بازتاب آیات قرآنی در اشعار سعدی با رویکرد بلاغی

مقدمه

شیخ اجل سعدی شیرازی از بزرگ‌ترین سرایندگان و گویندگان ادب فارسی و ایرانی است. او در سال 606 هجری شمسی در شهر شیراز دیده به جهان گشود و بوستان و گلستان، این دو اثر بزرگ را پدید آورد.

سعدی با قرآن کریم انس و الفت خاصی داشته و در موارد زیادی از کلام آسمانی در تأیید، تأکید و تبیین مقاصد خود بهرة فراوان برده است.

 

1. احسان و نیکی کردن:

خواهی متمتع شوی از دنیی و عقبی

با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد1

که مستفاد از آیة شریفه ... «أحْسِنْ کَما أحْسَنَ اللهُ الیک»2

 

بیان تفسیری:

در آیة شریفه صفت احسان و نیکوکاری مطرح است. بدین‌معنا که نصیب آدمی از مال دنیا بسیار اندک است. پس بهتر است از آنچه به او اعطا می‌شود، به قدر کفایت استفاده کند و باقی آن را احسان نماید. همان‌گونه که خدای تعالی به انسان بی‌آنکه استحقاق داشته باشد، انفاق می‌نماید.3

 

نکتة بلاغی:

دو واژه «أحْسَنَ» و «اَحْسِنْ» با جناسی اشتقاقی4 و گوش‌نواز تأثیر خاصی در دل‌ها دارد و تأکیدی بلاغی بر اعتقاد و عمل به نیکوکاری و اندوختن عنایت الهی است.

قابل ذکر است در دو واژة «دنیی و عقبی» نیز صفت تضاد و طباق5 به کار رفته است.

***

2. عفو و بخشایش

به لطافت چو بر نیاید کار

سر به بی‌حرمتی کشد ناچار

 

هر که بر خویشتن نبخشاید

گر نبخشد کسی برو شاید6

 

در قرآن کریم در همین مضمون آمده است:

خُذِالْعَفوَ وَأمُرْ بِالْعُرفِ وَ‌أعرِضْ عَنِ الجاهلین7

گذشت پیشه کن و به کار پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب.  

 

بیان تفسیری:

در آیة مزبور آفریدگار هستی به‌منظور آراستگی پیامبر به ارزش‌های انسانی و اخلاقی، سه ویژگی را برای پیامبر بیان می‌کند.

الف) عفو و گذشت پیشه ساختن، بدین معنی که با مردم و ارتباطات اجتماعی بین آنان نباید بی‌تفاوت بود بلکه باید کرامت و گذشت را بر دیگران ارزانی داشت.

ب) امر به معروف، که حکایت از دعوت انسان‌ها به کارهای شایسته و پسندیده است و از دیدگاه عقل و شریعت بسی مطلوب است.

ج) دوری از افراد نادان؛ پروردگار پیامبر گرامی را از ارتباط با نادانان -که پس از روشن شدن حق و دلبستگی به یکتایی خداوند آن را نمی‌پذیرند - باز می‌دارد.8

 

نکتة بلاغی:

این آیه نموداری ره‌آموز از ایجاز در کلام بوده و شامل 3 واژة امری «خُذْ»، «مُرْ» و «أعْرِض» است که هر سه از گونة امر ارشادی 9 هستند و با این سه فرمان هدایتی و ارشادی، همة مفاهیم علم اخلاق را در بر گرفته است. به علاوه در بیت فوق از نرمی در بیان، عفو و بخشش مستفاد از آیه یاد شده است.

 

3. انفاق

شرف نفس به جود است و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود 10

این بیت ناظر به آیة شریفة «وَأنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أنْ یَأتِیَ أحَدکُمُ الموت فَیَقولُ رَبِّ لَولا أخَّرتَنی ألی أجلٍ قَریب»11 است. (و از آنچه روزی شما گردانیدیم، انفاق کنید؛ پیش از آنکه یکی از شما را مرگ فرا رسد و بگوید:‌ پروردگارا مرگ مرا به تأخیر نینداختی تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم.)

