واکاوی هنجارگریزی در «دستور زبان عشق»

مقدمه

در حال حاضر پژوهش‌های ادبی مبتنی بر نظریات ادبی معاصر با استفاده از امکانات رایج در علم زبان‌شناسی و شاخه‌های مختلف آن هستند. یکی از نظریات مورد بحث امروزی «برجسته‌سازی کلامی و دو نوع آن در آثار ادبی» است که نظر بسیاری از نویسندگان و منتقدان معاصر را به خود معطوف ساخته است. در ادبیات و نظریه‌های ادبی نوین آنچه مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد؛ زیبایی و هنری بودن اثر و جنبه‌های متفاوت آن است. درواقع، شاعر به برجسته‌سازی سازه‌های اثر توجه شایانی نشان می‌دهد تا آفریدة خود را به درجة برجستگی و تمایز برساند. گفتنی است نویسندگان و منتقدان بسیاری از ابعاد مختلف به اشعار امین‌پور توجه نشان داده‌اند و آثاری نگاشته‌اند اما درخصوص هنجارگریزی در شعر قیصر امین‌پور تاکنون، کار مستقل و مدونی صورت نگرفته است.

این نوشتار نتیجة پژوهشی است که به واکاوی انواع هنجارگریزی از دید لیچ، زبان‌شناس انگلیسی، در آخرین مجموعه شعر قیصر امین‌پور می‌پردازد و برای هر کدام از انواع هنجارگریزی - واژگانی، زمانی، سبکی، گویشی، معنایی و... - شواهد شعری ارائه می‌دهد و سروده‌های این مجموعه را به نقد و واکاوی می‌نشیند.

 

بحث و بررسی

ادبیات، هنر آرایش و پیرایش کلام است؛ به نحوی که صورت آن زیباتر و پیام آن تأثیرگذارتر گردد. گوینده به‌طور ارادی و آگاهانه از صورت‌های ویژة زبانی استفاده می‌کند و زبان روزمره و معیار را دگرگون می‌سازد و با این روش به اصطلاح دست به عمل برجسته‌سازی صورت‌های زبانی می‌زند و در نهایت به وادی ادبیات و کلام موزون وارد می‌گردد (افخمی، 1380: 208). آنچه در نگاه اول مهم به‌نظر می‌رسد، زیبایی سخنی است که گوینده با دیدی کلی آن را بیان و دنبال می‌کند. نظریه‌هایی که در تعریف هنر و زیبایی بیان شده، دو نوع‌اند: یکی ذهنی (درونی) و دیگری عینی (بیرونی) اما آنچه در اینجا مدنظر است، برجسته‌سازی کلامی است که منجر به زیبایی زبان ادبی شعر و هنری شدن آن می‌گردد. نخستین ‌بار صورت‌گرایان (فرمالیست‌ها) بحث «برجسته‌سازی» را مطرح کردند و نظریات گوناگونی در این مورد ارائه دادند. از جملة این افراد می‌توان اشکلوفسکی و موکارفسکی، نظریه‌پرداز مکتب پراگ، و بعدها لیچ، زبان‌شناس انگلیسی، را نام برد. در این جستار بحث از برجسته‌سازی کلامی مجموعه شعر «دستور زبان عشق» قیصر امین‌پور با رویکرد هنجارگریزی مبتنی بر نظریات لیچ است. لیچ در رویکردی زبان‌شناختی به بررسی شعر انگلیسی، هنجارگریزی را از ابزار شعرآفرینی می‌داند. وی هنجارگریزی و قاعده‌افزایی را دو مجرای اساسی و کلی برای برجسته‌سازی کلامی می‌خواند.

 

برجسته‌سازی

برجسته‌سازی2 عبارت است از به کارگیری عناصر زبان به گونه‌ای که شیوة بیان جلب نظر کند و غیرمتعارف باشد. برجسته‌سازی انحراف از زبان معیار است؛ هنگامی که یک عنصر زبانی برخلاف معمول به‌کار می‌رود و توجه مخاطبان را به خود جلب می‌کند. موکارفسکی برجسته‌سازی را فرایندی آگاهانه می‌داند و معتقد است که هر اندازه فرایندی آگاهانه‌تر به‌کار گرفته شود، از خودکاری کمتری برخوردار است... در فرایند برجسته‌سازی باید عواملی چون انسجام، نظام‌مندی، رسانگی، انگیزش و زیباشناسی مورد توجه قرار گیرند که البته از بین این عوامل دو اصل «رسانگی» و «زیباشناسی» اهمیت بیشتری دارند. (صفوی، 1373: 40-36)

برجسته‌سازی ادبی به دو شکل امکان‌پذیر است: نخست آنکه نسبت به قواعد حاکم بر زبان خودکار (عادی و غیرادبی) انحراف هنری صورت پذیرد، که این را هنجارگریزی می‌نامند و دوم آنکه قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خود کار افزوده شود. به این ترتیب، برجسته‌سازی از طریق دو شیوة هنجارگریزی و قاعده‌افزایی تجلی خواهد یافت (همان: 43). گفتنی است که برجسته‌سازی فرایندی است که صورت‌گرایان روس مطرح کرده و آن را از عوامل به وجودآورندة زبان ادبی خوانده‌اند: «این برجسته‌سازی یا به شکل قاعده‌افزایی یعنی افزودن چیزی بر برونة زبان مانند وزن‌های عروضی، یا به شکل هنجارگریزی یا قاعده‌کاهی یعنی حرکت از حالت هنجار و معمول زبان و آفریدن صورت‌های بدیع، شکل می‌گیرد.» (ساسانی، 1384: 86 و 87). به بیانی دیگر، هر نوع انحراف از فرم خودکار زبان و ایجاد دگرگونی در ساختار کلامی به‌نحوی که زیبایی را در سخن رقم بزند، برجسته‌سازی نامیده می‌شود.

