چند روایت از قصه نویسی جمالزاده

نقاشی چهره‌ مردم عادی در آثار جمالزاده
همچنین عبدالعلی دستغیب در بررسی کار جمالزاده می‌گوید: پس از دهخدا نوبت جمالزاده است که نثر را به‌سوی داستان، گامی به پیش براند. در قصه‌های او، چهره مردم عادی و آداب و رسوم‌شان با رنگی تند نقاشی شده است. از این گذشته جمالزاده بیش از دیگران به هنر داستان کوتاه‌نویسی توجه دارد. شاید او پیش از او نویسندگان فرصت این کار را نداشتند یا قصه‌نویسی را در شأن خود نمی‌دیدند. ولی جمالزاده و پیش از او دهخدا دریافتند که در داستان، چهره واقعی ملت را بهتر می‌توان نشان داد.
داستان‌های لطیفه‌وار با هدف سرگرمی خواننده
اما جمال میرصادقی معتقد است: از نظر تعهدی که هر نویسنده در قبال زبان دارد، جمالزاده را باید ستود و تلاش و راهگشایی او را در این زمینه ارج گذاشت، اما محتوا و مضمون و نوع داستان‌های او چنین ستایشی را برنمی‌انگیزد.او می‌افزاید: در میان انبوه آثار جمالزاده، به‌ندرت به داستان‌های واقعی و استخوان‌دار و ارزنده برمی‌خوریم. زیادی داستان‌های سست و بی‌مایه، خواننده را دلزده می‌کند؛ داستان‌های لطیفه‌واری که با سهل‌انگاری و بی‌توجهی نوشته شده است و هدفی جز سرگرم کردن خواننده ندارد. جمالزاده شاید در داستان‌های نخستین خود، شور و هیجانی برای مبارزه با خرافات و جهل و نادانی داشته است و وسوسه افشاگری بی‌عدالتی‌ها و ناروایی‌های اجتماعی او را به نوشتن داستان‌های مجموعه «یکی بود یکی نبود» وادار کرده است، اما این شور و وسوسه دیری نمی‌پاید و جای خود را به محافظه‌کاری می‌دهد. داستان‌های بعدی او، گرچه اغلب دارای مضامینی اجتماعی و آموزشی است، اما به‌علت محافظه‌کاری، تند و تیزی و خصلت انتقادی داستان‌های «یکی بود یکی نبود» را از دست داده است. موضوع‌های آن‌ها نیز به‌علت کثرت استعمال، کهنه و فرسوده شده است و بر خواننده‌ تأثیر چندانی ندارد.به‌گفته‌ میرصادقی، جمالزاده هرگز نتوانست داستان‌هایی به قدرت تأثیر آن‌ها بنویسد؛ داستانی چون «درد دل ملاقربانعلی» نه تنها در میان داستان‌های نویسنده نظیر ندارد، بلکه یکی از داستان‌های کوتاه خوب ادبیات معاصر است. داستان‌هایی که جمالزاده بعد از «یکی بود یکی نبود» نوشت - چه بلند، چه کوتاه - بیش‌تر جنبه خاطره‌یی و فکاهی دارد. سعی نویسنده مصروف بر آن شده است که اسباب تفریح و سرگرمی خواننده را فراهم آورد.
جمالزاده مبتکر نیست
پرویز ناتل خانلری نیز درباره‌ جمالزاده چنین می‌گوید: پیشوای نوول‌نویسی فارسی محمدعلی جمالزاده است که کتاب «یکی بود یکی نبود» را در سال 1339 هجری قمری در برلن منتشر ساخت. این کتاب شامل شش حکایت است و در مقدمه مفصل آن جمالزاده بیانیه مکتب جدید را نوشته و اهمیت و فایده قصه و رمان را که به عقیده او «بهترین آینه‌ای است برای نمایاندن احوالات اخلاقی و سجایای مخصوصه ملل و اقوام» شرح داده و مخصوصا فایده مهم این‌گونه آثار را که وصف زندگانی و حالات طبقات مختلف است، در توسعه و تکمیل زبان و ثبت الفاظ و اصطلاحات عامیانه که موجب تکثیر لغات و تعبیرات زبان است، دانسته است.او متذکر می‌شود: باید گفت که در این شیوه انشا، جمالزاده مبتکر نیست. اگر از ترجمه «تمثیلات» آخوندزاده و ترجمه «حاجی‌بابا» که ذکر هر دو گذشت، چشم بپوشیم، افتخار ابداع این سبک با دهخداست که در روزنامه‌ی «صوراسرافیل» مقالات نیش‌دار هجو و انتقاد اجتماعی به امضای «دخو» نوشت و اولین‌بار الفاظ و تعبیرات عامیانه را در آثار ادبی اجازه ورود داد. اما جمالزاده اصول و قواعد این شیوه را نوشته و آن را به عنوان یکی از مکتب‌های ادبی فارسی اعلام کرده است. جمالزاده حکایات شش‌گانه «یکی بود یکی نبود» را به عنوان نمونه برای اثبات عقیده ادبی خود نوشته و الحق نمونه‌های زیبا و خوبی به‌وجود آورده است.
پی‌نوشت: در نگارش این مطلب از کتاب‌های «صد سال داستان‌نویسی ایران» اثر حسن میرعابدینی و «یاد سیدمحمدعلی جمالزاده» به‌کوشش علی دهباشی استفاده شده است.

منبع روزنامه ابتکار

/ 0 نظر / 70 بازدید