 

بیان تفسیری:‌

انفاق نیز یکی از ارزش‌های قرآنی است که انسان‌های مؤمن قبل از آنکه اجل آن‌ها فرا رسد، در پرداخت حقوق واجب (زکات، خمس و...) کوتاهی نمی‌نمایند و به مانند مردم وظیفه‌نشناس نیستند که فقط با پیدایش نشانه‌های مرگ روی توبه به بارگاه خدای تعالی آورده و تمنای خیر در زمان مرگ به جهت انفاق به دیگران را کنند.12

 

نکتة بلاغی:

دستور 13 به انفاق در این آیة شریفه مقدم بر آمدن مرگ و حسرت از پایان عمر و آرزوی عمر دوباره یعنی چیزی محال می‌باشد و این بانگ هشدار، نیرومندترین تحریض به مصداق «أنْفِقُوا» است. به واقع، تقدم امر به انفاق منتوج واقعی یاد کردِ ناپایداری عمر است که این اعتقاد و واقعیت خود مقدم بر انفاق گردیده است و حِسَبه لِلله صورت می‌گیرد.

در بیت فوق «عدم»14 و «وجود»15 آرایة طباق و کل بیت تلمیح قرآنی دارد.

 

4. جهان توحیدگری و تسبیحگر:

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟

یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟

 

ترکیب آسمان و طلوع ستارگان

از بهر عبرت نظر هوشیار کرد

 

بحر آفرید و برّ و درختان و آدمی

خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد 16

این ابیات الهام گرفته از آیة شریفه:

... وَ إن من شیءٍ اِلّا یُسَبِّحُ بِحَمده و لکنْ لا تفقهونَ تسبیحَهُمْ 17

(... و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش، تسبیح او می‌گوید ولی شما تسبیح آن‌ها را در نمی‌یابید.)

 

بیان تفسیری:

با توجه به آیة فوق، آشکار می‌شود که هیچ پدیده‌ای در آسمان‌ها، زمین، دریاها و... وجود ندارد؛ جز اینکه با ستایش ذات پاک او نیایش خدا می‌گوید و وجود و آفرینش آن بر یکتایی و قدرت آفریدگارش گواهی می‌دهد. زیرا همة پدیده‌ها حادث‌اند و در برابر آن پدیدآورندة توانا سر تعظیم فرود می‌آورند.18

 

نکتة بلاغی:

در این آیت از یک سو جناس اشتقاق 19 در واژه‌های «یُسَبِّحُ» و تَسْبیح» به‌صورت بدیعی چشم و گوش را می‌نوازد و دل را به نیایش و ستایش خدا برمی‌انگیزد و از سوی دیگر استفهام تعجیزی20 که در بیت نخست به ایجاز و در دو بیت بعدی به‌صورت ایضاح پس از ایهام نمایان شده است. به قول سعدی شیرازی، این شرط آدمیت نیست که «مرغ تسبیح‌خوان و آدمی خاموش» باشد. سعدی در این زمینه چه زیبا گفته است:

دوش مرغی به صبح می‌نالید

عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

 

یکی از دوستان مخلص را

مگر آواز من رسید به گوش

 

گفت باور نداشتم که تو را

بانگ مرغی چنین کند مدهوش

 

گفت این شرط آدمیت نیست

مرغ تسبیح گوی و من خاموش21

 

5. یاد خدا:

به نام خداوند جان آفرین

حکیم سخن در زبان‌آفرین

 

دو کونش یکی قطره از بحر علم

گنه بیند و پرده پوشد به حلم

 

بری ذاتش از تهمت ضد و جنس

غنی ملکش از طاعت حق و انس22

مفهوم ابیات فوق با مضمون آیة شریفة زیر مطابقت دارد:

سبحانَ ربک رَبّ العِزّئ عمّا یَصِفون23

(منزه است پروردگار تو، پروردگار شکوهمند، از آنچه وصف می‌کنند)

 

بیان تفسیری:

بنابر آیة شریفه، خدای سبحان از هر نوع وصفی که منافقان و مشرکان برای او ذکر کرده‌اند، مبرّاست و اضافه شدن واژه «ربّ» بر «عزّت» حکایت از مقام منیع و رفیع خداوند دارد و به راستی پروردگار پیامبران و شایسته‌کرداران و هر که را بخواهد عزت و سرافرازی می‌بخشد. بر افراد مؤمن فرض است که همواره ایمان به خدا و عمل صالح را برنامة زندگی خود قرار دهند و از کرامت الهی بهره‌مند شوند.24