لیچ دو گونه از برجسته‌سازی را ممکن می‌داند: 1. انحراف از قواعد حاکم بر زبان خودکار، 2. قاعده‌افزایی. البته شفیعی کدکنی انواع برجسته‌سازی را به دو گروه موسیقیایی و زبان تقسیم می‌کند (دزفولیان: 56). هدف غاییِ برجسته‌سازی، آفرینش سازه‌های ادبی در محورهای جانشینی و هم‌نشینی واژگان است. آفرینش زیبایی ادبی خود فرایندی گسترده و پیچیده است که در گرو ذهن خلاق است. این ذهن خلاق است که دست به برجسته‌سازی می‌زند. آنچه در این جستار مورد واکاوی و بحث قرار می‌گیرد، «هنجارگریزی و انواع آن از دیدگاه لیچ» است که در مجموعه شعر «دستور عشق» استاد قیصر امین‌پور اعمال گردیده است.

 

قیصر امین‌پور و «دستور زبان عشق»

دکتر قیصر امین‌پور (گتوند- دزفول، 1338) شاعر، نویسنده و مدرس دانشگاه، با مضمون‌یابی‌ها و نکته‌پردازی‌های بی‌نظیر خود، با اعمال هوشیاری و دقت نظری بی‌نظیر در زبان شعری خود، نازک، هنری و ادبی می‌اندیشد و ادبی می‌سراید. او که بیانش ساده و روان است، طراوت و نوین‌گرایی را در بیان و زبان به‌کار می‌گیرد و در چینش واژگان، معماری بی‌نظیری از خود به یادگار می‌گذارد. آخرین مجموعه شعر وی «دستور زبان عشق» حاکی از بیان ساده و صمیمی و قدرت گزینش واژگان و توجه شایان وی به برجسته‌سازی سازه‌های کلامی است. وی با به‌گزینی واژگان و معماری آن‌ها در کمال هنرمندی، مجموعه‌ای جاودانه از خود به یادگار گذاشته است. یادش گرامی و مانا. ‌گذارد. آخرین مجموعه شعر وی «دستور زبان عشق» حاکی از بیان ساده و صمیمی و قدرت گزینش واژگان و توجه شایان وی به برجسته‌سازی سازه‌های کلامی است. وی با به‌گزینی واژگان و معماری آن‌ها در کمال هنرمندی، مجموعه‌ای جاودانه از خود به یادگار گذاشته است. یادش گرامی و مانا.

 

هنجارگریزی یا قاعده‌کاهی (Deviation)

فراهنجاری (= سامان‌گریزی، قاعده‌کاهی، هنجارگریزی) گریز از قواعد حاکم بر زبان هنجار و عدم مطابقت و هماهنگی معانی با زبان خودکار است.

فراهنجاری نمی‌تواند هرگونه گریز از قواعد زبان هنجار باشد؛ زیرا بعضی از هنجارگریزی‌ها به ساخت‌های نازیبایی منجر می‌شوند که نمی‌توان آن‌ها را ابداع ادبی زیبا به حساب آورد. فراهنجاری انواع گوناگونی دارد چون: آوایی، باستان‌گرایی سبکی، گویشی، معنایی، دستوری، نوشتاری و واژگان (صفوی، 1373، 55-42) گریز از هنجارها اگر عالمانه، زیبا و هنجارمند باشد، گذشته از شکوفایی، بالندگی و استمرار حیات شعر، به غنای زبان نیز کمک می‌کند (روحانی، 67: 1388). آنچه صفوی به‌عنوان انواع هنجارگریزی برمی‌شمرد، درواقع برگرفته از نظریات لیچ است. وی این نوع برجسته‌سازی را در 8 دسته معرفی می‌کند: 1. هنجارگریزی واژگانی، 2. هنجارگریزی نحوی، 3. هنجارگریزی آوایی، 4. هنجارگریزی زمانی، 5. هنجارگریزی سبکی، 6. هنجارگریزی گویشی، 7. هنجارگریزی نوشتاری و 8. هنجارگریزی معنایی. هنجارگریزی را نباید با قاعده‌افزایی یکسان دانست؛ هنجارگریزی‌ها از لوازم شعر به حساب می‌آیند و از لحاظ ماهوی از قاعده‌افزایی جدا و متمایزند. هنجارگریزی دست به آفرینش شعر می‌زند، در حالی‌که قاعده‌افزایی خلق توازن و نظم حاضر در زبان را بر عهده دارد. در این جستار نگارنده با معرفی انواع هنجارگریزی، نمونه‌هایی از آن‌ها را در آخرین مجموعه شعر قیصر امین‌پور «دستور عشق» ذکر می‌کند.

