی حلقه شده این بلند طارم
در خدمتت انبیا مشرف وز حرمتت آدمی مکرم
کونین نواله ای ز جودت
افلاک طفیلی وجودت
ازترکیب بند جمال الدین عبد الرزاق اصفهانی

تخته اول که الف نقش بست بر در مجبوبه احمد نشست
کنت نبیا چو علم پیش برد ختم نبوت به محمد سپرد
مه که نگین دان زبرجد شده است خاتم او مهر محمد شده است
امی گویا به زبان فصیح از الف آدم و میم مسیح
همچو الف راست به مهر و وفا اول و آخر شده بر انبیا
از آغاز مخزن الاسرار نظامی گنجوی

فخر دو جهان خواجه فرخ رخ اسعد
مولای زمان مهتر صاحبدل امجد
آن سید مسعود و خداوند مؤید
پیغمبر محمود ابوالقاسم احمد
وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد
این بس که خدا گوید: ما کان محمد
بر منزلت و قدرش یزدان کند اقرار
از مسمط ادیب الممالک فراهانی

ای سنایی گر همی جویی ز لطف حق سنا
عقل را قربان کن اندر بارگاه مصطفی
سنایی غزنوی


ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر باکمال محمد
وعده دیدار هرکسی به قیامت
لیله اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و عیسی و موسی
آمده مجموع در ظلال محمد
.....
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد (ص)

بوستان سعدی

گفت پیغمبر: عداوت از خرد
بهتر از مهری که از جاهل رسد
عجلو الطاعات قبل الفوت گفت
مصطفی چون در معنی می بسفت
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است
مصطفی فرمود: دنیا ساعتی است...
مثنوی معنوی مولانا

باور کنیم ملک خدا را که سرمد است
باور کنیم سکه به نام محمد (ص) است
راوی! بخوان به خواندن احمد در اعتلا
بر بام آسمان، شب معنی شب حرا
شب ها شبند و قدر، شب عاشقانه هاست
عالم فسانه، عشق، فسانه ی فسانه هاست
علی معلم دامغانی

این عطر، عطر سلسله رازیانه هاست
هرشب،‌ شب محمدی عاشقانه هاست
گلها که وا شدند به بوی تو واشدند
بوی تو در محمدی گل بهانه هاست
علیرضا قزوه

 


تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٢ | ٢:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : عبدالرضاآریاپور | نظرات ()
  • وبلاگ شخصی | بن تن