 

نکتة بلاغی:

واژة «ربّ» در آیة مسندالیه25 و مقید به دو تقیید است:‌1- مقید به اضافه (ک) و 2- مقید «رب العزه» که به گونة تکریر ربّ و رسانندة تأکید مسندالیه آمده است. همچنین در آیه، مسندالیه (ربک) با عبارت «عَمّا یَصِفُون» تنزیه پروردگار و ناتوانی بندگان از وصف او یاد شده است.

***

 

6. اخلاص:

عبادت به اخلاص نیت نکوست

وگرنه چه آید ز بی مغز پوست 26

بیت فوق ناظر بر این آیة شریفه می‌باشد:

قُل أنّی اُمِرْتُ أن أعبُدَاللهَ مُخلِصاً لَهُ الدین.27

بگو: من مأمورم که خدای را در حالی که آیینم را برای او خالص گردانیده‌ام، بپرستم.

 

بیان تفسیری:

در آیة مزبور پروردگار خطاب به پیامبر گرامی اسلام(ص) نکات ارزشمند و انسان‌سازی را برای توحیدگرایان راستین بیان داشته است.

در آیه منظور از اخلاص، یکتاپرستی واقعی است. انسان مؤمن در زندگی و ابعاد گوناگون آن جز خداوند سبحان را نمی‌ستاید و بندگی را با گناه و آلودگی نمی‌آمیزد.

آری، بنابر بیان سعدی، انسان‌هایی که خدای فرزانه را با خلوص نیت می‌ستایند و عمل صالح از خود بر جای می‌گذارند، می‌توانند بهشت برین و زیبا را تجربه کنند و لایه‌هایی از فضایل اخلاقی را به وجود آورند.28

 

نکتة بلاغی:

در آیة فوق، صورت‌هایی از مسندالیه29 در قالب عبارات و کلمات مشاهده می‌شود. عبارت «قُلْ اِنّی...» مسندالیه «ی» مؤکد به «إنَّ» است. همچنین در عبارت «اُمِرْتُ ...» مسندالیه نایب فاعل یعنی «تُ» می‌باشد و بالأخره در جملة «أن أعبُداللهَ...» ضمیر مستتر «أنا» یعنی پیامبر مسندالیه است و در عبارت سوم مسند الیه مقید به حال «مخلصاً» گردیده است.

بازتاب این اخلاص عمل و زلالی بندگی در امیر مؤمنان علی(ع) در مثنوی معنوی چه زیبا به وصف در آمده است. آنجا که در جنگ خندق بر عمربن عبدود چیره گشت:

از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دان منزه از دغل

 

در غزا بر پهلوانی دست یافت

زود شمشیری برآورد و شتافت

 

او خدو انداخت در روی علی

افتخار هر نبی و هر ولی

 

او خدو انداخت بر رویی که ماه

سجده آرد پیش او در سجده‌گاه30

***

ای علی که جمله عقل و دیده‌ای

شمه‌ای واگو از آنچه دیده‌ای

 

تیغ حلمت جان ما را چاک کرد

آب علمت خاک ما را پاک کرد

 

بازگو دانم که این اسرار اوست

زان که بی‌شمشیر کشتن کار اوست31

 

شیر حقم، نیستم شیر هوا

فعل من بر دین من باشد گوا32

 

نکتة بلاغی:

در بیت چهارم، سجده آوردن ماه، یک استعارة تخییلی33 زیبا و بیانگر اظهار فروتنی و تکریم است.

 

 

پی‌نوشت

1. گلستان - باب 8- 125

2. قصص/ 57

3. المیزان - ج 16 - 112

4. جناس اشتقاق عبارت است از تشابه دو کلمه که از حیث حروف اصلی و ریشة بنیادی یکی هستند ولکن در معنا متفاوت‌اند.

5. تضاد، آوردن دو کلمه با معنی متضاد که پدیدآورندة زیبایی و لطافت کلام است.