 

الف. هنجارگریزی واژگانی

گاه شاعر دست به ساخت واژگان تازه با گریز از شیوه‌های معمولی ساختن واژه در زبان هنجار می‌زند. این نوع هنجارگریزی بر شکوه، طنطنه، شگفتی و تأثیر شعر می‌افزاید و باعث غنای زبان می‌شود؛ چراکه بسیاری از این واژه‌ها آرام‌آرام جذب زبان می‌شوند و در نتیجه اعتبار ادبی آن‌ها به نفع زبان از دست می‌رود. هنجارگریزی واژگانی یکی از شیوه‌هایی است که شاعر از طریق آن زبان خود را برجسته می‌سازد. (صفوی، 1373: 49). این نوع هنجارگریزی در اشعار قیصر امین‌پور بسامد اندکی دارد. امین‌پور هرچند به مضمون‌پردازی توجه نشان داده اما در کنار آن گاه به واژه‌سازی نیز دست زده است. نمونه‌هایی از هنجارگریزی واژگانی در دستور عشق قیصر امین‌پور: ‌شود؛ چراکه بسیاری از این واژه‌ها آرام‌آرام جذب زبان می‌شوند و در نتیجه اعتبار ادبی آن‌ها به نفع زبان از دست می‌رود. هنجارگریزی واژگانی یکی از شیوه‌هایی است که شاعر از طریق آن زبان خود را برجسته می‌سازد. (صفوی، 1373: 49). این نوع هنجارگریزی در اشعار قیصر امین‌پور بسامد اندکی دارد. امین‌پور هرچند به مضمون‌پردازی توجه نشان داده اما در کنار آن گاه به واژه‌سازی نیز دست زده است. نمونه‌هایی از هنجارگریزی واژگانی در دستور عشق قیصر امین‌پور:

- گریز از میانمایگی / آرزویی بزرگ است؟ (آرزوی بزرگ: 27)

- ای شکوه بی‌کران اندوه من! آسمان دریای جنگل‌کوه من! (قدر اندوه: 44)

- هرچه شد انبوه‌تر گیسوی تو، می‌شود اندوه‌تر اندوه من! (قدر اندوه: 44)

و نمونة دیگر هنجارگریزی واژگانی: حنجره‌فروشی (1/ 67)

 

ب. هنجارگریزی نحوی

گریز از قواعد حاکم بر نحو زبان هنجار را هنجارگریزی نحوی می‌گویند. شاعر با جابه‌جا کردن سازه‌های تشکیل‌دهندة جمله و برهم‌زدن آرایش قواعد زبان هنجار، زبان خود را نسبت به زبان هنجار برجسته می‌سازد. (سجودی، 1377: 21). در شعر زیر از مهدی اخوان ثالث با کاربرد صفت پس از ضمیر ملکی نوعی عدول از هنجار نحوی صورت گرفته است:

.. هیچستان نه توی فراخ این غبارآلود بی‌غم را / با چکاچاک مهیب تیغ‌هامان، تیز/ غرّش زهره‌دران کوس‌هامان، سهم پرّش خارا شکاف تیرهامان، تند؛ نیک بگشاییم (آخر شاهنامه: 114)

این عدول از هنجار را در چند مورد در شعر قیصر امین‌پور نیز می‌بینیم:

- جابه‌جایی صفت و موصوف که صفت تفضیلی «بی‌چراتر» پیش از موصوف مذکور است:

بفرمایید تا این بی‌چراتر کار عالم؛ عشق/ رها باشد از این چون و چرا و چندهای ما (بفرمایید: 40)

- جابه‌جایی مضاف و مضاف‌الیه که به جای «موسیقی چشم» این‌گونه آمده است:

آیینة موسیقی چشم تو باران/ پژواک رنگ و بوی گل، موج صدایت (غزل شرقی: 42)

 

پ. هنجارگریزی زمانی

یکی از شگردها و شیوه‌های شاعرانه که به نوعی عدول از هنجار محسوب می‌گردد، به‌کار بردن سازه‌هایی است که در زبان خودکار رایج نیستند و درواقع واژگانی هستند که در گذشته متداول بوده‌اند. سپس با گذر زمان مرده‌اند یا اکنون کاربرد کمی دارند. به این نوع هنجارگریزی، باستان‌گرایی نیز می‌گویند: «زیرا شاعر می‌تواند از گونة زمانی زبان هنجار بگریزد و صورت‌هایی را به‌کار ببرد که پیش‌تر در زبان متداول بوده‌اند و امروزه واژه‌ها و ساخت‌های نحوی کهنه‌اند» (صفوی، 54: 1373) از جمله شاعران معاصر که به این نوع قابلیت برجسته‌سازی توجه شایانی داشته‌اند، می‌توان مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو را نام برد. ‌اند. سپس با گذر زمان مرده‌اند یا اکنون کاربرد کمی دارند. به این نوع هنجارگریزی، باستان‌گرایی نیز می‌گویند: «زیرا شاعر می‌تواند از گونة زمانی زبان هنجار بگریزد و صورت‌هایی را به‌کار ببرد که پیش‌تر در زبان متداول بوده‌اند و امروزه واژه‌ها و ساخت‌های نحوی کهنه‌اند» (صفوی، 54: 1373) از جمله شاعران معاصر که به این نوع قابلیت برجسته‌سازی توجه شایانی داشته‌اند، می‌توان مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو را نام برد. ‌تر در زبان متداول بوده‌اند و امروزه واژه‌ها و ساخت‌های نحوی کهنه‌اند» (صفوی، 54: 1373) از جمله شاعران معاصر که به این نوع قابلیت برجسته‌سازی توجه شایانی داشته‌اند، می‌توان مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو را نام برد.

