نام‌ نمادین‌ حسین‌(ع) در ادبیات‌ عرفانی‌

عشق‌ به‌ اهل‌ بیت‌، موجب‌ شد تا این‌ سرزمین‌ به‌ ملک‌ دوستداران‌ آنان‌ و شیعیان‌مبدل‌ گردد و حماسه‌ خونین‌ کربلا چنان‌ با جانشان‌ در آمیزد که‌ سراسر تاریخ‌ و فرهنگ‌آنان‌ شمیمی‌ حسینی‌ یابد و از این‌ نام‌ قداست‌ گیرد.

مدح اهل بیت علیهم السلام از آغازین‌ دوره‌های‌ نظم‌ و نثر فارسی‌ با آن‌ گره‌ خورد و بعدهاموضوع‌ بسیاری‌ از آثار ادبی‌ گردید که‌ البته‌ در این‌ مختصر، مجال‌ پرداختن‌ به‌ چرایی‌ وچگونگی‌ آن‌ نیست‌. اما یکی‌ از وجوه‌ ممتازی‌ که‌ عمق‌ تاثیر واقعه‌ عاشورا و حماسه‌حسینی‌ را در ادبیات‌ فارسی‌ نشان‌ می‌دهد، رمزی‌ شدن‌ و نمادی‌ شدن‌ این‌ نام‌ مقدس‌است‌ که‌ سعی‌ می‌شود ابعاد مختلف‌ این‌ موضوع‌ در این‌ مقال‌ بررسی‌ گردد.
ادبیات‌ عرفانی‌ ادبیات‌ رمزی‌

یکی‌ از ویژگی‌های‌ ادبیات‌ عرفانی‌، رمزی‌ بودن‌ آن‌ است‌. از آن‌ جایی‌ که‌ واژگان‌ رایارای‌ آن‌ نیست‌، تا مفاهیم‌ بلند عرفانی‌ را در خویش‌ جای‌ دهد و عارف‌ در کشف‌ و شهودنمی‌داند چگونه‌ هجوم‌ لحظه‌های‌ ناب‌ را تاب‌ آورد از رمز مدد می‌جوید، تا بتواند بدان‌طریق‌ گوشه‌ای‌ از دریافت‌هایش‌ را بیان‌ کند و عیان‌ نماید. و گاه‌ نیز آرزو دارد حرف‌ گفت‌، وصورت‌ را بر هم‌ زند، تا به‌ این‌ هر سه‌، از یار بی‌نشان‌ دم‌ زند، از این‌ رو رمز را در ادبیات‌عرفانی‌ این‌ گونه‌ معنا می‌کنند:
القا معنا و مقصودی‌ با اشاره‌ و ایما، کلمه‌ و سخنی‌ که‌ با رعایت‌ نوعی‌ تناسب‌ وشباهت‌ و یا حتی‌ بدون‌ تناسب‌ معنایی‌ بعید از آن‌ را اراده‌ کنند و در اصطلاح‌ معنیی‌ باطنی‌که‌ مخزون‌ در تحت‌ کلام‌ ظاهری‌ است‌ که‌ غیر اهل‌ را بدان‌ دسترسی‌ نیست‌.

نگاهی‌ گذرا به‌ سیر کاربرد واژة‌ مقدس‌ حسین‌ در ادبیات‌ عرفانی‌ فارسی‌ نشان‌دهندة‌ نمادین‌ شدن‌ و رمزی‌ گشتن‌ این‌ نام‌ است‌ و این‌ نیز خود بیانگر عمق‌ معنا و مفهوم‌این‌ حادثه‌ عظیم‌ از یک‌ سو و مفاهیم‌ مکنون‌ در آن‌ و وقایع‌ باطنی‌ و مخزون‌ پوستة‌ظاهری‌ آن‌ است‌. برای‌ آن‌ که‌ بتوانیم‌ سیر کاربرد این‌ نام‌ مقدس‌ را بررسی‌ نماییم‌، این‌سیر را به‌ چند دوره‌ تقسیم‌ بندی‌ می‌نماییم‌:

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=83160

/ 0 نظر / 30 بازدید