6. گلستان - باب سوم - 70

7. اعراف/ 199

8. مجمع البیان، ج 9، 260 و 261

9. امر ارشادی، نوعی درخواست حصول کار از شنونده یا خواننده است به گونه‌ای که متضمن راهنمایی اخلاقی و اجتماعی بوده و خیر و صلاح مخاطب را خواهان است.

10. غزلیات سعدی 292؛ 449

11. منافقون، 10

12. مجمع‌البیان، ج 15، 141

13. امر از اقسام انشاطلبی است و آن عبارت است از اینکه گوینده چیزی را که به عقیدة او در مخاطب وجود ندارد، از وی درخواست کند که در آیة فوق با صیغة جمع مذکر مخاطب آمده است و حالت هشدار و تنبیه دارد.

14 و 15. تضاد و طباق از آرایه‌های معنوی در علم بدیع است که شرح آن در شمارة 5 ذکر گردیده است.

16. قصاید سعدی، بیت ‌26، ص 637

17. اسرا، 44

18. مجمع‌البیان، ج 15، 141

19. شرح آن در شماره 4 گذشت

20. استفهام تعجیزی این است که مخاطبان را در عمل به آن ناتوان می‌سازد مانند آیه «اَفِی اللهِ شَکٌ فاطِرِ السّمواتِ والارْضِ»

21. گلستان، باب دوم، حکایت 25.

22. بوستان، دیباچه، ص 155

23. صافات، 18

24. مجمع‌البیان، ج 23، 326

25. در علم معانی، مسندالیه را احوال بسیار است و آن یکی از ارکان هر حکم و سخنی است و به چیزی که از آن سخن می‌رود گفته می‌شود. مسندالیه را می‌توان با قیود و صفات اضافه مقید و موکد نمود.

26. بوستان، باب پنجم، بیت. 267

27. زمر، 11

28. مجمع‌البیان، صص، 500 و 502

29. شرح آن در شمارة 25 گذشت.  

30. کلیات مثنوی، 150

31. همان، 151

32. همان، 153

33. در علم بلاغت، استعاره... ترکیبی است از استعارة مکنیه و یک اسناد تخیلی و مجازی.

 

منابع

1. قرآن کریم، مترجم: محمدمهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن الکریم، 1388.

2. سعدی شیرازی، گلستان، نسخة تصحیح شدة محمدعلی فروغی، مؤسسة مطبوعاتی امیرکبیر، 1390.  

3. سعدی شیرازی، بوستان، نسخة تصحیح شدة محمدعلی فروغی، مؤسسة مطبوعاتی امیرکبیر، 1384.  

4. سعدی شیرازی، کلیات، نسخة تصحیح‌شدة محمدعلی فروغی، کتابفروشی و چاپخانة علی‌اکبر علمی، 1387.  

5. ابوعلی فضل‌بن‌الحسین، طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، مترجم: حجت‌الاسلام علی کرمی، تهران، انتشارات فراهانی، 1380.

6. علامه طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیرالقرآن، بیروت، مؤسسه العلمی للمطبوعات، 1417، هـ ق.

7. زنجانی، برات؛ کشف‌الابیات بوستان و گلستان سعدی، تهران، دانشگاه تهران، 1375.

8.. مولوی؛ کلیات مثنوی، به اهتمام توفیق سبحانی، تهران، روزنه، 1380.

9. عبدالباقی، محمود فؤاد؛ المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره، دارالکتاب المصریه، 1364، هـ ق.

10. تجلیل تبریزی، ابوطالب؛ ارزش‌ها و ضدارزش‌ها در قرآن، دفتر انتشارات اسلامی قم، 1382.

11. تجلیل، جلیل؛ معانی و بیان، مرکز نشر دانشگاهی، 1374.

12. رجایی، محمدخلیل؛ معالم‌البلاغه در علم معانی و بیان و بدیع، انتشارات دانشگاه شیراز، 1374.  

13. هادی، روح‌الله؛ آرایه‌های ادبی، اداره کل چاپ و توزیع کتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، 1388.

14. نصیریان، یدالله، علوم بلاغت و اعجاز قرآن، انتشارات سمت، 1380.


مهدی تجلیل

کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

رشدزبان و ادبیات فارسی

/ 0 نظر / 94 بازدید