- سفری دشخوار و تلخ / از دهلیزهای خم اندر خم و/ پیچ اندر پیچ/ از پی هیچ (شاملو/ ققنوس در باران: 618)

گل به گل ابر سترون در زلال آبی روشن/ رفته تا بام برین،

چون آبگینه پلکان، پیداست (اخوان ثالث/ طلوع: 132)

امین‌پور نیز به واژگان کهن توجه نشان داده و برخی از آن‌ها را در سروده‌هایش آورده است. این مسئله نتیجة توغل وی در متون کهن و آشنایی‌اش با سازه‌های قدیمی سخن است. امین‌پور این دسته از واژگان را در جای مخصوص به خود به گونه‌ای به‌کار برده که شعر وی را - چه در قالب نو و چه در قالب سنتی - برجسته و متمایز ساخته است. این نوع واژگان بیشتر در اسم و فعل دیده شده است.

هنجارگریزی زمانی را می‌توان در دسته‌های زیر مورد واکاوی قرار داد و نمونه‌هایی را جست‌وجو کرد.

 

کاربرد واژگان کهن و مرده (آرکائیسم)

منظور از واژگان مرده واژه‌هایی است که در زبان فارسی معاصر به‌کار نمی‌رود و شاعر بنا به تشخیص نیروی ذوق و احساس خود آن‌ها را دوباره زنده می‌کند و به‌کار می‌برد. استفاده از کلمات و اصطلاحات کهن در شعر پدیده‌ای تقریباً جهانی و در شعر بیشتر ملل جهان مرسوم است (فروغ، 153: 1384). در واپسین دفتر شعری قیصر امین‌پور این نوع قابلیت چندان کاربردی ندارد و تنها 3 مورد آن یافت شده است:

تشریف (پوشش) (58) دورباش (نوعی رسم در ورود شاهان به جاهای عمومی) (59) شگرف (88)

 

2. کاربرد واژگان کم‌کاربرد

- موج را آیا توان فرمود: ایست! / باد را فرمود: باید ایستاد؟ (دستور زبان عشق: 35)

- نمی‌دانم کجایی یا که ای، آن‌قدر می‌دانم که می‌آیی که بگشایی گره از بندهای ما (بفرمایید: 41)

چونان (47) و نمونه‌های دیگر از این قابلیت زبانی: سودا کند (52) کین (53) بازپسین (53) پی (56) کاغذین (59) سلاله (82) بشکفم (82)

 

3. کاربرد واژگان مخفف

بهره‌وری از شکل مخفف واژه به جهت ضرورت وزن در شعر گذشته فارسی بسیار متداول بوده است اما در شعر معاصر که تنگنای وزن و قافیه به‌صورت گذشته وجود ندارد، نوعی خلاف عادت و برجسته‌سازی است که می‌توان آن را در زمرة کهن‌گرایی به حساب آورد (فروغ، 1384: 156). این نوع کاربرد چندان بسامدی در سروده‌های این مجموعه شعری امین‌پور ندارد و تنها دو نمونه یافت شده است:

- غرق عرق ز دست دل سرکش خودم

شرمندگی است پیش تو اظهار بندگی (معنای زندگی: 47)

 

- زین آتش نهفته که در سینة من است

خورشید شعله نه، شرری پیش چشم تو (پیش چشم تو: 48)

 

4. کاربرد واژگان که در معنای قدیم خود به‌کار رفته‌اند: برخی از واژگان که در زمان حال کاربرد دارند، در گذشته با معنایی متفاوت مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. برخی از شاعران بار دیگر معنای گذشتة این واژگان را در شعر خود زنده کرده و به آن‌ها حیاتی نو بخشیده‌اند.

- می‌توان آیا به دریا حکم کرد/ که دلت را یادی از ساحل مباد؟ (دستور زبان عشق: 35)

- را به معنای به:

هرکس زبان حال خودش را ترانه گفت:  

گل با شکوفه، خوشة گندم به دانه‌ها (معنی جمال: 51)

 

- را به معنای داشتن:

اما مرا زبان غزل‌خوانی تو نیست

شبنم چگونه دم زند از پی کرانه‌ها (معنی جمال: 52)

 

- شدن در معنای رفتن (57) بادا (فعل دعایی در معنای التزامی) (62)

 

5. کاربرد تضمین و تلمیح در جهت باستان‌گرا:

امین‌پور با بهره‌مندی از تلمیح و تضمین دست به هنجارگریزی زده و به شعر خود ظرفیت هنری بالایی بخشیده است. این شگرد هنری به زبان شعری وی شکوه و جلوة خاصی داده است. این شاعر توانا گاه به داستان‌ها و روایات تاریخی و مذهبی اشاره کرده و این مسئله بر زبان آرکائیک شعر وی تأثیر گذاشته است. اشارات و تلمیحات وی برگرفته از فرهنگ دینی - مذهبی است:

- اشاره به داستان یوسف پیامبر و برادرانش: فرزندم/ رویای روشنت را / دیگر برای هیچ کسی بازگو مکن! / حتی برادران عزیزت/ می‌ترسم/ شاید دوباره دست بیندازند/ خواب تو را/ در چاه ... (روایت رویا: 12)

- اشاره به وقایع کربلا: راستی آیا/ کودکان کربلا، تکلیفشان تنها/ دائماً تکرار مشق آب! آب/ مشق بابا آب بود؟ (کودکان کربلا: 21)

- اشاره به داستان اساطیری رستم و برادرش شغاد: از بد بتر اگر هست/ این است/ اینکه باشی/ در چاه نابرادر تنها / بی که یوسف باشی: 24)

- اشاره به یوسف و زلیخا (24) اشاره به عیسی مسیح (38)، اشاره به کشتی نوح نبی (44) اشاره به داستان عاشقانة لیلی و مجنون (47و 50) اشاره به هبوط آدم و حوا (50) اشاره به موسی و تکلم با خدا (57) اشاره به هبوط آدم که شاعر میوة ممنوعه را گندم خوانده (57) اشاره به عقاید عین القضات (66) اشاره به عهد الست (66)

و گاه نیز تلمیح به داستانی که در متون کهن توغل نموده است:

- اشاره به پرواز لاک‌پشت با مرغابیان که در کلیله و دمنه آمده است (63)

تضمین مصرع یا بیتی از شعرای متقدم، نمایی باستانی به شعر امین‌پور داده است:

- تضمین به شعر حافظ: «زین آتش نهفته که در سینة من است»

خورشید شعله... نه، شرری پیش چشم تو

 

- تضمین به شعر حافظ: فردایی اگر باشد باز از پی امروز

شرمنده چو حافظ ز مسلمانی خویشم

 

- تضمین به شعر سیدحسن حسینی: رعایت کن آن عاشقی را که گفت:

«بیا عاشقی را رعایت کنیم»

 

ت. هنجارگریزی سبکی

اگر شاعر از گونة نوشتاری معیار به ساخت نحوة گفتارگریز زند، به آن هنجارگریزی سبکی گویند (روحانی، 1388: 84). این نوع هنجارگریزی مربوط به کاربرد واژه‌های محاوره‌ای، عامیانه و برخی اصطلاحات روزمره است که باعث آشنایی‌زدایی می‌شود. استفاده از زبان مردم کوچه و بازار می‌تواند بر جنبه‌های گوناگون زبان ادبی اثری انکارناپذیر بگذارد. بهره‌گیری از زبان عامیانه و واژگان گفتاری، سادگی و صمیمیتی خاص به زبان شاعر می‌بخشد و پیوندی ناگسستنی با روح خواننده برقرار می‌سازد. گاه شاعر در سرودة خود واژه‌های عامیانه را به وام می‌گیرد و گاه از افعال و عبارات عامیانه - که گاه کنایی هستند - بهره‌مند می‌شود و آن‌ها را با بیانی صمیمانه و چینشی هنرمندانه - که حاکی از معماری بی‌نظیر ذهن اوست- در سرودة خود می‌گنجاند. وی بدین شیوه بر دایرة واژگانی شعرش می‌افزاید:

 

1. واژه‌های محاوره‌ای

- بهتر است درز بگیری/ این پاره پوره پیرهن/ بی بو و خاصیت را (بی که یوسف باشی: 24)

- پشت میله/ بر کف زندان/ کپه‌ای زنجیر! (آرمانی 3: 43)

و نمونه‌های دیگر: روسیاه (4/ 70) دیگرون (6 /70) کار و بار (5/ 70) یک مشت (1 /74)

 

2. افعال و عبارت‌های محاوره‌ای

- کوچه به کوچه سر زده‌ام کوبه‌کوی تو چون حلقه دربه‌در زده‌ام سر به خانه‌ها (معنی جمال: 52)

- سوخت دست و بال ما این همه کاسه‌های داغ‌تر از آش‌ها (باغ کاغذی: 59)

و نمونه‌های دیگر در شعر قیصر امین‌پور: دست کم (4/ 67 و 2/ 76) نلولد (1/ 68) پا شدم (1/ 86)

 

ث: هنجارگریزی گویشی

اگر شاعر سازه‌هایی از گویش خود را که در زبان خودکار نیست، وارد شعر و زبان شعری خود سازد، به هنجارگریزی گویشی دست زده است. این سازه‌های گویشی» [به] جز شناساندن بوم زیست شاعر، میزان تعلق شاعر و زاویة نگاه او به محیط را نیز روشن می‌سازد.» (روحانی 1388: 83) از جمله شاعرانی که به این نوع توجه نشان داده‌اند، می‌توان نیما را نام برد که واژگان مازندرانی را در شعر خود آورده است. بخشیدن صبغة اقلیمی به شعر از هنرنمایی‌های شاعرانی است که می‌خواهند دست به برجسته‌سازی بزنند. قیصر امین‌پور نیز با زبان جنوبی گاه هویت زادگاه خود را در شعرش برملا کرده است. وی با واژگان گویشی به توسع زبان شعری خویش می‌افزاید.

در شعر «خانقاه» وی صبغة اقلیمی - گویشی به شعر خود داده است:

دو زلفونت شب و روی تو ماهه

از این شب روزگار مو سیاهه...

 

مو خوندم در ازل از نقش چشمت

که خط سرنوشتم اشتباهه (69)

 

ج. هنجارگریزی نوشتاری

گاهی شاعر در نوشتار شعر شیوه‌ای را به‌کار می‌برد که تغییری در تلفظ واژه‌ به وجود نمی‌آورد ولی این شکل نوشتن، مفهومی ثانوی به واژه می‌افزاید (انوشه، 1376: 1445). شاعر با این نوع کاربرد، در واقع دست به تصویرسازی می‌زند.

این روزها که می‌گذرد

                   شادم

این روزها که می‌گذرد

                   شادم

                   که می‌گذرد

                               این روزها

شادم

       که می‌گذرد... (تلقین: 25)

نوشتار این شعر گذشتن و عبور لحظه‌ها و روزها را به نگاه خواننده جلوه می‌بخشد و گذر را نشان می‌دهد.

 

چ. هنجارگریزی معنایی

در هنجارگریزی معنایی، هم‌نشینی واژه‌ها براساس قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار نیست بلکه تابع قواعد خاص خود است (روحانی، 1388: 78). بهتر است این‌گونه هنجارگریزی معنایی را تعریف کنیم: «[این نوع هنجارگریزی] یعنی تخطی از معیارهای معنایی تعیین‌کنندة هم‌آیی واژگان. به عبارت دیگر، یعنی تخطی از مشخصه‌های معنایی حاکم بر کاربرد واژگان در زبان معیار (سجودی، 1377: 22). در این نوع هنجارگریزی شاعر دست به اعمال صور خیال در سروده‌هایش می‌زند و با زبان عاطفی و تخیل و داشتن ذهنی خلاق، صور خیال را نیز در بیان خود دخیل می‌شمارد. از بارزترین ویژگی‌های شعر امین‌پور بهره‌گیری وی از این نوع قابلیت است. وی از صنایعی چون تشبیه، تشخیص و متناقض‌نما بسیار بهره برده است. ‌شمارد. از بارزترین ویژگی‌های شعر امین‌پور بهره‌گیری وی از این نوع قابلیت است. وی از صنایعی چون تشبیه، تشخیص و متناقض‌نما بسیار بهره برده است.

 

1. تشبیه

یکی از ارکان مهم تصویرسازی است. غیرتکراری بودن ارکان تشبیه خود به هنجارگریزی یاری می‌رساند و امین‌پور با ذهنی «این همانی‌ساز» دست به آفرینش تشبیه می‌زند. ترکیباتی از جمله کودک دل، باغ قالی، باران شبیه کودکی، جیب احساس، نقل مهر و ... ساختة ذهن خلاق وی هستند. تشبیهات وی گاه اضافی و گاه غیراضافی است اما بیشترین بسامد را می‌توان مربوط به تشبیهات اضافی وی دانست:

- کودک دل شیطنت کرده است یک دم در ازل/ تا ابد از دامن پرمهر مادر طرد شد (هبوط در کویر: 50)

- دلم خوش است به گل‌های باغ قالی‌ها/ که چشم باران دارم از خشکسالی‌ها (غربت: 61)

- پیچیده در شاخ درختان چون گوزنی/ سر شاخه‌های پیچ در پیچ غرورم (حسرت پرواز: 62)

- در حسرت پرواز با مرغابیانم/ چون سنگ پشتی پیر در لاکم صبورم (حسرت پرواز: 63)

و نمونه‌های دیگر: (6/ 65)، (2/ 71)، تشبیه شعر تازه به میوة کال (2/74)، تشبیه باران به کودکی که پشت شیشه‌ها جا مانده (1/87)، (6/ 65) و...

 

2. تشخیص یا جاندار انگاری

یکی دیگر از ارکان مهم تصویرسازی است که با حضور آن، تصاویر پویا و پرتپش بر منصة ظهور می‌نشینند. طبیعت زنده و جاندار شعر امین‌پور حکایت از حضور این نوع قابلیت دارد. وفور جاندار انگاری و انسان‌پنداری در این مجموعه شعر حاکی از قریحه و ذهن تصویرساز امین‌پور است. وی پویایی و پرتپش بودن طبیعت را بر ایستا بودن ذهن و واژه ترجیح می‌دهد و از این نوع مهم تصویرسازی کمال استفاده را می‌نماید. توجه و دید امین‌پور به جهان اطراف، پویایی طبیعت حاضر در شعرش را دوچندان کرده است. او از عناصر طبیعت بهره گرفته و به آنان زبان گفت‌وگو بخشیده است. شاعر از رهگذر تشخیص، عناصر هستی را در شکل انسان و ویژگی‌های وی به جلوه گذاشته است:

- قطار می‌رود/ تو می‌روی/ تمام ایستگاه می‌رود (سفر ایستگاه:9)

- انگار غوغای چشم‌های من و تو/ سکوت را/ در آن کتابخانه رعایت نکرده بود! (همزاد عاشقان جهان: 11)

- باد بازیگوش/ بادبادک را / بادبادک / دست کودک را/ هر طرف می‌برد (کودکی‌ها (2) : 19)

- در میان تور خالی / مرگ / تنها / دست و پا می‌زد (شکار: 31)

- سر به زیر و ساکت و بی‌دست و پا می‌رفت دل/ یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد (هبوط در کویر: 50)

- دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آب‌دار با پنجره داشت (ترانة بارانی، 90: 4)

و نمونه‌های دیگر: (3/51)، (2/58)، (5/59)، (2/63)، (3/64)، (6/77)، (1/79)، (4، 3، 2، 1/ 81)، (1/85)، (2/86)، (1/87)

 

تناقض یا متناقض نما (پارادوکس)

تصاویر متناقض‌نما (paradoxical Images) تصاویری هستند که دو طرف آن‌ها به لحاظ منطقی یکدیگر را نفی می‌کنند. انواع مختلفی از این تصاویر متناقض‌نما در ادبیات مورد استفاده قرار گرفته که برخی به‌صورت یک ترکیب به‌کار می‌روند. گاهی این تناقض میان عناصر یک جمله دیده می‌شود و گاهی بین اجزای دو جمله با یکدیگر. استفاده از نشانه‌های وارونه، طبیعت زبان را آزاد می‌کند و از نفوذ زبان قراردادی می‌کاهد. بدین‌ترتیب، بسیاری از شاعران در آثار خود از چنین تعارض‌های زبانی بهره جسته‌اند (روحانی 1388: 80).

- من شعرهایم که من هست و من نیست - به دنبال نامی که تو... / توی آشنا - ناشناس تمام غزل‌ها (نام گمشده: 20)

- به باد حادثه بالم اگر شکست، چه باک!

خوشا پریدن با این شکسته بالی‌ها!

 

- چه غربتی است عزیزان من کجا رفتند؟

تمام دور و برم پر ز جای خالی‌ها (غربت: 61)

و از دیگر نمونه‌های تناقض در شعر امین‌پور: (2/64)

 

حس آمیزی

آمیختن چند حس با یکدیگر به‌منظور خلق موسیقی معنوی در کلام، پویندگی شعر را مضاعف می‌سازد. اوج حس آمیزی در شعر معاصر را می‌توان در تراویده‌های سهراب سپهری مشاهده کرد. قیصر امین‌پور نیز به این نوع تخیل سازنده - هرچند کم - توجه نشان داده است:

- اما چرا/ آهنگ شعرهایت تیره/ و رنگشان/ تلخ است؟ (آهنگ ناگزیر: 23)

- طنز تلخی است به خود تهمت هستی بستن (79)

سجودی علاوه بر موارد یادشده در هنجارگریزی معنایی، سه نوع را نام می‌آورد و آن‌ها را از کاربردهای هنجارگریزی معنایی برمی‌شمرد: سیال‌پنداری، گیاه‌پنداری (که در اشعار سهراب سپهری به وفور می‌توان نمونه‌هایی را برایش قائل گردید) و هنجارگریزی رنگ. در اشعار قیصر می‌توان نمونه‌هایی از یک نوع این دیدگاه را مشاهده کرد. هنجارگریزی رنگ:

- اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد/ آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد (هبوط در کویر: 49)

- من می‌شنوم رنگ صدا را آبی

آهنگ تر ترانه‌ها را آبی

در موج بنفش عطر گل می‌بینم

موسیقی لبخند خدا را آبی (سماع: 83)

وجود هنجارگریزی و انواع آن در سروده‌های قیصر امین‌پور نشانگر ذهن روشن و وقاد وی است که به برجسته‌سازی کلام خود توجه داشته و به دنبال روشی برای متمایز ساختن خود با دیگر سخنوران بوده است. این گریز از سنت‌های متعارف و قواعد معتاد شعری در اشعار وی گاه به وضوح مشهود است و گاه نیاز به دقتی ظریف بینانه دارد.

 

نتیجه‌گیری

چنان که گفته شد صورت‌گرایان بر این باورند که خالقان آثار با اعمال فراهنجاری‌ها و قاعده‌افزایی‌ها، کلام خود را برجسته می‌سازند. برجسته‌سازی کلامی را انحراف از زبان خودکار دانسته‌اند و آن را فرایندی آگاهانه برشمرده‌اند.

لیچ، زبان‌شناس انگلیسی، دو گونه از برجسته‌سازی را ممکن می‌داند: 1. انحراف از قواعد حاکم بر زبان خودکار، 2. قاعده‌افزایی. انحراف از قواعد حاکم بر زبان معیار را هنجارگریزی نامیده‌اند که مطابق با مبانی نظری لیچ در 8 بعد قابل واکاوی و بررسی است: واژگانی، نحوی، سبکی، زبانی، گویشی، معنایی، نوشتاری و آوایی. یکی از شاعرانی که از روش هنجارگریزی به فراوانی برای برجسته‌سازی سخن خود بهره گرفته، قیصر امین‌پور است. وی با معماری بی‌نظیر واژگان و اعمال فراهنجاری به بهسازی هندسة هنری سخن خویش پرداخته است. امین‌پور به خوبی به اصل «رسانگی»، «زیباشناسی» و «انسجام» در شعر خود توجه نشان داده است.

نگارنده با واکاوی هنجارگریزی و هشت بعد آن بر این باور است که قیصر امین‌پور در مجموعه شعر «دستور زبان عشق از انواع فراهنجاری - به جز آوایی - استفاده کرده اما این بهره‌گیری به‌صورت یکسان نیست. بررسی‌های به عمل آمده نشانگر این است که اعمال هنجارگریزی معنایی از میان دیگر انواع از بسامد و نمود بالایی برخوردار است. در حوزة هنجارگریزی معنایی، بسامد بالای تشبیه و تشخیص حاکی از توجه وی به تصویرسازی است. گفتنی است هنجارگریزی زمانی نیز در پنج بعد خود - که مورد واکاوی قرار گرفت - در این مجموعه شعر کاربرد فراوانی دارد. به‌نظر می‌رسد حضور واژگان محاوره‌ای و گفتاری به صمیمیت زبانی و بیانی شاعر افزوده است. از سایر انواع نیز کم و بیش در راستای برجسته‌سازی شعر استفاده شده است. ‌رسد حضور واژگان محاوره‌ای و گفتاری به صمیمیت زبانی و بیانی شاعر افزوده است. از سایر انواع نیز کم و بیش در راستای برجسته‌سازی شعر استفاده شده است.

 

پی‌نوشت‌ها

1. محورهای برجسته‌سازی از دیدگاه دکتر شفیعی کدکنی عبارت‌اند از:

الف. گروه موسیقیایی: مجموعه عواملی که زبان شعر را از زبان روزمره به اعتبار بخشیدن آهنگ و توازن امتیاز می‌بخشد، از قبیل: وزن، قافیه، ردیف و جناس.

ب. گروه زبان شناسیک: مجموعه عواملی که به اعتبار تمایز نفس کلمات در نظام جمله‌ها بیرون از خصوصیات موسیقیایی آن‌ها می‌تواند موجب تمایز یا رستاخیر واژه‌ها شود. از قبیل: استعاره و مجاز، حس آمیزی، کنایه، ایجاز و حذف، باستان‌گرایی در دو شاخة واژگان و نحو، صفت هنری، ترکیبات زبانی، آشنازدایی در حوزة قاموسی، آشنازدایی در حوزة نحو زبان و بیان پارادوکسی (شفیعی کدکنی، 1370: 38-34).

2. صورت‌گرایان دو فرایند زبانی را از یکدیگر جدا می‌سازند: 1. فرایند خودکارشدگی، 2. فرایند برجسته‌سازی. فرایند خودکارشدگی زبان استفاده از عنصر زبان است به نوعی که برای بیان موضوعی به‌کار گرفته شود. در این فرایند، شیوه و چگونگی بیان مدنظر نیست. فرایند برجسته‌سازی زمانی صورت می‌گیرد که زبان از حالت متعارف خود خارج شود و در مقابل فرایند خودکارشدگی زبان قرار می‌گیرد (دزفولیان، 1384: 56).  

 

 

منابع

الف) کتاب‌ها:

1. امین‌پور، قیصر؛ دستور زبان عشق، مروارید، 1387.

2. انوشه، حسن، فرهنگ‌نامة ادبی فارسی (2)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، 1376.

3. حقوقی، محمد، شعر زمان ما (2) مهدی اخوان ثالث، نگاه، 1379.

4. شاملو، احمد؛ مجموعه آثار (دفتر یکم: اشعار)، تهران، نگاه، 1384.

5. شفیعی کدکنی، محمدرضا، موسیقی شعر، چ سوم، تهران، آگاه، 1370.

6. صفوی، کورش، از زبان‌شناسی به ادبیات، چ اول، چشمه، 1373.

 

ب) مقالات:

1. افخمی، علی و صورتگر، نوشین؛ «بررسی زبان‌شناختی رمز به‌عنوان یکی از گونه‌های هنجارگریزی معنایی در اشعار نیمایوشیج»، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی (تهران) شمارة 1 (ضمیمه 3)، 1380.

2. دزفولیان، کاظم و عباسی، علی؛ «بهبود زبان فارسی از منظر ادبی»، پژوهشنامة علوم انسانی، شمارة 46 و 45، 1384.

3. روحانی، مسعود و عنایتی قادیکلایی، محمد؛ «بررسی هنجارگریزی در شعر شفیعی کدکنی» (م. سرشک)، پژوهشنامة زبان و ادب فارسی (گوهر گویا)، شمارة 3، 1388.

4. ساسانی، فرهاد «بررسی ویژگی‌های سبکی کویر شریعتی» ، پژوهش‌نامة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهیدبهشتی، شمارة‌46 و 45، 1384.

5. سجودی، فرزان؛ «هنجارگریزی در شعر سهراب»، کیهان فرهنگی، شمارة 142، 1377.

6. فروغ، صهبا؛ «برجسته‌سازی واژه و ترکیب در شعر اخوان»، پژوهشنامة علوم انسانی، سال اول، شمارة 46 و 45، 1384.

سولماز مظفری

دانشجوی دکترای زبان و ادب فارسی و

دبیر ادبیات دبیرستان‌ها و مدرس دانشگاه آزاد شیراز

رشدزبان و ادب فارسی

/ 0 نظر / 88 بازدید